|
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|
|
|||||||
|
|
| جهانگیر دانای علمی پینوشت: ۱_ رویان _ اسماعیل مهجوری با استناد به کتاب تاریخ طبرستان پس از اسلام و بنا به تحقیقات خود درباره مکان رویان مینویسد: بخش باختری طبرستان شامل نواحی، تنکابن _ نوشهر _ چالوس _ کجور و رودبار و طالقان محسوب میشد، که بعدها بخش جنوبی یعنی رودبار و طالقان را از آن جدا کرده به شهرستان قزوین و تهران پیوستهاند. اسماعیل مهجوری _ تاریخ مازندارن _ ساری، سال ۱۳۴۲، ص ۴۰. ۲_ بیرونی، ابوریحان، آثار الباقیه، اکبر داناسرشت تهران امیرکبیر ۱۳۶۳ ش ص ۳۳۴ ۳_ طبری، محمد جریر، تاریخ الرسل و الملوک، ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، ۱۳۶۲ ش ص ۲۸۹ ـ ۲۹۰ ـ ۷۲۶ ۴ـ ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ابوالقاسم حالت، وقایع قبل از اسلام، تهران»، علمی ۱۷۰ ـ ۷۲ ۵ـ دینوری، ابوحنیفه، احمدبن داود، اخبارالطوال، محمود مهدی دامغانی، نشر نی، ۱۳۶۴ ش ص ۳۵ـ ۳۴ ۶ـ پور داود، ابراهیم، یشتها، کرده ۴ بند ۶ دانشگاه تهران ۱۳۵۶ ش ۷ـ پیرنیا، حسن، ایران باستانی، داستانهای ایران قدیم تهران، دنیای کتاب، ۱۳۶۲ ش ص ۲۴ـ ۲۵. ۸ـ کریستن سن، آرتور، شعر و موسیقی در ایران، عباس اقبال، ص ۵۴. ۹ـ دستگاههای منسوب به باربد از هفت خسروانی، سی لحن و سیصدوشصت دستان بود که به ایام هفته و سی روز ماه و سیصدوشصت روز تناسب داشته است. ایران در زمان ساسانیان ـ آرتور کریستن سن ص ۶۴۰ ترجمه رشید یاسمی) ۱۰ـ مجملالتواریخ و القصص مولف؟ به تصحیح ملکالشعرای بهار. کلاله خاور. ص ۹۰. ۱۱ـ صفا، ذبیحالله، حماسهسرایی در ایران، ص ۵۹۰. ۱۲ـ کسروی، احمد، نامها، شهرها، دیها. ص ۸ـ ۷ـ ۶۱۳ـ کسروی، احمد، زمینه ادب فارسی ص ۱۹۳. ۱۳ـ کسروی، احمد، زمینه ادب فارسی، ص ۱۹۳. ۱۴ـ ملاح، حسینعلی، منوچری دامغانی و موسیقی، تهران، سپهر. ۱۳۵۷ پ ۲۱۱. ۱۵ـ همه دستگاهها، همه آهنگها و موسیقی را در گذشته خسروانی میگفتند یعنی در گذشتههای دور معنای آهنگ را بهصورت امروزی که متداول است بیان نمینمودند و استاد فریدون جنیدی در این راه مینویسد: گاهی شنوندهای به نوازندهای میگفته است، مثلاً از گوشه نهاوند آهنگ خوارزم کن و کمکم آهنگ چنین معنایی به خود گرفت. (سرگذشت موسیقی ایران فریدون جنیدی ص ۱۳۸ـ ۱۳۷). |
||||
| سورۀ مهر | ||||
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|
| ||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||
| صهبا مصلحی | ||||
| گفتمان ایران | ||||
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|
| ||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||
| سایت سیمرغ | ||||
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|
بر اساس يافتههاي پژوهشگران برزيلي، گوش كردن به آثار «موتزارت» باعث ميشود كه واكنش بيماران در حين انجام يك آزمايش خاص چشمپزشكي، قابل اعتمادتر باشد.محققان برزيلي، از سي بيمار كه چشم آنها به بيماري گلوكوم يا آب سياه مبتلا بوده است، خواستند تا پيش از انجام اين آزمايش، 10 دقيقه به سونات پيانوي موتزارت گوش كنند.
در همين حال سي بيمار ديگر در سكوت، منتظر انجام اين آزمايش بودند. اين تحقيق، كه نتيجه آن در مجله چشمپزشكي بريتانيا چاپ شده است، حاكي است كه گوش كردن به اين موسيقي، باعث شد كه بيماران گلوكومي با دقت بيشتري در اين آزمايش شركت كنند. آزمايش «توانايي خودكار چشم در تحليل تصاوير محيطي»، معمولاً در بيماران گلوكومي، روشي قابل اعتماد نيست، چون نتايج آن به دقت بيمار در انجام اين آزمايش بستگي
دارد، اما بر اساس نتايج اين تحقيق، دقت بيماران پس از شنيدن يكي از آثار موتزارت، بهبود مييابد.
بسياري از اين اخبار را روزانه از سراسر جهان ميشنويم كه موسيقي چه آثار مثبتي بر روح و روان انسان، نباتات، حيوانات و… دارد. موسيقي و موسيقيدانان در دنياي امروز رهرواني مناسب براي بهداشت رواني جامعهاند.
درمان با موسيقي گانداروا ـ نواهايي براي ايجاد تعادل در طبيعت
در چند سال اخير، آيورودا نخستين روش درماني پيشرفته بر اساس موسيقي را ارائه كرده است. بيماران در كلينيكهاي ما، هر روز به مدت كوتاهي به نواي موسيقي گانداروا ودا ـ شاخهاي از ادبيات گستردة ودايي كه به «دانش الحان موسيقي» معروف است ـ گوش فرا ميدهند. موسيقي گانداروا قرنها پيش در هند باستان پا گرفت و امروزه هنوز قواعد آن، پايه و اساسي براي راگاهاي زيبا و طولاني است كه نوازندگان هندي آنها را مينوازند.
گانداروا ودا حاوي چندين تكنيك بسيار پيچيده است كه براي تغيير فيزيولوژي بدن به كار ميرود. موسيقي چيزي فراتر از نوايي «آرامشبخش» يا «مهيّج» است. راستي چرا به آن گوش ميدهيم؟ البته به خاطر لذت، اما همه لذتها به گونهاي بدن را تغيير ميدهند. معمولاً بعد از گوش كردن موسيقي باخ يا موتزارت، فشار خون خود را اندازه نميگيريم كه ببينيم چقدر بر ما تأثير گذاشته است ولي اگر بخواهيم فشار خون خود را پايين بياوريم آواي موسيقي كلاسيك ملايم و آهسته، داروي بسيار مؤثري است.
موسيقي به عنوان دارو
اين حقيقت كه موسيقي ميتواند نوعي شيوة درمان باشد نخستين بار در دهلي نو در كنفرانسي كه راجع به موارد استفاده كلينيك موسيقي گانداروا براي پزشكان تشكيل شده بود به ذهنم خطور كرد. در طي كنفرانس، يك خانم پزشك آيورودايي پشت تريبون رفت و اعلام كرد به جاي صحبت راجع به موسيقي گانداروا، ترجيح ميدهد نحوة عملكرد آن را به حضّار نشان دهد.
بر اين اساس از ما خواست كه براي چند دقيقه به آوايي كه به ويژه متعادلكنندة واتا بود گوش كنيم. زماني كه با آوايي تپنده و غريب شروع به خواندن ترانهاي دلفريب كرد چشمان خود را بستيم. سپس درخواست كرد هر كس نبض شخص كنارش را بگيرد. وقتي چنين كرديم متوجه شديم كه كاهش چشمگيري در ضربان نبض همه به وجود آمده است. بعد اقدام به خواندن آوازي كه ريتم تندتري داشت كرد. مجدداً براي چند دقيقه به آن گوش سپرديم و متعاقب آن نبض يكديگر را گرفتيم. ميزان نبض هر يك از ما بيشتر از حد نرمال، كه هفتاد تا هشتاد بار در دقيقه است، بود. در حقيقت، نواي موسيقي بدن ما را ماهرانه به سويي كه آن دكتر خواسته بود رهنمون ساخته بود. اين تكنيك اساسي، به همراه دهها تكنيك متنوع ديگر كه منطبق با بخشهاي مختلف بدن هستند، دانش پزشكي گانداروا ودا را تشكيل ميدهند. زيربناي دانش موسيقيدرماني، اين فرضيه است كه اصوات
موزون همان ارتعاشاتي هستند كه دوشاها را به حال تعادل در ميآورند.

دوشاها علاوه بر مزهها، رنگها و بوها با برخي آهنگهاي معين متعادل ميشوند و با برخي ديگر آشفته گشته و از حالت تعادل خارج ميگردند. نواختنِ تند يا كندِ موسيقي، تنظيم و كوك ابزار موسيقي به طريق بم يا زير و نحوة تنظيم الگوهاي موزون موسيقي، همگي تكنيكهايي براي تغيير واكنش شنونده هستند. متون گانداروا حاوي راگاهايي هستند كه براي اوقات مختلف صبح و ظهر و شب مناسب ميباشند. براي مثال، هنگامي كه واتا بر اثر مشغلة كار در ساعت چهار بعد از ظهر به اوج ميرسد موسيقي ميتواند فشار كار را كاهش داده و ما را به وضع آرامتري سوق دهد.
نقل شده است كه اگر آهنگهاي گانداروا به طور صحيح نواخته شد تأثيرات كيهاني بر جاي ميگذارد. بدن انسان به تغييراتي كه بازتاب ريتمهاي متغير طبيعت هستند واكنش نشان ميدهد. تنها نبض شما نيست كه به هنگام شب آرام ميگيرد بلكه همه گياهان و جانوران نيز در انطباق با چرخههاي شبانة خود واكنش نشان ميدهند. موسيقي گانداروا همه آن ارتعاشات اساسي را كه از طريق طبيعت در هر لحظه به تپش در ميآيند در بر ميگيرند.
كاربرد موسيقي گانداروا
گانداروادرماني، بخش لاينفكي از برنامة درماني بيماران بستري در كلينيك ما ميباشد. براي استفاده خانگي از آن ميتوان نوار كاستها يا ديسكهاي فشردة موسيقي گانداروا را از طريق پست سفارش داد و در تمام مدت روز، هر سه ساعت به يكي از آنها گوش داد. هر بخش سه ساعته را «ساندهيا» مينامند و در هر يك از اين ساندهياها بايد به آهنگ خاصي گوش فرا داد. ساندهياها مثل نقاط قطبنما به يكديگر وصل ميشوند:
چهار ساندهياي اصلي كه در تصوير به صورت طلوع آفتاب، ظهر، غروب و نيمهشب نشان داده شدهاند نقاط عمده تغيير در چرخة روزانه هستند و تغيير و تحولاتي را كه در اين مقاطع زماني در ريتمهاي طبيعت رخ ميدهند منعكس ميكنند. چهار نقطة ديگرِ تغيير ريتم وجود دارد كه عبارتاند از: نيمة بامداد، شب و قبل از سحر. بدين ترتيب مقاطع سه ساعته از اين قرارند:
اين مقاطع زماني تقريبي هستند و بايد به تناسب فصول سال تغيير يابند. قاعده كلي آن است كه هنگام طلوع آفتاب، آغاز نخستين ساندهيا ميباشد.
درست مثل تغيير فصول سال كه دوشاهاي شما را در مقابل عدم تعادل آسيبپذير ميكند (و موجب سرماخوردگيهاي بهاره و حساسيتهاي اواخر تابستان ميشود) بدن شما نيز به مقاطع تغيير ريتم روزانه حساس است. همه عملكردهاي بدن در ساعات معيني از روز داراي اوج و در مواقع ديگر داراي افول هستند. موسيقي گانداروا همه اين فراز و فرودها را به جريان مستمر واحدي در انجام فعاليت تبديل كرده و نوسانات و ناهمواريها را حذف مينمايد. اگر سعي داريد بخوابيد اما نميتوانيد، به خاطر آن است كه ذهنتان هنوز درگير كارهاي نيمهتمام روز است. در اينجا از فقدان يك تغيير حالت آرام رنج ميبريد و گانداروا ميتواند آن را براي شما فراهم آورد.
ده دقيقه گوش فرا سپردن به موسيقي گانداروا در مواقع زير ميتواند بسيار مفيد باشد
به عنوان بيداركنندهاي آرام در هنگام صبح.
بعد از صرف غذا، براي آرام كردن عمل هضم.
به عنوان وسيلهاي براي به خواب رفتن، درست قبل از خواب.
در دوران نقاهت پس از بيماري.
در مواقع گوش كردن به موسيقي بهتر است آرام بنشينيد و چشمهايتان را ببنديد. بگذاريد توجهتان به آرامي معطوف آهنگ شود. اگر حواستان پرت شد آن را دوباره به آرامي به روي موسيقي تمركز دهيد. وقتي كه آمادة بيدار شدن از خواب هستيد ضبط صوت را خاموش كنيد و يكي دو دقيقه در سكوت بنشينيد.
اگر سعي داريد وزن خود را كم كنيد قبل از هر وعده غذا پنج دقيقه به موسيقي گانداروا گوش كنيد. اين كار باعث هشياريتان ميشود و به شما كمك ميكند تا بفهميد واقعاً چقدر گرسنه هستيد. اين موسيقي همچنين ميتواند در موقعي كه بر اثر اختلال واتا دچار نگراني و اضطراب هستيد مفيد واقع شود. تمركز آرام و ملايم بر موسيقي موجب آرامش و تسكين اين دوشا ميگردد.
بر پاية اعتقادي سنتي گفته ميشود كه پخش موسيقي گانداروا، هنگامي كه حتي در اتاق حضور نداريد سودمند است. اثر متعادلكنندة راگاها بدون حضور شخص نيز وجود دارد ولي تأثيرش بدان حدي نيست كه شخص حضور داشته و به آن گوش ميدهد. اگرچه اين تأثير از ديدگاه غرب غير قابل توضيح است ولي هر كس كه در خانهاي قدم گذاشته باشد به طريقي ميفهمد كه در آنجا مردمي شاد زيستهاند يا غمگين. گانداروا با ظرافتي خاص، فضا را با ارتعاشات شاد انباشته ميسازد. براي امتحان ميتوانيد اين موسيقي را براي چند روز متوالي بيوقفه در خانه خود پخش كنيد و هنگامي كه به خانه برگشتيد خود تأثير آرامش بخش و هماهنگكننده آن را دريابيد.
از آنجا كه راگاها بر پايه موسيقي غرب استوار نگشتهاند نوع سازها و اصوات آنها براي گوش ما ناآشنا و غريب جلوه ميكنند. بعضي از افراد اين آهنگها را زيبا مييابند و برخي ديگر به تدريج به آنها خو ميگيرند. ولي اثر اين موسيقي را بايد از جنبة تأثير آن بر بدن مورد قضاوت قرار دارد. اگر با شنيدن آن احساس شادابي، سبكي و هشياري ميكنيد پس موسيقي كار خود را كرده است.
چگونه گانداروا درماني را ياد بگيريم
براي استفاده از موسيقي گانداروا به عنوان نوعي شيوة درمان خانگي كافي است نوارها و ديسكهاي فشرده آن را توسط پست به آدرسي كه در انتهاي كتاب آمده است سفارش داده و آنها را به وسيله دستگاه پخش صوت گوش كنيد. همچنين خود ميتوانيد ياد بگيريد نوازندة گانداروا شويد. اين موسيقي در مدارس گانداروا ـ ودا كه در آمريكا، اروپا و هندوستان تأسيس شدهاند توسط اساتيد مشهور موسيقي كلاسيك هند آموزش داده ميشوند. هنرآموزان، در هر سطحي از مهارت كه باشند ـ حتي مبتدي ـ مورد پذيرش قرار ميگيرند. علاوه بر سيتار و تابلا كه زهي و كوبهاي هستند ميتوان فلوت هندي و نوعي سهتار به نام «وينا» را نيز در اين مدارس ياد گرفت. اين دو ساز بسيار قديمي اگر با صداي انسان همراه شود نابترين ابزار نواختن آهنگهاي گانداروا محسوب ميگردند.
ديپك چوپرا / مترجم: حميدرضا بلوچ / حسن هنديزاده
منبع : ماهنامه موسیقی مقام
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|
مهمترين آلت موسيقي که از شرق به غرب رفته بربط يا عود است براساس شواهدي که در دست است 8 قرن پيش از ميلاد نيز در ايران عودي کوتاه وجود داشت و احتمال اينکه اين ساز در ايران ساخته شده باشد بسيار زياد است زيرا نواختن آن از قديم در ميان ايرانيان رايج بوده است
تصوير آلت موسيقي شبيه به عود بر روي نقش برجسته گلي سومري که از سه هزار سال پيش از ميلاد باقي مانده نمايان است اين ساز که بربط نيز ناميده مي شود در ميان پارسيان به رود و در ميان اعراب به عود معروف بوده است.
برخي معتقدند که بربط از حيره در مغرب فرات در نزديکي مداين و مرکز تربيت شاهزادگان ساساني و يا از شهري در آن سامان به نام باب آمده است و به مکان هاي ديگر رفته و نامهاي عود، مزهر، موتروکران به خود گرفته است بعضي نيز “باربد” را سازنده بربط خوانده اند اعراب با تقليد از بربط ايراني سازي از چوب ساختند و آن را عود ناميدند.
بربط ايراني گلابي شکل بود که در قرن شانزدهم ميلادي دسته اي توخالي و پهن با7 تا9 سيم داشت که با کشيدن سيمها يا زخم آن را مي نواختند عود در دوره اسلامي در نواحي شمال شرقي فتوحات اسلامي ظاهر شد
سر عود که جاي گوشيهاي ساز است ، به طرف عقب برگشته و کاسه آن از پوست پوشيده شده است اين نوع عود در قرن دهم ميلادي در نواحي جنوبي اروپا رايج بود بر منبر چوبي کليساي سان لئوناردو واقع در آرستري در شهر فلورانس که در همان عهد ساخته شده است
نقش اين آلت موسيقي ديده مي شود اما عودي که از بسياري جهات شبيه به “وينا” در هندوستان و “چه اين ” در چين است ، عالي ترين نمونه اين نوع است اين نوع عود برخلاف عود جديد عربي و اروپايي در مراحل ابتدايي خود به شکل گلابي بوده که دسته آن کوچک شده و گردنساز از ديگر قسمتهاي آن متمايز نبوده است.
بر اثر نفوذ اسلام در اسپانيا عود به ديگر نقاط اروپا راه يافت در مينياتورهاي اسپانيايي قرن سيزدهم ميلادي نقش عود فراوان ديده مي شود، اما تاثير و نفوذ آن در نواحي شمالي اروپا بيشتر بوده است ، زيرا عود هرگز نتوانست آلت موسيقي اسپانيايي به نام “ويهوئلا” را که از ديرباز در اين کشور رواج داشت به کلي منسوخ کند دو طرح قديمي از عود وجود دارد يکي عود شرقي و ديگر عود غربي.
يکي از شکلهاي عود در کتاب کنزالتحف است که در حدود1345 ميلادي نوشته شده و اين شکل در آغاز کتاب تحقيقات راجع به موسيقي شرقي مجموعه نخست تاليف دکتر فارس ) 1931 ميلادي( يافت مي شود شکل ديگر عود در يک کتاب خطي به زبان لاتيني درباره آلات موسيقي است که آن را هنريکوش آرنولت )از شهر زوله ( در حدود سال هزاروچهارصدوچهل ميلادي نوشته است.
عود ترسيم شده در کتاب کنزالتحف ، داراي 7 پرده است اين کيفيت که در آلت موسيقي موسوم به گيتار يا قيطار ديده شده است ، در اوايل قرن پانزدهم در قيطار اروپايي به وجود آمد و در اين زمان بود که مرسوم شد يازده سيم 5 )جفت سيم هم آهنگ و در آخر همه يک سيم براي نواختن آهنگهاي غيراصلي ( به اين ساز ببندند.
عود در ممالک اروپايي بسيار رايج شد و اعتبار ويژه اي يافت به مدت چند قرن در آثار ادبي انگليسي پيوسته به آن اشاره شده است و براي آن شايد بيش از هر آلت موسيقي ديگر، به جز پيانو موسيقي ساخته اند وتيلک در سال 1633 مجلس بزمي براي شارل اول پادشاه انگليس برپا و غير از ديگر آلات موسيقي و آوازها40 عودنواز نيز اجير کرد
چنان که گفته اند در ميان آلات موسيقي که آنها را تنها مي نواخته اند عود از همه مهمتر بوده است اما در اپراهاي ايتاليايي که بتدريج از سال هزاروششصد ميلادي رواج يافت عود را با ديگر آلات موسيقي نيز هم آهنگ مي کردند
تامس کمپيون در وصف يکي از اين مجالس که در سال 1607 ميلادي برپا شد، خبر از حضور 10 نوازنده در آن مي دهد که عود، شيپور، نوعي سه تار و نوعي سنتور و ويولون مي نواختند.ظاهرا آخرين باري که عود در اپرا به کار رفت
در سال 1741 در “دي داميا” اثر معروف هندل بود براي نواخته شدن با عود “باخ ” و “هندل ” بعضي از آهنگهايشان را ساختند در اوايل قرن نوزدهم عود منسوخ شد با وجود اين هم اکنون سعي مي کنند عود را مانند آلات موسيقي ديگري که در اين قرن از بين رفت دوباره رايج کنند.
برگرفته از گیتار برای همه
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|
نوازندگان معروف و وجوه شاخص هر يك از اين سبكها :
كلاسيك :
ميرزا عبدالله، آقا حسينقلي،درويش خان،شهنازي و . . . از سازي استفاده ميشود كه طنين زيادي ندارد. ريز ( توالي مضرابهاي چپ و راست ) به صورت سريع است. بيشتر ريزها به صورت تك- ريز ( ابتدا يك ضربه تك به همراه كمي سكوت و سپس ريز ) مي باشد كه توالي تك- ريزها به گونه اي است كه انتهاي ريز به ابتـداي تك مي چسبد و حالت استمرار و تداوم دارد. سكوت كم است مگر در انتهاي جملات. فضاي خالي نغمات با واخوان بر روي سيمهاي زرد پر مي شود. اگر ساز پر طنين باشد اين واخوانها مشكل ساز مي نمايد. گردش نغمات در محدوده ي دانگ است و به صورت پلكاني بالا مي رود و از پرش و جابجايي استفاده نمي شود. چهار مضرابها در محدوده ي گوشه ها و در ابتداي برخي از آنها مثلاً در سه گاه در شروع زابل و . . . اجرا، و با ضرب همراهي نمي شود ولي سريع است. زمانبندي به گونه اي است كه به غير از مكث هاي آخر جملات، نغمات به هم متصل هستند.
اوزان عروضي در جملات حضور دارند. جواب آواز خيلي نزديك به آواز است. توالي اجرا به اين گونه است كه ابتدا چهار مضراب و سپس گوشه ها در ادامه تصنيف كه با ضرب همراهي مي شود و در آخر رنگ كوتاه.
مدرن :
مكتب وزيري
از سازي استفاده مي شود كه اكوي زياد ندارد ولي پرقدرت و از لحاظ صدادهي يكنواخت است. در اجراي ريزها ديدگاه غربي حاكم است ( تِرِمولو ) چپ و راستهاي سريع و يكنواخت و بدون تك-ريز. وزيري براي ثبت اين حالت نيز از علامت T استفاده كرده كه نشان از آگاهي و قصد او در انجام اين كار دارد. وجود نوانس ( قوي و ضعيف شدن ريزها ). تك ها مستقل از ريزها هستند. دراين شيوه درّاب ( تكنيكي به صورت سه نت پياپي و سريع ) ديده نمي شود مگر به ندرت. از تركيب تك-ريز و دراب استفاده نمي شود. نت ها منفصل از هم بوده، پرش زياد و دامنه ي ملودي خارج از محدوده ي دانگ است. از پاساژ و آرپژ زياد استفاده مي شود. موسيقي غربي حضور دارد. سئوال و جواب در زير و بم زياد است. از سيم بم براي ملودي نوازي استفاده مي شود. ارتباط كمتري با موسيقي آوازي دارد، و اوزان عروضي حضور ندارند. از غلت هاي آواز فقط چند نوع ساده و به صورت منقطع وجود دارد. از چند صدايي به شيوه ي موسيقي غربي استفاده مي شود. زمانبندي سريع است و تكنيك نمايي مهم است ( يعني نوازنده نشـان بدهد كه از لحاظ تكنيـكي قوي است! ). از رديف پيروي نمي شود. با وجود آشنايي با ظرايف رديف بدون پرداختن به آن، حالت موسيقي ايراني را القا مي كند ولي در شاگردان وزيري اين جنبه ديده نمي شود. تكنوازي ها از قطعات آوازي و با وزن آزاد شروع مي شود و در ادامه از قطعات ساخته شده استفاده مي شود. از ديگر مشخصه ها شروع نغمات از پرده هاي نامتعارف است. از ضرب در همراهي قطعات استفاده نمي شود و جواب آواز هم به معنايي وجود ندارد.
رمانتيك ( تغزلي ) :
مجد، شهناز، شريف و . . .
از ساز پر طنين استفاده مي شود و حتي با اكو و كوك هاي خاص، طنين ساز تشديد مي شود . از نزديك زدن مضرابها به هم اجتناب مي شود و مضرابها به صورت متوالي استفاده نمي شود. اصطلاحاً كم ريز است و ريزهاي طولاني ندارد. از درّاب استفاده مي شود. به دنبال كيفيت و خوش نوايي صداست و تأكيد به افكت ها و مالش ها روي دسته ي ساز دارد. از ديگر مشخصه هاي اين شيوه جابجايي مضراب در جلو ساز و نزديك و دور كردن به خرك براي ايجاد صداي خشك و تو دماغي، و نيز مضراب چپ زدن با سكوتهاي مياني نسبتاً طولاني مي باشد. سئوال و جواب در بم و زير صورت مي گيرد ولي به مانند سبك وزيري سريع نيست. جمله بندي ها معمولاً ساده و كم پيچ و خم بوده و فقط از گوشه هاي اصلي رديف استفاده مي گردد. از چهار مضراب هاي رنگ گونه و طولاني استفاده مي شود. زمانبندي كند است. تأكيد بر نمايش تكنيكي نمي شود. تكيه بسيار بر بداهه نوازي دارد. مبتني بر موسيقي دستگاهي است ولي بيشتر از فضاي مودال دستگاه استفاده مي شود. اغلب اجرا به همراه ضرب است.
يادداشتهايي از سخنراني دكتر داريوش طلايي، برنامه ي پژوهش موسيقي ايراني، بيستمين جشنواره ي موسيقي فجر
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|
| ||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||
| منابع [۱] مجله موسیقی قرن ۲۱ شماره ۱ [۲] مجله جدول ویژه موسیقی ، پاییز ۱۳۷۷ [۳] کتاب مرغ شباهنگ |
||||
| ایران ملودی | ||||
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|
| ||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||
| محمدرضا امینی | ||||
| سورۀ مهر | ||||
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|
| ||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||
| شاهین شهبازی | ||||
| سورۀ مهر | ||||
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|
| ||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||
| مرتضی عبدی | ||||
| دو هفته نامه الکترونیک شرقیان | ||||
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|