تبليغاتX
خسروانی
86/07/30
هفته گذشته در فرهنگسرای هنر(ارسباران) جلسه نقد ردیف میرزاحسینقلی فراهانی نوشته داریوش پیرنیاکان، توسط سید علیرضا میرعلینقی برگزار شد.

در شروع این برنامه پیرنیاکان با اشاره به اینکه اینگونه برنامه ها می تواند زمینه تحقیق موسیقی و فرهنگ نوشتاری موسیقی را فراهم کند از دست اندرکاران این برنامه تشکر کرد و ایندست برنامه ها را موجب انتخاب صحیح هنرجویان دانست.

میرعلی نقی برنامه را با مقدمه ای در مورد ردیف آغاز کرد و گفت، تلاشهایی برای نگارش ردیف حدود 90 سال پیش توسط کلنل علینقی وزیری شروع شده و ایشان پیش آقا حسینقلی رفته بودند که ایشان هم طبق معمول موسیقیدانان قدیم طفره رفته بود و گفته بود بهتر است پیش برادرم بروید که مضرابهای شمرده تری دارد... ایشان هم پیش میرزاعبدا... میروند و بعد از یکسال و نیم برمی گردند و شرط این می شود که یک سال به علی اکبرخان شهنازی نت درس بدهند تا میرزاحسینقلی به ایشان ردیف درس دهند؛ از این ردیف فقط دستگاه چهارگاه باقی مانده !

البته قبل از ردیف آقای پیرنیاکان ردیفهای دیگری بوده، مثل ردیفی که نوا و راست پنجگاه هست و آقای هوشنگ ظریف که خودشون سالها شاگرد علی اکبرخان شهنازی بودند نوشتند...

علی اکبرخان شهنازی شاگردان زیادی داشته اند که می توان گفت فقط آقای داریوش پیرنیاکان مکتبدار این سبک مانده اند و با گذشت از علایق شخصی سعی در اشاعه این سبک داشته اند.

در یادبود محمود کریمی که هنوز هم می تواند یک مرجع باشد در مورد مفهوم مکتب زیاد صحبت شده؛ مثلا" سبک مرتضی محجوبی یا احمد عبادی با اینکه بسیار متفاوت و شیرین است، ولی فقط یک شیوه فردی است! اما سبک نوازندگی ابوالحسن صبا، سید جلال تاج اصفهانی، علی اکبرخان شهنازی قابلیت تعلیم بصورت یک مکتب را دارد، از استادان معاصر که دارای مکتب هستند می توان به فرامرز پایور اشاره کرد. معمولا" کسانی مکتبدار هستند که فانتزی شخصی خود را کنار می گذارند و حافظ اصالت این مکتب و سنت می شوند.

پس از این توضیحات میرعلینقی از داریوش پیرنیاکان پرسید، "فرق اساسی این رپرتوار با دیگران چیست؟"

پیر نیاکان : ردیف میرزاحسینقلی یکی از معتبرترین ردیفهاست که از نظر کمیت و کیفیت ممتازتر از ردیف میرزاعبدا... ی است که امروزه مرسوم است؛ البته سلایق شخصیم را اصلا" در نظر نمی گیرم! از نظر کیفیت این ردیف بسیار پرکار و پرریزه کاری است، از نظر کمیت هم مفصل تر است، مثلا" آوازهای شور در ردیف میرزا عبدالله فراهانی بصورت اشاره نیست و بطور کامل گوشه ها اجرا می شود. از نظر تکنیک هم چون خیلی میرزا حسینقلی نوازنده توانایی بوده،ردیفش خیلی تکنیکی هست و خیلی خلاقیت و زیبا شناختی در تصنیف آن بکار رفته، ولی ردیف میرزاعبدالله خیلی شناخته شده تر است و بیشتر مورد استفاده بوده...!

میر علی نقی : من فکر می کنم یکی از علتهای استفاده زیاد از این ردیف، بخاطر وجود نورعلی خان برومند، که مجری اصلی و اول ردیف میرزا عبدالله فراهانی بوده و همچنین احترام زیادی که موسیقیدانان بعنوان یک مرجع به او می گذاشتند باعث این مسئله شده که متاسفانه کم لطفی زیادی به علی اکبرخان و ردیفش شد و فقط در خانه صبا و هنرستان موسیقی ملی از ایشان به عنوان مدرس استفاده شد؛ در صورتی که با وجود اهمیت تار در موسیقی ایرانی ردیف جامع علی اکبرخان شهنازی جایگاه بهتری نسبت به دیگر ردیفها دارد.

پیرنیاکان: من 10 سال پیش استاد علی اکبرخان شهنازی بودم و در محضر اساتید دیگری هم کار کردم که ردیفهایی که تدریس می کردند 70 تا 80 درصد منطبق بود با ردیف علی اکبرخان و این سوال همیشه برای من مطرح بود که در قدیم چه ردیفهایی بوده! من از اسمائیل قهرامانی پرسیدم که گفت: من از میرزاعبدا... پرسیدم چند ردیف وجود دارد؟ ایشان گفتند که فقط یک ردیف وجود دارد! و ردیفها با هم منطبق بوده... مثلا" بیدادی که درویش خان زده دقیقا" بیدادیست که میرزاحسینقلی زده!

من از استاد احمد عبادی پرسیدم: کدام ردیف، ردیف اصلی است؟ ایشان گفتند ردیف پسرعمویم حاج علی اکبرخان شهنازی. من به حافظه شهنازی اصلا" شک نداشتم... آقای حبیب ا... صالحی می گفت یک مضراب چپ و راست علی اکبرخان از وقتی که به ما درس می داد تا حالا تغییر نکرده!. نورعلی برومند هم در نواری گفته، من در در ردیفی که قهرمانی به من درس داد دست بردم! که البته این از اعتبار ردیف نورعلی خان برومند چیزی کم نمی کند، چون او از بهترین کارشناسان بود.

ردیف شهنازی را هر کسی که تار کار می کند باید بزند، زمان ما هم همه کسانی که تار می زدند با شهنازی این ردیف را کار می کردند. این ردیف بسیار سازی است، بر خلاف اکثر تکنوازیهای امروز که آوازی است...!

Radife
شیوه علی اکبرخان شهنازی با پدرش فرقی ندارد، فقط علی اکبرخان بخاطر شنیدن موسیقی غربی ،خیلی از امکانات صدایی تار استفاده می کند و او می خواهد از تار صدای بیشتری خارج کند، برای همین مضرابش بزرگتر است ولی در کل فرقی با ردیف پدرش ندارد؛ چون شهنازی پیانو هم می زد، در کارهای قدیمی اش در ردیف از آکورد هم استفاده کرده است.

میرعلینقی : آموختن این ردیف برای یک مبتدی به طور میانگین چند سال طول می کشد؟

پیرنیاکان:اگر با تمام ظرایف کامل بزند 4،5 سال طول می کشد. ردیف عالی با تار خوب اجرا می شود ولی میرزا عبدا... با کمانچه و سنتور هم خوب است.



Radife
در این قسمت برنامه دو تن از شاگردان آقای داریوش پیرنیاکان، خانم مریم تجژده و آقای امیر شریفی به اجرای قسمتهایی از ردیف علی اکبرخان شهنازی پرداختند که اجرای زیبای آنها مورد تشویق حضار قرار گرفت؛ سپس آخرین قسمت برنامه که پرسش و پاسخ بود با این پرسش آغاز شد: " آقای یوسف فروتن سبک سه تار نوازیشان شبیه به تارنوازی علی اکبرخان شهنازی بود! دلیل این مسئله را در چه می بینید؟

پیرنیاکان : این شباهت بخاطر شاگردی ایشان پیش میرزا حسینقلی بود

سئوال: آیا ردیف میرزاحسینقلی با سه تار هم قابل اجراست؟

پیرنیاکان :من با سه تار هم می زنم؛ ابوالحسن صبا هم می زد

سئوال: آیا برای پیشرفت تکنیک ردیف کافی است؟

پیرنیاکان : مگر درویش خان، مرتضی نی داوود ... اتود زده بودند؟ همه اینها با ردیف به این تکنیک رسیدند! مثلا" دریک ردیف می توانید با 4 ،5 تکنیک آشنا شوید، گذشته از این ذهن را اتود خلاق بار نمی آورد! در صورتی که ردیف نوازنده را خلاق می کند؛ اینقدر باید نوازنده ردیف زده باشد که وقتی جمله ای از خودش هم می زند استحکام ردیف را دارا باشد. البته من نمی گویم که نوازنده فقط باید ردیف بزند ... از صبا پرسیدند شما چگونه تمرین می کردید؟ می گوید 20 سال فقط ردیف زدم! ولی ردیف صبا منصوب به خودش است!

ما هنوز از نظر تکنیک به قدرت دوره جوانی علی اکبرخان نرسیدیم! مثلا" جلیل شهناز از تکنیک خاصی برخوردار هست که نوازندگان بسیار باید تلاش کنند که به آن تکنیک برسند...

امروزه معنی تکنیک مخشوش شده، مردم فکر می کنند یک حرکت سریع روی دسته یا یک پاساژ سریع فقط تکنیک است! در صورتی که درست صدا درآوردن از ساز خود یک تکنیک است.

سئوال: یکی از مشکلات تعدد کتب آموزشی است ...

پیرنیاکان: ... من با آقایان هوشنگ ظریف ، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده ... صحبت کردم؛ آنها هنوز اعتقاد دارند بهترین کتاب آموزشی کتاب هنرستان ملی از روح الله خالقی است، با اینکه بعضی از درسها جابجا است و جایی که باید تمرینی باشد نیست و جای دیگری است... ولی با این حال هنوز کتاب خوبی برای تدریس است. ما در خانه موسیقی از تمام کسانی که کتاب آموزشی نوشتند دعوت کردیم و نظر خواهی کردیم برای یکی شدن کتابهای آموزشی... مثلا" کتاب دستور سنتور آقای فرامرز پایور برای آموزش مرجع شناخته شد... حتی در تلاش هستیم که علامتها ی موسیقی را هم یکی کنیم.

سئوال: این موضوع باعث یکنواخت شدن سبکهای نوازندگی نمی شود؟

بهترین متد آموزشی برای تار را علی اکبرخان تدریس می کرد و روش او باعث شد ما هر کدام به شیوه شخصی خودمان ساز بزنیم ... داریوش طلایی، عطا جنگوک، ظریف، لطفی، علیزاده ... هر کدام با روش شخصی خود ساز می زنیم با اینکه در ابتدا همه تقلید می کردیم؛ یک راه حل پیشرفت شاگرد تقلید است.





از سجاد پورقناد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی  | 

86/07/25

ردیف وسیستم مدال

رپرتوار(مجموعه،آثاری که برای یک ساز نوشته شده است،دوره یا سبکی از موسیقی)موسیقی کلاسیک ایرانی،همراه با نظم وترتیب سنتی آن ردیف نامیده می شود. درک مفهوم ردیف بیش از هر چیز، مستلزم درک این نکته است که ردیف و سیستم مُدال (سیستم مایه ها)مقوله ی واحدی نیست . ردیف در اصل ، مجمویه ملودی هایی است که به وسیلهء افراد مختلف در زمان های گوناگون جمع اوری شده و به رپرتوار افزوده شده است.

 رپرتوار موسیقی کلاسیک ایرانی مانند رپرتوار موسیقی کلاسیک غربی نیست که افراد مشخصی آن را ساخته باشندو عینا" به همان صورتی که تصنیف شده اجرا شود، بلکه مجموعه ای است مرکب از ملودی های سنتی که بسیاری از آن ها از منابع موسیقی شهری و روستایی گرفته شده و با گذشت زمان منشاء و خاستگاه آن ها فراموش شده است.

ما این ملودی هارا انعطاف پذیر می نامیم و درباره ی آنهابیشتر بحث خواهیم کرد.موقییت هر ملودی در ردیف با خصوصیات مایه گی آن تعیین شده است. تمام مُدها (مایه ها) یی که در موسیقی کلاسیک ایرانی مورد استفاده قرار میگیرند در ردیف یافت می شود ولی از آن مشتق نشده اند.

بنابراین در ارائهء این بررسی ، ردیف را به عنوان مجموعه ملودی هایی معرفی خواهیم کرد که هم برای تعلیم و هم برای اجرا به وسیلهء موسیقی دانان نظم یافته است،همچنین ملودی های ردیف و سیستم مُدال را مقوله ی واحدی نخواهیم دانست و آنها را از هم تفکیک خواهیم کرد.

 

                          ردیف مظهر اصلی و قلب موسیقی ایرانی است

                                                                                                    نورعلی برومند

    

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی  | 

86/07/25

 

      علينقي وزيري 1358_1265

      علينقي وزيري در سال 1265 شمسي در تهران متولد شد. پدرش موسي وزيري افسر قزاقخانه بود که از جواني به کارهاي هنري پرداخت و به تعليم تار و ويلن مشغول شد. از شاگردان ممتاز درويش خان بود. ** علينقي وزيري بعد از تحصيلات مقدماتي در قسمت موزيک نظام به فرا گرفتن ( نت ) پرداخت و چند سال در اروپا در اين رشته مطالعه کرد و در مراجعت به کشور چنان در راه موسيقي کشور تلاش کرد که او را ( پدر موسيقي جديد ايران ) ناميدند.او موسس مدرسه عالي موسيقي و كلوب موزيكال و همچنين سرپرست مدرسه موسيقي دولتي و هنرستان موسيقي و اداره موسيقي كشور بود. ** روح الله خالقي از شاگردان او معتقد است که خدمات کلنل وزيري به موسيقي ايران به حدي است که مي توان گفت هيچکس تا کنون در صنايع ظريفه چنين کار مهمي انجام نداده است ** استاد وزيري در تهيه مارش هاي ميهني کوشش فراوان داشت و آثار با ارزشي از خود به يادگار نهاده است.

      از آثار مكتوب وزيري مي توان:

      دستور تار وسه تار (دو جلد) ، دستور ويولون (2 ج)، موسيقي نظري (3 بخش) ، در عالم موسيقي وصنعت ( مجموعه خطابه ها) ، سرودهاي مدارس ، زيبا شناسي در هنر وطبيعت ( ترجمه و اقتباس)، تاريخ عمومي هنر و زيبا شناسي ، سردوها از پندهاي سعدي و مجموعه نوشته هاي پراكنده ( به كوشش سيّد عليرضا ميرعلي نقي) را نام برد.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی  | 

86/07/23
ابوالحسن صبا

یک توضیح کوتاه: این داستان غم نامه ای است در سوگ ابوالحسن صبا. شاید بپرسید صبا که سال هاست مرده است. چرا حالا به سوگش نشسته اید... اما صبا برای من تازه متولد شده بود، تازه شناخته بودمش و نغمه ای از او نواخته بودم که زندگی نامه غم انگیزش را خواندم و... به سوگ نشستم...
قطعه ای از صبا را که گوش می دهید وجود شما را سراسر خوشی و شادی و لذت می کند... اما امان از غمی پنهان پشت چهره همیشه خندان صبا...
شاعری بود که با گیتارش به شادی آواز می خواند:

رقصم گرفته بود
مثل درختکی در باد
آنجا کسی نبود
غیر از من و خیال و تنهایی
رقصم گرفته بود
پیرانه سر، دیوانه وار
تنها... تنها... رقصیدم...

غمگین شدم...

ابوالحسن صبا

کاروانی از دور می آمد. صبا کاروانسالار بود...
صبا که مُرد... کاروانی ها می رفتند و می خواندند: بگرییم خون که ناگه صبا رفت...
نیما که رفت شعر نو بی پدر شد... صبا که رفت... دل موسیقی شکست...

***

این که شاگرد باشی، شاگرد استادی باشی که بدانی او هم شاگرد استادی بوده است و بتوانی زنجیره استادان را به انتها برسانی در انتهای این رشته ناگاه به ماهیتی فرامادی می رسی که وجودش مملو از یبایی هاست. حال اگر ریشه استادان را از آخر برگردی به خود می رسی و می بینی که ماهیت این زیبایی را درک کرده ای اما آیا صرفاً این که بدانی چیز زیبایی وجود دارد کافیست؟... پس من این زیبایی را کجا ببینم، کجا بشنوم، کجا بخوانم... من دست به ساز برده ام تا راوی این زیبایی باشم اما نیستم... تا رسیدن به قله، راه زیاد مانده است. من می خواهم شمه ای از این زیبایی را اکنون ببینم... حالا به ارزش هنر استادان پی برده ام...

***

گفتگوی شاگرد و استاد:
- وقت آزاد داری باز هم درس بگیری؟
- دارم استاد... ممکن هست که رقص چوبی رو به من درس بدین... من تا حالا افشاری نزده ام...
- کتاب کاروان صبا رو داری؟
- ندارم استاد...
استاد بلند شد. به میان قفسه کتاب هایش رفت و کتابی آورد. صفحه اول را باز کرد و نوشت: تقدیم به دوست و شاگرد عزیزم... از طرفِ...
چشمم را بستم و کتاب - این یادگار گران بها از استادم را - در کیفم گذاشتم. یک هفته در پیش دارم و باید چهارمضرابی در آواز بیات ترک، زرد ملیجه را در دشتی و رقص چوبی را در افشاری بنوازم... آثار استاد کامل... ابوالحسن صبا را...

***

صبا از محضر چهل استاد بزرگ زمان خویش بهره گرفت. از هر گلی شاخه ای چید و بزرگترین استاد زمان خود شد. در ویلن و سه تار استاد بی نظیری بود. دستور کاملی برای تار و سه تار نوشت، همچنین برای سنتور و ویلن و ضرب. و خدا می داند تعداد شاگردانش چقدر بود... استاد فرامرز پایور... استاد حسین تهرانی... استاد مهدی خالدی... استاد حسین یاحقی... استاد... استاد... شاگردان استاد... استادان شاگرد...

***

...
غباری از راه می آمد و می رفت. بر مسیر جاده ای نشسته بودند انگار... استاد ضرب نواز و شاگرد ضرب گیر...
شاگرد مشق تنبک می کرد. استاد که چهره اش مهربان بود تنبک را به زیر ساعد گذاشته بود و در هر دوره بازگشتی از ریتم ضربی شاگرد به تنبک ضربه ای می زد و بازگشت ریتم را یادآور می شد. شاگرد در مسیر جاده به راه افتاد... نواخت و نواخت... گرد و خاک بیابان، چهره استاد را زدود و همچون قاب عکسی به میان کتاب ها و مجله ها فرستاد... شاگرد ضرب گرفت و ضرب گرفت... استاد حسین تهرانی شد...
رادیو... تکنوازی تنبک استاد حسین تهرانی...!!
سلوی تنبک قابل شنیدن است؟... ضرب تنها؟!
اگر آن را استاد تهرانی بنوازد... شما مگر می توانید نشنوید؟...
در مسیر دیگر جاده ای دیگر... استادی یکتا همچون صبا... شاگردی درس سه تار می گیرد... شاگردی درس ویلن... شاگردی درس سنتور... شاگردی درس تار...
در نقطه پیوند همه شاخه راه هایی که از نقطه ای منشعب می شد، ابوالحسن صبا ایستاده بود... یک نگاه به گذشته انداخت و یک نگاه به آینده... از میرزا عبدالله سه تار، از درویش خان تار، از حسین خان اسماعیل زاده کمانچه، از حاجی خان ضربی تنبک، از نایب اسدالله نی، از حسین خان هنگ آفرین ویلن، از علی اکبر شاهی سنتور... و شاید از همه مهمتر... از استاد یگانه کلنل علینقی وزیری... این همه نغمه و نوا و تکنیک آموخته ای صبا... حوصله داری عده شاگردان را هم بشماری صبا؟!
زود رنجی... ظریف و احساساتی... زود خسته می شوی... حوصله تملق شنیدن نداری... استاد وزیری ترک وطن کرده اند ... تو ماندی و... هیچکس صبا جان... هیچکس...
من هم می روم...
شمال...
جنگل...
تنها...
زرد ملیجه، کوهستانی، کاروان، دیلمان، به زندان، رقص چوبی، در قفس، به یاد گذشته، چهارمضراب... این همه چهارمضراب... دشتی و افشاری و ماهور و چهارگاه و بیات ترک...
چه یادگارهایی برای ما گذاشتی صبا... چه یادگارهایی...
در عروسی ها می شنویم رقص چوبی را... تو نواختی اولین بار با ضرافت و لطافت با سه تار خودت...
...
متعلق به دنیای شماها نیستم دیگر... رهایم کنید... می روم از برای خودم...
می روم...
بدرود ای وارثان مرز پرگهر... ایران

ابوالحسن صبا

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی  |