| ||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||
| یسنا مهرآیین بن نوشت : زمینه های شناخت موسیقی ایرانی - فریدون جنیدی، رویه های ۱۵۰ تا ۱۶۴. پانوشت ها : ۱. کتاب موسیقی فارابی - رویه ۷۴. ۲. شعر و موسیقی - رویه ۱۶۴. ۳. همان. ۴. موسیقی فارابی، رویه ۴۴. ۵. رویه ی ۴۵ همان کتاب به نقل از رویه ی ۲۶۸۶ انسکلوپدی موسیقی Jule Rouanet ۶. ابو عثمان، سعید بن مسجع. این نام های عربی را ایرانیان پس از اسارت، یا پس از آوردن اسلام می پذیرفتند، چونان «ابن مقفع» نویسنده ی بزرگ ایرانی که به جرم خدمت به فرهنگ عرب دست و پایش را بریدند و در تنورش افکندند. ۷. موسیقی فارابی صفحه ی ۵۲ و شعر و موسیقی صفحه ی ۱۶۱ پانوشت ها: ۸.کتاب ها همه از او با نام «نشیط» یاد کرده اند، اما این نام نیز معرب «نشید» است و «نشید» به معنی طنین آهنگ است و نام «زنگوله ی نشید» نیز در اشعار انوری به عنوان یکی از گوشه ها آمده است. نشید تنها نیز خود یکی از گوشه هاست : ارغنون پیش چکاوک نه اگر بلبل نیست ماحضر فاخته را گو، که «نشیدی» بسُرای ۹. بنا به گفته ی طبری، عربان پس از گشودن تیسفون، چون یارای زندگی در کنار رودبار و آب روان را نداشتند، یکایک بیمار شدند و پس عمر فرمان داد در محلی دور از آب، شهری مناسب عربان بسازند و معماران ایرانی در نزدیکی کوه (که به زبان پهلوی «کوف» خوانده می شود) شهری ساختند و نام آن را «کوفه» یعنی کوهک نهادند. ۱۰. در کتاب ها نام این زن «دوشار» آمده، اما آن نیز به علت تلفظ عربی، معرب «دوشارم» پهلوی است که معنی عشق را دارد. از دوشارم، «دوشست» به معنی معشوق، دوشیزه به معنی دختر کوچولوی دوست داشتنی و نیز دوست برآمده است. ۱۱. به زبان عربی، ویلن نیز کمنجه نامیده می شود. نگاه کنید به قاموس عنصری ۱۲. در سال ۱۹۳۲ کنگره ی موسیقی عرب به ریاست «محمد حلمی پاشا» وزیر فرهنگ وقت مصر و با شرکت موسیقیدانان و دانشمندان عرب و محققان غربی از جمله : کلانژت، بارون کارادو، دکتر هانری فارمر، ارلانژه و ... برای مطالعه و تحقیق عمیق در موسیقی عرب تشکیل گردید و در هفت شورا یا کمیسیون مسایل مختلف موسیقی از تاریخ و فن و علم، نتایجی را اعلام کرد. از جمله مقامات، یا گوشه های موسیقی کشورهای عربی را گردآوری و مدون نمود که نتیجه ی آن را در اینجا می خوانید. نگاه کنید به موسیقی فارابی - نوشته ی مهدی برکشلی - از صفحه ی ۵۷ به بعد. ۱۳. گمان می برم مقصود «کردانیا» به شیوه ی مصری بوده باشد. البته کردان در خاورمیانه پراکنده است و بجز از کردستان بزرگ که شامل بخش هایی از ترکیه، سوریه، عراق، کردستان ایران و جنوب قفقاز است در مصر نیز ردپای کردان دیده می شود. اما این آهنگ به همان معنی نخستین است، چرا که گوشه ای در مصر بنام کردی نیز هست. ۱۴. موسیقی فارابی - رویه های ۵۴ و ۵۵. ۱۵.در یکی دو ده ی پیش موجی در موسیقی بازاری ایران برخاسته بود که بر آهنگ های عربی روز، شعر فارسی می گذاشتند و خوانندگان بازاری آنها را می خواندند و چهار سال پیش شبی در انجمنی، خود بگوش خویش از یکی از کسانیکه سال ها برای رادیو ایران برنامه فکاهی می نوشت و کتاب «اسمال در نیویورک» او میان همین گروه مردمان دست به دست می شد، شنیدم که ضمن شرح خاطرات سفر فرنگ می گفت : «همانطور که موسیقی ایرانی تماما اقتباس از موسیقی عربی است .... !!!» البته از رادیویی که سال ها موسیقی علمی آن نیز زیر نظر غربزدگان بوده است، بعید نبود که نویسنده ی ناآگاه آن هم عرب زده بوده باشد. ۱۶. برای آگاهی بیشتر در این زمینه و دنباله ی این مبحث کتاب موسیقی فارابی را ببینید. |
||||
| پایگاه پژوهشی آریابوم | ||||
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|
|
|||||||
|
|
در دوران ساسانیان به ویژه بهرام گور و خسرو پرویز موسیقیدان هایی زیرنظر وزیر دربار «خرم باش» کار می کردند. در جشن های بزرگ، این نوازندگان و خنیاگران نواها و آهنگ های گوناگون اجرا می کردند. در شاهنامه آمده بهرام گور تعداد ده هزار لوری (خنیاگر) از هند برای شادی و پایکوبی مردم به ایران آورد.
مشهورترین موسیقیدان های این دوران باربد، سرکش، رامتین، بامشاد، آفرین و نکیسای چنگ نواز بودند. باربد برای هر روز هفته نوایی ساخت که به هفت خسروانی معروف است. همچنین برای هر روز ماه سی لحن یا سی دستان و برای ۳۶۰ روز سال غیر از پنجه دزدیده، ۳۶۰ آهنگ یا ۳۶۰ دستان را ساخت. آهنگ جامه دران که در ردیف موسیقی ایرانی است از ساخته های نکیسا است که با چنگ نواخته است.
دستان دیگری به نام دستگاه راست است که باربد آن را ساخت و امروز جز دستگاه های هفتگانه موسیقی ایرانی است، همچنین باید به آهنگ ها و دستان نوروز بزرگ، آرایش خورشید، ماه برکوهان (ماه بالای کوهسار)، کین ایرج، سوگ سیاوش و گنج باد، گنج کاووس، تخت تاقدیس، فرخ روز، سوگ شیدیز و باغ شیرین اشاره کرد.
موسیقی ایرانی دارای هفت دستگاه به نام شور، ماهور، نوا، همایون، سه گاه، چهارگاه و راست پنجگاه است و آوازهای ایرانی دارای سه بخش: دستگاه، نغمه و گوشه است.
در ایران بعد از اسلام با اینکه موسیقی در اسلام نهی شده بود، با این حال دانشمندان اسلامی و موسیقیدانان بزرگ ایرانی درباره هنر موسیقی کتاب ها و نگارش هایی دارند.
● از آن جمله می توان به بزرگان موسیقی در دوره اسلامی اشاره کرد:
▪ نشیط فارسی: از پیشگامان و سازندگان موسیقی عربی در قرن اول هجری بوده است. (۸۰ هجری)
ـ ابراهیم موصلی (ارگانی) و پسرش اسحق موصلی متولد شهر ارگان فارس عودنواز بودند. ابراهیم شعر عرب را به آهنگ ایرانی آراست، گویند او نهصد نغمه موسیقی ساخته و پسرش نیز نوشته هایی در باب اصول موسیقی نگاشته که امروزه چیزی در دست نیست. (۲۳۵- ۱۲۵ هجری)
ـ زریاب: یکی از موسیقیدان های ایرانی و شاگرد اسحق موصلی بوده و یکی از برجسته ترین خوانندگان و موسیقیدانان و نوازندگان عود در زمان هارون الرشید بود. یکی از آثار اوفی الاغانی است. (۲۴۶ هجری)
ـ ابوالعباس سرخسی یکی از نویسندگان ایرانی و از مردم سرخس بوده و درباره موسیقی دو کتاب از او باقی است. (کتاب الموسیقی الکبیر و کتاب الموسیقی الصغیر) (۲۸۶ هجری)
ـ ابوبکر زکریای رازی دانشمند بزرگ ایرانی که در ری به تحصیل علوم گوناگون زمان خود می پرداخت و درباره موسیقی کتاب فی الجمل الموسیقی را نگاشته است. در جوانی نیز عود می نواخت. (۳۱۳هجری)
ـ ابن خردادیه جغرافیدان ایرانی بوده و نیایش زرتشتی بوده اند و درباره موسیقی آثاری مانند آداب السماع، طبقات المغنین (درباره خوانندگان) و رساله ای درباره سازهای زمان ساسانی نوشته است. (۳۰۰ هجری)
ـ ابونصر فارابی بزرگترین دانشمند قرن سوم و چهارم هجری است و در تمام علوم زمان خود استاد بود و او را معلم ثانی بعد از ارسطو می دانند. فارابی موسیقی را در بغداد آموخت و سماع طبیعی ارسطو را چهل بار خوانده است و سازی شبیه قانون نیز ساخته است و درباره موسیقی، آثارش عبارتند از: کتاب الموسیقی الکبیر- و المدخل الی صناعته الموسیقی و کتاب الموسیقی.
ـ ابوعبدالله خوارزمی در اثرش مفاتیح العلوم از اصول موسیقی و ابزار و سازها سخن گفته است. (۳۷۰ هجری)
ـ رودکی شاعر نامدار و موسیقیدان بزرگ ایرانی که چنگ نیکو می نواخت. (۳۲۹ هجری)
ـ ابوعلی سینا دانشمند برجسته ایرانی معروف به شیخ الرئیس در زمان سامانیان می زیسته. او در حدود ۱۰۰ کتاب در رساله نوشته است و در بخشی از موسیقی سخن گفته است و یکی از نوشته های او درباره موسیقی المدخل الی صناعته الموسیقی است.
ـ صفی الدین ارموی یکی از دانشمندان بزرگ ایرانی است که حدود سال ۶۱۳ هجری در ارومیه به دنیا آمد. عودنواز چیره دستی بود و آثارش در مورد موسیقی کتاب های الادوار و شرفیه درباره پرده بندی عود و گام های موسیقی است.
ـ قطب الدین محمودشیرازی نویسنده کتاب دره التاج که بخش بزرگی از آن درباره موسیقی است و در سال ۷۱۰ هجری درگذشت. رساله او در تاریخ موسیقی ارزش زیادی دارد.
ـ الجرجانی. شهرت جرجانی بیشتر در علوم ادبی و حکمت است و درباره موسیقی کتاب مقالید العلوم و دانش های دیگر سخن گفته است و در سال ۸۱۶ هجری درگذشت.
ـ عبدالقادر مراغی، نقاش و خوشنویس و عودنواز ماهری بوده است. از آثار او کتاب مقاصد الالحان و جامع الالحان درباره علم موسیقی است. (۸۳۸ هجری) \
ـ احمدالمسلم الموصلی یکی از موسیقیدان های ایرانی است که کتاب درالنفی فی فن الموسیقی را درباره هنر موسیقی و موسیقی نظری نگاشته است. (۱۱۵۰ هجری)
● برخی از سازهای ایرانی در دوره پیش از اسلام به سه دسته رده بندی شده اند:
▪ سازهای بادی مانند نی و سرنا و...
▪ سازهای کوبه ای (ضربه ای) مانند تنبک و...
▪ سازهای زهی مانند کمانچه و غچک و...
▪ ارغنون: بر وزن اندرون، ساز-ی ایرانی است مشهور و بسیار قدیمی. گویند این سازایرانی را افلاطون وضع کرده است. در نوشته ها آمده ارغنون ساز و آواز هفتاد دختر خواننده و نوازنده است که جملگی یک چیز را به یک بار و به یک آهنگ با هم بخوانند و بنوازند.
▪ بربط: ساز-ی ایرانی است مرغابی شکل که کاسه کوچک و دسته بلند دارد و عرب ها آن را گرفته، کاسه چوبی را بزرگ، دسته را کوچک و کوتاه کرده و آن را العود نام نهاده اند.
▪ بیشه: سازی ایرانی است بادی که بیشتر شبانان از آن استفاده می کردند.
▪ توتک: بر وزن موشک ، ساز-ی ایرانی است مانند نی که چوپانان می نوازند.
▪ تنبور: بر وزن زنبور، ساز-ی ایرانی است مانند بربط. عرب ها به آن الطنبور می گویند.
▪ جلاجل: ساز-ی ایرانی است دف مانند همراه سنج و دایره.
▪ چغانه: بر وزن ترانه، ساز-ی ایرانی است کوبه ای شبیه قانون و برخی آن را همان قانون می دانند.
▪ چنگ: از سازهای ایرانی پیش از اسلام است که در ادبیات فارسی و نقش های باستانی به چشم می خورد و در اروپا این ساز به هارپ معروف است.
▪ دنبره: سازی ایرانی است شبیه تنبور و معرب آن طنبوره است.
▪ دهل: سازی ایرانی است ضربه ای که در زیر بغل گرفته می نوازند.
▪ رباب: سازی ایرانی است شبیه تنبور که کاسه ای بزرگ و دسته کوتاهی دارد و روی کاسه پوست آهو می کشند.
▪ رود: نام سازی ایرانی است قدیمی که در ادبیات فارسی همراه چنگ و رباب آمده است.
▪ زنگل: سازی است قدیمی که دارای زنگوله ها و جلاجل هایی است.
▪ سرنای: سازی است بادی که به آن نای رومی نیز گفته می شود.
▪ سنتور: سازی است خوش صدا که بر صفحه چوبی آن ۹ تا ۱۲ خرک با سیم های زرد و سفید دیده می شود و با مضراب می نوازند.
▪ سه رود: سازی ایرانی است که ترکیب شده از سه ساز چنگ و رباب و بربط.
▪ شاخ و شانه: نام یک ساز ایرانی قدیمی است.
▪ شاشک: بر وزن ناوک، سازی است معروف که به آن رباب نیز گویند.
▪ شاوغر: بر وزن گاوسر، سازی است بادی و نفیرش از کرنا کمتر است و به آن نای رومین نیز می گویند.
▪ شاه نای: که مخفف آن شهنای است که به سرنای رومی نیز معروف است.
▪ شش تا: نام سازی است که به تنبور شش تار معروف است.
▪ شوشک: سازی است که به آن رباب چهار رود نیز می گویند.
▪ شهرود: سازی است مانند موسیقار که ایرانیان و رومیان در بزم و رزم نوازند.
▪ عجب رود: از سازهای بادی است و مانند نی می نوازند.
▪ عربانه: سازی ایرانی است شبیه دف و دایره و بعضی به آن دایره حلقه دار می گویند.
▪ عود: همان بربط ایرانی است که عرب ها نام آن را العود نهاده اند.
▪ غیچک: نام سازی است معروف که امروزه به آن کمانچه می گویند.
▪ قانون: نام ساز ایرانی بوده که با دو حلقه یا زخمه با انگشتان می نوازند. امروزه به کشورهای عربی و ترکیه راه پیدا کرده است. نوازندگان این ساز در دوران تیموریان و سلجوقیان و صفویه زیاد بوده اند که می توان به حافظ قانونی، حافظ مضرابی و رحیم قانونی اشاره کرد که نقش آنها در عالی قاپو اصفهان دیده می شود.
▪ موسیقار: سازی است که از نی های بزرگ و کوچک به شکل مثلث به هم وصل است و دارای صدای جالبی است که درویشان و شبانان می نوازند و نام پرنده ای نیز است.
▪ مولو: سازی است که از شاخ آهو ساخته و دارای حلقه هایی نیز است.
▪ مهری: نوعی از ساز چنگ است و یکی از نام های چنگ است.
▪ نای مشک: نام سازی است بادی که به آن نی انبان نیز می گویند.
▪ نی هفت بند و نی لبک نیز از سازهای بادی ایرانی هستند.
| سیمرغ | ||||
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|


