تبليغاتX
خسروانی
87/05/06

ژان میشل ژار در 24 آگوست 1948 در لیون فرانسه به دنیا آمد. او در محیطی موسیقی پرور

ژان ميشل ژار

رشد نمود چرا که والدین وی پسرشان را از سالهای کودکی به آموزش موسیقی تشویق نمودند. در طی سالهای نوجوانی ژان به نوازندگی و مطالعه درباره سبک های مختلف موسیقی مشغول بود، اما نقطه عطف فعالیتهای او زمانی شکل گرفت که در سال 68 موسیقی الکترونیک را کشف کرد.
ژار خیلی زود به یک متخصص در زمینه موسیقی الکترو-آکوستیک تبدیل شدو به سرعت خود را به یک حرفه ای در ترکیب نواها و آهنگسازی در این سبک نوین تبدیل نمود. در سالهای نخستین دهه 71 نخستین آلبوم خود با نام La Cage را روانه بازار کرد که شامل نخستین ترکیب های الکترو-آکوستیک بود. نابغه‌ فرانسوی‌ موسیقی‌ الكترونیك‌ كه‌ تقریباً به‌ تنهایی‌، بار موسیقی‌ فرانسه‌ را در این‌ عرصه‌ به‌ دوش‌ كشید، تعدادی‌ از موفق‌ترین‌ و مبتكرانه‌ترین‌ قطعات‌ موسیقی‌ الكترونیك‌ را به‌ جهان‌ عرضه‌ كرده‌ است‌.


او یكی‌ از موفق‌ترین‌ هنرمندان‌ فرانسوی‌ در تمام‌ ادوار است‌ و كنسرتهای‌ مختلف‌ او در سراسر جهان‌ از موفقیتهای‌ حیرت‌آوری‌ برخوردار بوده‌اند، به‌طوری‌ كه‌ در سپتامبر سال‌ ۱۹۹۷ در مسكو، جمعیتی‌ معادل‌ ۳ میلیون‌ نفر، برای‌ شنیدن‌ كنسرت‌ او آمدند كه‌ رقمی‌ تكرارنشدنی‌ و حیرت‌آور است‌! او با نبوغ‌ بی‌نظیرش‌، در سالهای‌ ۱۹۷۰، موسیقی‌ فرانسه‌ را در رأس‌ جدول‌ موسیقی‌ جهان‌ قرار داد و همان‌ گونه‌ كه‌ خود پیش‌بینی‌ كرده‌ بود، به‌ سوپراستار بین‌المللی‌ تبدیل‌ شد. پدر او موریس‌ ژار۲ از بزرگان‌ موسیقی‌ فیلم‌ و سازنده‌ آثار بی‌نظیری‌ چون‌ موسیقی‌ فیلمهای‌ لورنس‌ عربستان‌، دكتر ژیواگو، محمدرسول‌الله‌ (ص‌) و... به‌ همراهی‌ همسر هنرمندش‌، فرانسیت‌ پژو۳، پسرش‌ را تشویق‌ كرد كه‌ از دوره‌ كودكی‌ به‌ آموزش‌ موسیقی‌ بپردازد. ژان‌ در چنین‌ محیطی‌ با ظرایف‌ موسیقی‌ آشنا شد و از سن‌ ۵ سالگی‌ به‌ نواختن‌ پیانو پرداخت‌ و چنان‌ استعداد شگرفی‌ از خود نشان‌ داد كه‌ در سنین‌ جوانی‌ در كنسرواتور بسیار معتبر پاریس‌ پذیرفته‌ شد. او در این‌ كنسرواتور، به‌ موسیقی‌ كلاسیك‌ تسلط‌ كافی‌ پیدا كرد و سپس‌ در پی‌ كشف‌ زمینه‌های‌ جدید در موسیقی‌، به‌ همكاری‌ با گروههای‌ راك‌ و جاز فرانسه‌ پرداخت‌.

او در سال‌ ۱۹۵۳، از خانواده‌اش‌ جدا شد و به‌ امریكا رفت‌ تا مسیری‌ كاملاً متفاوت‌ با شیوه‌ پدر را در موسیقی‌ دنبال‌ كند. این‌ جست‌وجوها سرانجام‌ نتیجه‌ دادند و ژان‌ میشل‌ در سال‌ ۱۹۶۸ موسیقی‌ الكترونیك‌ را كشف‌ كرد. او كه‌ از این‌ كشف‌، فوق‌العاده‌ هیجان‌زده‌ شده‌ بود، در این‌ سال‌ به‌ مركزی‌ تحقیقاتی‌ به‌ نام‌"Musicale Groupement de Recherche" یا "GRM" رفت‌. این‌ مركز در زمینه‌ موسیقی‌ معاصر و موسیقی‌ تجربی‌ فعالیت‌ می‌كرد. ژان‌‌ـ میشل‌ ژار به‌زودی‌ در زمینه‌ موسیقی‌ الكترو‌ـ آكوستیك‌ متخصص‌ شد و ثابت‌ كرد كه‌ در این‌ زمینه‌، موسیقیدان‌ و آهنگساز بی‌نظیری‌ است‌. پس‌ از كسب‌ تجربه‌های‌ با‌ارزش‌ در "GRM". ژان‌‌ـ میشل‌ همه‌ وقت‌ و انرژی‌ خود را صرف ‌نوآوری‌ در زمینه‌ موسیقی‌ الكترونیك‌ كرد و در سال‌ ۱۹۷۱ آلبوم‌ "La Cage" را منتشر ساخت‌ كه‌ شامل‌ آثاری‌ در زمینه‌ موسیقی‌ الكترو‌ـ ‌آكوستیك‌ بود. سال‌ بعد، خانه‌ اپرای‌ پاریس‌ از او دعوت‌ كرد كه‌ از این‌ نوع‌ موسیقی‌ برای‌ همراهی‌ با حركات‌ موزون‌ استفاده‌ كند كه‌ در نوع‌ خود بسیار بدیع‌ بود.

او در عین‌ حال‌ كه‌ در خلوت‌ خود، به‌ كسب‌ تجربه‌ در زمینه‌ آهنگسازی‌ با سازهای‌ الكترونیك‌ ادامه‌ می‌داد، در موسیقی‌ فرانسه‌، به‌ عنوان‌ سازنده‌ موسیقی‌ فیلم‌ و همچنین‌ سازنده‌ آهنگ‌ برای‌ خوانندگان‌ معروف‌ و شناخته‌‌شده‌، شهرت‌ و ثروت‌ فراوانی‌ را به‌ دست‌ آورد.

در سال‌ ۱۹۷۲، دومین‌ آلبوم‌ خود را به‌ نام‌ "Deserted Palace"، در ۱۹۷۳ آلبومهای‌ "Lesmots bleus" و "Que Vas-tu Faire" را منتشر ساخت‌.

اكسیژن‌ "Oxygene" در اوت‌ سال‌ ۱۹۷۶ منتشر شد و در موسیقی‌ جهان‌ تحول‌ عظیمی‌ را به‌ وجود آورد. این‌ آلبوم‌، مقام‌ پرفروش‌ترین‌ آلبوم‌ صادراتی‌ فرانسه‌ در كل‌ تاریخ‌ موسیقی‌ آن‌ كشور را به‌ دست‌ آورد و ژان‌ ـ میشل‌ ژار، یك‌شبه‌ تبدیل‌ به‌ یك‌ فوق‌ ستاره‌ بین‌المللی‌ شد! دو سال‌ بعد، او با الهام‌ از دنیای‌ زیر دریاها، آلبوم‌ درخشان‌ "Equinoxe" را عرضه‌ كرد. در ۱۴ جولای‌ ۱۹۷۹، ژان‌‌ـ میشل‌ در پاریس‌ كنسرتی‌ را برگزار كرد كه‌ بیش‌ از یك‌ میلیون‌ تن‌ را به‌ خود جلب‌ كرد و نام‌ او را در كتاب‌ برترین‌ها، "

Guinnes"، به‌ عنوان‌ پربیننده‌ترین‌ م‍ُجری‌ برنامه‌های‌ زندهٔ‌ موسیقی‌ دنیا به‌ ثبت‌ رساند و تكلیف‌ او را برای‌ ۲۰ سال‌ آینده‌ روشن‌ كرد. در همین‌ سال‌ انجمن‌ فرانسوی‌ ترانه‌سرایان‌ و آهنگسازان‌ فرانسه‌، مدال‌ طلای‌ هنر را به‌ او تقدیم‌ و از او به‌ خاطر جهانی‌ كردن‌ موسیقی‌ فرانسه‌ تجلیل‌ كرد.

در اكتبر سال‌ ۱۹۸۱، ژان‌‌ـ میشل‌ ژار به‌ عنوان‌ نخستین‌ آهنگساز غربی‌ اجازه‌ پیدا كرد در چین‌ كنسرت‌ بدهد. او دو سال‌ تمام‌ با مقامات‌ چینی‌ مذاكره‌ كرد تا سرانجام‌ چنین‌ مجو‌ّزی‌ را گرفت‌. استقبال‌ چینیها از كنسرت‌ ژار، نه‌ تنها مقامات‌ چینی‌، كه‌ مردم‌ دنیا را حیرت‌زده‌ كرد. ژار آثاری‌ را كه‌ در پكن‌ اجرا كرده‌ بود، در آلبومی‌ به‌ نام‌ "Les Concerts en chine" در سال‌ ۱۹۸۲ منتشر ساخت‌. او كه‌ اینك‌ از ثروت‌ هنگفتی‌ برخوردار بود، بخش‌ اعظم‌ آن‌ را به‌ حمایت‌ و آموزش‌ جوانان‌ و نوجوانان‌ موسیقیدان‌ فرانسوی‌ اختصاص‌ داد. چهارمین‌ آلبوم‌ او به‌ نام‌ "

Zoolook"، از استقبال‌ جهانی‌ شگفت‌آوری‌ برخوردار شد و جوایز بی‌شماری‌، از جمله‌ "Victoire de la Musique" را نصیب‌ او كرد. این‌ آلبوم‌ با آثار قبلی‌ او بی‌نهایت‌ تفاوت‌ داشت‌ و شامل‌ نواها و صداهایی‌ بود كه‌ او در مسافرتهای‌ بین‌المللی‌، كشف‌ و سپس‌ به‌ صورت‌ آوای‌ انسانی‌ "Vocal" اجرا و ضبط‌ كرد.

در سال‌ ۱۹۸۶، ژان‌ـ میشل‌ ژار به‌ مناسبت‌ صد و پنجاهمین‌ سالگرد ایجاد ایالت‌ تكزاس‌ و بیست‌ و پنجمین‌ سالگرد تأسیس‌ سازمان‌ فضایی‌ امریكا (ناسا)، در مراسم‌ باشكوهی‌ در هوستون‌ و با حضور بیش‌ از یك‌ و نیم‌ میلیون‌ تماشاچی‌، به‌ اجرای‌ برنامه‌ پرداخت‌.

در سال‌ ۱۹۹۰، با تغییری‌ كلی‌ در شیوه‌ موسیقایی‌ خود، به‌ جزایر كارائیب‌ سفر كرد و آلبوم‌ جدیدش‌ را به‌ نام‌ "En attendant Cousteau" منتشر ساخت‌. در سال‌ ۱۹۹۳، یونسكو او را به‌ عنوان‌ سفیرخیرخواهی‌ خود برگزید و او با اجرای‌ كنسرتهای‌ میلیونی‌، توانست‌ نقش‌ تازه‌اش‌ را به‌ شایستگی‌ ایفا كند. در سال‌ ۱۹۹۴ مهم‌ترین‌ مدال‌ افتخار فرانسه‌ را از رئیس‌ جمهور آنجا دریافت‌ كرد. در همین‌ سال‌ به‌ خواهش‌ یونسكو و به‌ مناسبت‌ «سال‌ بردباری‌» مجموعه‌ای‌ از كنسرتهایش‌ را اجرا كرد و در آنها تمدنهای‌ موسیقایی‌ همه‌ دنیا را زیر طاق‌ برج‌ ایفل‌ به‌ نمایش‌ گذاشت‌. در این‌ كنسرتها، خواننده‌ معروف‌ الجزایری‌، خالد، قطعات‌ بی‌نظیری‌ از موسیقی‌ افریقا و همچنین‌ موسیقی‌ عرب‌ را همراه‌ با او اجرا كرد.

ژان ميشل ژار

در سال‌ ۱۹۹۸، ژان‌، شاهكار جدیدش‌ را با عنوان‌


Odyssey Through O " ۲ " منتشر كرد. كنسرتهای‌ ژار در نقاط‌ مختلف‌ جهان‌ از نوآوریهای‌ شگفت‌انگیزی‌ برخوردار بوده‌ و پیوسته‌ جمعیتهای‌ میلیونی‌ را به‌ سوی‌ خود كشیده‌اند. چنین‌ امری‌ در تاریخ‌ موسیقی‌ نظیر ندارد

ارتعاش

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی  | 

86/11/28
ادوارد(ادگار) وارز، پدر موسیقی‌ الكترونیك‌ در مصاحبه‌ای‌ در سال‌ ۱۹۱۷ گفته‌ است‌: «من‌ عاشق‌ سازهایی‌ هستم‌ كه‌ از ذهن‌ و خیال‌ من‌ تبعیت‌ می‌كنند. این‌ سازها می‌توانند دنیایی‌ نو را با صدایی‌ غیر منتظره‌، در اختیار من‌ قرار دهند، صداهایی‌ كه‌ با درونی‌ترین‌ ریتمهای‌ پر تلاطم‌ روح‌ من‌ همنوایی‌ داشته‌ باشند.»


 
 
 
 
ادوارد وارز در سال‌ ۱۸۸۳ در پاریس‌ به‌ دنیا آمد و در سال‌ ۱۹۶۵ در نیویورك‌ درگذشت‌. او دری‌ را كه‌ بوسونی‌۲ عمری‌ به‌ آن‌ خیره‌ مانده‌ بود، گشود و از آن‌ عبور كرد. متأسفانه‌ وارز، بخش‌ اعظم‌ عمرش‌ را منتظر ماند تا تكنولوژی‌ بتواند خود را با ذهن‌ او هماهنگ‌ كند. وارز از جمله‌ كسانی‌ است‌ كه‌ زودتر از دوران‌ خود به‌ دنیا می‌‌آیند. البته‌ اگر دیرتر به‌ دنیا می‌آمد، استادش، بوسونی‌ نمی‌توانست‌ او را برای‌ نقشی‌ كه‌ قرار بود در دنیای‌ آینده‌ به‌ عهده‌ بگیرد، آماده‌ كند.
وارز ابتدا به‌ عنوان‌ یك‌ مهندس‌، ریاضیات‌ و علوم‌ خواند و یادداشتهای‌ داوینچی‌ را دقیقاً مطالعه‌ كرد. سپس‌ به‌ سوی‌ موسیقی‌ كشیده‌ شد تا اصول‌ علمی‌ آموخته‌شده‌ خود را در زمینه‌ علم‌ صوت‌ به‌ كار گیرد. او در اسكولاكانتوریوم‌۳ و كنسرواتوار پاریس‌، دانشجوی‌ ناآرام‌ و غمگینی‌ بود. دوستان‌ او همگی‌ از مشاهیر دوران‌ خود بودند: ساتی‌۴، رومن‌ رولان‌۵ (نویسنده‌ای‌ كه‌ در خلق‌ شاهكارش‌ ژان‌ كریستف‌۶ از وارز الهام‌ گرفت‌)، روس‌ سولو ۷، ویل‌ لاـ لوبوس‌۸، دوچامپ‌ ۹، كاول‌۱۰، لوئنینگ‌۱۱، لنین‌۱۲، تروتسكی‌۱۳، پیكاسو۱۴و بسیاری‌ دیگر.
هنگامی‌ كه‌ در كنسرواتوار پاریس‌ بود، شروع‌ به‌ زیر و رو كردن‌ همه‌ مبانی‌ كرد و گفت‌:
«نمی‌خواهم‌ تسلیم‌ صداهایی‌ شوم‌ كه‌ تا كنون‌ شنیده‌ام‌.»
الهام‌دهندگان‌ او بوسونی‌ و دبوسی‌۱۵بودند. بوسونی‌ او را تشویق‌ كرد كه‌ آهنگساز شود و به‌ او گفت‌:
«این‌ قوانین‌ نیستند كه‌ هنر را می‌سازند و تو حق‌ داری‌ آنچه‌ می‌خواهی‌ و آن‌ گونه‌ كه‌ می‌خواهی‌ بسازی‌.»
دبوسی‌ همچنین‌ وارز را تشویق‌ كرد كه‌ برای‌ الهام‌، به‌ موسیقیهای‌ غیرغربی‌ روی‌ بیاورد. وارز پس‌ از خدمت‌ در ارتش‌ فرانسه‌ در طول‌ جنگ‌ جهانی‌ اول‌، در سال‌ ۱۹۱۵ و در سن‌ ۳۳ سالگی‌ به‌ آمریكا رفت‌. در حالی‌ كه‌ فقط‌ ۳۲ دلار پول‌ داشت‌. او در دهكده‌ گرینویچ‌۱۶ نیویورك‌ اقامت‌ كرد و عاشق‌ صداهای‌ شهر شد و هیاهو و سر و صدای‌ شهر نیویورك‌ الهام‌‌بخش‌ او شدند. او در آمریكا با كسانی‌ آشنا شد كه‌ هنوز كارشان‌ رونق‌ پیدا نكرده‌ بود، اما در زمینه‌ موسیقی‌ پیشتاز بودند و اعتقاد داشتند كه‌: «موسیقی‌ آمریكا باید با زبان‌ خودش‌ صحبت‌ كند، نه‌ اینكه‌ تقلید كودكانه‌ای‌ از موسیقی‌ اروپا باشد.»
او با انجام‌ كارهای‌ عجیب‌ و غریب‌ موسیقایی‌ و رهبری‌ كر و اركستر، برای‌ خود سرمایه‌ای‌ را دست‌ و پا كرد و در سال‌ ۱۹۱۹، اركستر سمفونی‌ جدیدی‌ را بنا نهاد كه‌ فقط‌ قطعات‌ موسیقی‌ مدرن‌ را اجرا می‌كرد. بعدها با همكاری‌ كارلوس‌ سالزدو۱۷، صنف‌ آهنگسازان‌ بین‌المللی‌ را بنا نهاد و آمریكاییها را با دبوسی‌، استراوینسكی‌۱۸، بارتوك‌۱۹ و شوئنبرگ‌۲۰ آشنا كرد. او در اطلاعیه‌ معرفی‌ صنف‌ آهنگسازان‌ بین‌المللی‌ نوشت‌:
«صنف‌ آهنگسازان‌ بین‌المللی‌، هیچ‌ «ایسمی‌» را نمی‌پذیرد، منكر هر نوع‌ مكتب‌ موسیقی‌ است‌ و فقط‌ به‌ خلاقیت‌ و ابتكار فردی‌ اعتبار می‌دهد.»
موسیقی‌ وارز، دارای‌ سه‌ سبك‌ مجزاست‌. كارهای‌ قبل‌ از سال‌ ۱۹۱۴ او شامل‌ اپرایی‌ ناتمام‌ و قطعاتی‌ برای‌ اركستر هستند كه‌ هیچ‌ یك‌ باقی‌ نمانده‌اند.
در فاصله‌ سالهای‌ ۱۹۱۸ و ۱۹۳۶، وارز در زمینه‌ای‌ كار كرد كه‌ به كلّی‌ از تاثیر موسیقی‌ اروپایی‌ رها بود. در سال‌ ۱۹۲۳، اثر او به‌ نام‌ “Hyperprism” در میان‌ تماشاگران‌، آشوب‌ به‌ راه‌ انداخت‌. نیمی‌ از تماشاگران‌ از كوره‌ در رفتند و بقیه‌ ماندند و از او خواستند اثرش‌ را دوباره‌ اجرا كند. در مجموع‌، او ۹ اثر را برای‌ اركستر و گروههای‌ كوچك‌ تدوین‌ كرد. وارز در حین‌ جست‌وجو برای‌ كشف‌ صداهای‌ تازه‌، به‌ سازهای‌ جدیدی‌ دست‌ پیدا كرد. او در “Hyperprism” از زنگهای‌ سورتمه‌، سنج‌، جغجغه‌، مثلثی‌، پتك‌ و سندان‌، بلوكهای‌ چینی‌، تام‌ ـ تام‌، طبلهای‌ هندی‌، دایره‌ زنگی‌ و نعره‌ شیر استفاده‌ كرد. در این‌ اثر، دو نوازنده‌ سازهای‌ كوبه‌ای‌، تك‌نوازی‌ می‌كردند. آهنگساز بزرگ‌، لئوپولد استوكوسكی‌۲۱ در تالار كارنگی‌۲۲ فیلادلفیا، این‌ اثر را اجرا كرد. او تنها رهبر اركستر نام‌آوری‌ است‌ كه‌ از وارز حمایت‌ كرد.محبوب‌ترین‌ اثر وارز در این‌ دوران‌ “Ionisation”، در فاصله‌ سالهای‌ ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۱ ساخته‌ شد كه‌ در آن‌ از آژیر به‌ عنوان‌ ساز استفاده‌ شده‌ است‌. در این‌ اثر، ۳۷ ساز كوبه‌ای‌ و دو آژیر، با هم‌ می‌نواختند و به‌ قول منتقدی‌، «انگار كسی‌ به‌ فك‌ آدم‌ می‌كوبد!»در این‌ دوران‌ بود كه‌ وارز، اشتیاق‌ زیادی‌ برای‌ پیدا كردن‌ صداهای‌ جدید از خود نشان‌ داد:
«ما آهنگسازها در موسیقی‌ ناچاریم‌ از سازهایی‌ استفاده‌ كنیم‌ كه‌ دو قرن‌ است‌ كه‌ تغییر نكرده‌اند.»
اشتیاق‌ او سبب‌ شد كه‌ آهنگسازی‌ را كنار بگذارد و به‌ دنبال‌ سازهایی‌ باشد كه‌، «او را از چنگ‌ صوت‌ رها كنند!» او می‌گوید:
«ماده‌ خام‌ موسیقی‌، صداست‌. انگار حتی‌ آهنگسازها هم‌ این‌ موضوع‌ را فراموش‌ كرده‌اند! در عصر حاضر كه‌ علم‌ می‌خواهد آهنگسازان‌ را به‌ ابزاری‌ مجهز كند كه‌ كارهایی‌ را انجام‌ بدهند كه‌ بتهوون‌ آرزویش‌ را داشت‌ و برلیوز حسرتش‌ را می‌كشید، آنها سفت‌ و سخت‌ به‌ سنّتهایی‌ چسبیده‌اند كه‌ جز محدود كردن‌ عرصه‌ موسیقی‌، فایده‌ای‌ ندارند. موسیقیدان‌ امروزی‌ هم‌ دلش‌ می‌خواهد بتواند با حداقل‌ تلاش‌، بیشترین‌ نتیجه‌ را بگیرد، ولی‌ وقتی‌ صدایی‌ را می‌شنود كه‌ شبیه‌ به‌ ویولن‌، سازهای‌ بادی‌ یا سازهای‌ كوبه‌ای‌ نیست‌، حتی‌ به‌ ذهنش‌ هم‌ خطور نمی‌كند كه‌ آنها را در خدمت‌ موسیقی‌ خود بگیرد. علم‌ می‌تواند هر چیزی‌ را كه‌ آهنگسازان‌ به‌ آنها نیاز دارند، در اختیارشان‌ قرار دهد. به‌ اعتقاد من‌ با استفاده‌ از علم‌، می‌توان‌ از هر اجبار فلج‌كننده‌ای‌ رها شد و حتی‌ تقسیمات‌ اكتاوها را هم‌ در موسیقی‌ به‌ هم‌ ریخت‌ و در نتیجه‌، به‌ همه‌ شكلها و قالبهای‌ مطلوب‌ موسیقایی‌ دست‌ پیدا كرد.»
وارز در طلب‌ برای‌ تكنولوژی‌ای‌ فریاد می‌زد كه‌ ما امروز به‌ رایگان‌ در اختیار داریم‌.
وارز پس‌ از آنكه‌ دست‌ كم‌ در محافل‌ آوانگارد، اعتباری‌ برای‌ خود دست‌ و پا كرد، از صحنه‌ موسیقی‌ كنار رفت‌. او بسیار حساس‌ و بدخلق‌ شده‌ بود و دائماً دست‌ به‌ خودكشی‌ می‌زد. دوازده‌ سال‌ گذشت‌ و او در این‌ فاصله‌ هیچ‌ اثری‌ خلق‌ نكرد و هیچ‌ كس‌ از تواناییهای‌ او به‌ عنوان‌ محقق‌ در زمینه‌ موسیقی‌ آكوستیك‌ بهره‌ نبرد. در این‌ سالها می‌نویسد:
«من‌ ناتوان‌ و معلول‌ شده‌ام‌، زیرا سازهای‌ الكترونیكی‌ كافی‌ در اختیار ندارم‌ تا موسیقی‌ای‌ را كه‌ در ذهن‌ دارم‌، پیاده‌ كنم‌.»
فرناند كوئیل‌ لیت‌۲۳ درباره‌ او نوشت‌:
«او نمی‌توانست‌ ذهن‌ خود را از صداهایی‌ كه‌ روحش‌ را به‌ آتش‌ می‌كشیدند، رها سازد و در عین‌ حال‌ راه‌ و وسیله‌ای‌ هم‌ برای‌ خلق‌ آن‌ صداها در اختیار نداشت‌.»
در سال‌ ۱۹۲۷، وارز با مدیر مركز تحقیقات‌ آكوستیك‌ آزمایشگاههای‌ تلفن‌ بل‌۲۴، هاروی‌ فلچر۲۵ تماس‌ گرفت‌ و تلاش‌ كرد استودیویی‌ را فراهم‌ كند كه‌ بتواند در آنجا تحقیقاتش‌ را در زمینه‌ موسیقی‌ الكترونیك‌ ادامه‌ بدهد. او را به‌ این‌ بهانه‌ كه‌ بودجه‌ ندارند، پس‌ راندند. وارز دوباره‌ در سال‌ ۱۹۳۲ به‌ بل‌ پیشنهاد كرد كه‌ به‌ ازای‌ استفاده‌ از استودیو، برایشان‌ كار كند. او تصمیم‌ داشت‌ به‌ قیمت‌ قربانی‌كردن‌ حرفه‌ خود به‌ عنوان‌ آهنگساز، آرزوهای‌ بلندش‌ را برای‌ یافتن‌ صداهای‌ جدید دنبال‌ كند، ولی‌ باز هم‌ كسی‌ به‌ او اجازه‌ استفاده‌ از آزمایشگاهها را نداد. (چند سال‌ بعد، آزمایشگاههای‌ بل‌ تبدیل‌ به‌ مركز تحقیقات‌ در زمینه‌ سینتی‌سایزرهای‌ كامپیوتری‌ شد!)
وارز در سال‌ ۱۹۳۹، در سخنرانی‌ خود در دانشگاه‌ كالیفرنیای‌ جنوبی‌ گفت‌:
«هنگامی‌ كه‌ به‌ موسیقی‌ گوش‌ می‌دهید، آیا لحظاتی‌ وجود ندارند كه‌ تشخیص‌ می‌دهید دارید به‌ یك‌ پدیده‌ فیزیكی‌ گوش‌ می‌دهید؟ آیا تا هوایی‌ كه‌ بین‌ ساز و گوش‌ شنونده‌ وجود دارد، مرتعش‌ نشود، موسیقی‌ معنی‌ پیدا می‌كند؟ آهنگساز برای‌ اینكه‌ بداند حاصل‌ كارش‌ چیست‌، باید مكانیسم‌ سازها را بشناسد و درباره‌ آكوستیك‌ چیزهای‌ زیادی‌ را بداند. من‌ برای‌ بیان‌ صداهایی‌ كه‌ در نظر دارم‌، به‌ ابزار كاملاً جدیدی‌ نیاز دارم‌: به‌ یك‌ ماشین‌ تولیدكننده‌ صدا، نه‌ تكراركننده‌ صداهای‌ قبلی‌.»
دنیای‌ موسیقی‌ به‌ وارز پشت‌ كرد!
پس‌ از جنگ‌ جهانی‌ دوم‌، آهنگسازان‌ فرانسوی‌ و آلمانی‌، تكنولوژیهای‌ جدیدی‌ را كه‌ اغلب‌ در طول‌ جنگ‌ اختراع‌ شده‌ بودند، در موسیقی‌ به‌ كار گرفتند و ناگهان‌ همه‌ به‌ یاد وارز افتادند و او تبدیل‌ به‌ یك‌ آدم‌ مشهور شد! از او خواستند كه‌ در دانشگاههای‌ ییل‌۲۶، پرینس تون‌، كلمبیا و سایر دانشگاهها سخنرانی‌ كند. از او دعوت‌ شد كه‌ در مركز تحقیقاتی‌ رادیو تلویزیون‌ فرانسه‌، یعنی‌ در همان‌ استودیویی‌ كه‌ شائف‌ فر ۲۷ درباره‌ موسیقی‌ كانكریت‌ ۲۸ (محض‌) تحقیق‌ می‌كرد، به‌ كار بپردازد.ناگهان‌ وارز ۷۱ ساله‌ مثل‌ بذری‌ كه‌ مدتها در دل‌ خاك‌ پنهان‌ مانده‌ و منتظر قطره‌ آبی‌ باشد، رشد كرد و سر برآورد. تكنولوژی‌، سرانجام‌ به‌ وارز روی‌ خوش‌ نشان‌ داد و او در محیط‌ جدید به شدت‌ شروع‌ به‌ فعالیت‌ كرد. بسیاری‌ حتی‌ از یاد برده‌ بودند كه‌ او هنوز زنده‌ است‌.
او در این‌ دوران‌، اثری‌ را به‌ نام‌ “Deserts” نوشت‌ كه‌ اثری‌ ترساننده‌، شاهكار و منحصر به فرد درباره‌ عصر اتم‌ بود. شنوندگان‌، در ابتدای‌ كار، طبق‌ معمول‌ نسبت‌ به‌ كار او موضع‌ خصمانه‌ گرفتند و یك‌ منتقد موسیقی‌ گفت‌ كه‌ باید وارز را روی‌ صندلی‌ الكتریكی‌ نشاند و اعدام‌ كرد!
با این‌ همه‌، “Deserts” اولین‌ اثر مهم‌ در موسیقی‌ الكترونیك‌ بود و همه‌، وارز را به‌ عنوان‌ عنصر مهمی‌ در موسیقی‌ به‌ رسمیت‌ شناختند. یكی‌ از روزنامه‌نگاران‌، او را چنین‌ توصیف‌ كرد: «گلوله‌ توپی‌ كه‌ صحنه‌ نبرد را از قید صوت‌ آزاد كرد!»
 
 
سرانجام‌، وارز دنیایی‌ را پیدا كرد كه‌ یك‌ عمر آرزو داشت‌ در آن‌ زندگی‌ كند و دیدگاههای‌ او درباره‌ موسیقی‌ و صوت‌، در آن‌ دنبال‌ شوند. حالا دیگر او ابزاری‌ را در دست‌ داشت‌ كه‌ می‌توانست‌ به‌ وسیله‌ آنها صداهای‌ مورد نظر خود را كشف‌ كند. مركز موسیقی‌ الكترونیك‌ كلمبیا ـ پرینس تون‌ از او برای‌ همكاری‌ دعوت‌ كرد. آكادمی‌ سلطنتی‌ سوئد، او را به‌ عضویت‌ پذیرفت‌، جوایز متعددی‌ را برد و به‌ ژاپن‌ رفت‌ تا درباره‌ موسیقی‌ الكترونیك‌ سخنرانی‌ كند. سپس‌ مهم‌ترین‌ مرحله‌ زندگی‌ او فرا رسید. لوكور بوزیه‌۲۹، معمار مشهور فرانسوی‌، از سوی‌ شركت‌ فیلیپس‌ دعوت‌ شد تا عمارت‌ كلاه‌ فرنگی‌ فیلیپس‌ را در نمایشگاه‌ جهانی‌ بروكسل‌ كه‌ قرار بود در سال‌ ۱۹۵۸ برگزار شود، بسازد. كوربوزیه‌ تصمیم‌ گرفت‌ این‌ عمارت‌ را تبدیل‌ به‌ یك‌ رویداد چند رسانه‌ای‌ كند. او وارز را كه‌ ۲۵ سال‌ پیش‌ دیده‌ بود به‌ یاد آورد و به‌ او اصرار كرد كه‌ برای‌ این‌ رویداد، موسیقی‌ بسازد. شركت‌ فیلیپس‌ به‌ این‌ پیشنهاد اعتراض‌ كرد و از لوكوربوزیه‌ خواست‌ كه‌ آهنگسازان‌ مشهورتری‌ چون‌ كوپلان‌ ۳۰ یا والتون‌۳۱ را به‌ كار بگیرد. لوكوربوزیه‌ اعلام‌ كرد كه‌ یا وارز یا هیچ‌ كس‌! و به‌ این‌ ترتیب‌ بود كه‌ شركت‌ فیلیپس‌ تسلیم‌ شد. لوكوربوزیه‌ به‌ این‌ حد هم‌ قانع‌ نشد و شركت‌ فیلیپس‌ را وادار كرد كه‌ پول‌ خوبی‌ به‌ وارز بپردازد. سپس‌ با وارز تماس‌ گرفت‌ و گفت‌ كه‌ نام‌ اثر “Poem Electronique” خواهد بود و وارز كاملاً آزاد است‌ كه‌ هر چیزی‌ را كه‌ دلش‌ می‌خواهد بسازد. از نظر وارز، این‌، هدیه‌ای‌ آسمانی‌ بود!
شركت‌ فیلیپس‌ به‌ وارز پیشنهاد كرد كه‌ از آزمایشگاه‌ شركت‌ در آیندهون‌۳۲ و همچنین‌ از تكنسینها و مهندسان‌ آنجا استفاده‌ كند. هزینه‌های‌ مالی‌ به‌ هیچ‌ وجه‌ مسئله‌ای‌ نبودند. وارز مثل‌ دیوانه‌ها به‌ كار چسبید و هر چه‌ را كه‌ یك‌ عمر آرزو كرده‌ بود، در این‌ اثر ریخت‌. كارمندان‌ شركت‌ فیلیپس‌ به‌ خون‌ وارز تشنه‌ بودند. لوكوربوزیه‌ از هند برگشت‌ و روی‌ میز مشت‌ كوبید و فریاد زد كه‌ هیچ‌ یك‌ از كارمندان‌، حق‌ ایجاد مشكل‌ برای‌ وارز را ندارند.
این‌ اثر ۴۸۰ دقیقه‌ و همراه‌ با شعر بود. قرار بود موسیقی‌ از ۴۲۵ بلندگو كه‌ در همه‌ نقاط‌ عمارت‌ كلاه‌ فرنگی‌ نصب‌ شده‌ بودند، شنیده‌ شود. وارز هشت‌ ماه‌ تمام‌ روی‌ این‌ اثر كار كرد. سرانجام‌، شركت‌ فیلیپس‌ پس‌ از صرف‌ ۲۶۰۰۰۰ دلار هزینه‌، خواست‌ كه‌ اثر او را بشنود. پس‌ از آنكه‌ وارز، قطعه‌ را نواخت‌، همه‌ اعضای‌ شركت‌ وحشت‌زده‌ شدند. در اینجا بود كه‌ بار دیگر لوكوربوزیه‌ به‌ نجات‌ وارز شتافت‌ و اصرار كرد كه‌ همین‌ قطعه‌ باید پخش‌ شود. شركت‌ فیلیپس‌ از وارز خواست‌ كه‌ در مورد اثر خود به‌ آنها حق‌ استفاده‌ انحصاری‌ بدهد. وارز گفت‌:
«حق‌ انحصاری‌؟ در موسیقی‌؟ این‌ چیزی‌ است‌ كه‌ هرگز در مورد من‌ اتفاق‌ نمی‌افتد!»
شركت‌ فیلیپس‌ دوباره‌ تسلیم‌ شد.
ساختمانی‌ كه‌ لوكوربوزیه‌ ساخت‌ شبیه‌ یك‌ صدف‌ دریایی‌ بر صخره‌ای‌ نقره‌ای‌ بود. در داخل‌ عمارت‌، مدلی‌ از یك‌ اتم‌ از سقف‌ آویزان‌ بود. دیوارها لخت‌ بودند و فقط‌ ۴۲۵ بلندگو در اطراف‌ دیده‌ می‌شدند. در اتاق‌ پذیرایی‌، نور ضعیف‌ همراه‌ با موسیقی‌ هراس‌انگیزی‌ كه‌ از هر سو شنیده‌ می‌شد، جمعیت‌ را به‌ وحشت‌ می‌انداخت‌. نور لامپها دائماً تغییر می‌كرد و فضای‌ وهم‌آلودی‌ را پدید می‌آورد. سر و صدای‌ جغجغه‌ها، سوتها، رعد و برق‌ و زمزمه‌ آدمها همه‌ جا پخش‌ می‌شد. از دیوارها صدای‌ آدمها بیرون‌ می‌آمد.
نمایشگاه‌، یك‌ موفقیت‌ عظیم‌ بین‌المللی‌ از كار در آمد! میلیونها تن‌ برای‌ اولین‌ بار اثری‌ از وارز را شنیدند. نسل‌ جدیدی‌ از آهنگسازها به‌ آنجا آمده‌ بودند تا در مقابل‌ نبوغ‌ وارز سر خم‌ كنند. وارز سرانجام‌ از راه‌ رسیده‌ بود!
این‌ اثر گویی‌ ترانه‌ مرگ‌ وارز بود. كمی‌ پس‌ از پیروزی‌ نمایشگاه‌ بروكسل‌، وارز مبتلا به‌ برونشیت‌ شد و به‌ یكی‌ از دوستانش‌ نوشت‌:
«برای‌ پنج‌ پروژه‌ بزرگ‌ فكرهایی‌ دارم‌. برای‌ آخرین‌ بار باید تلاشم‌ را بكنم‌.»
او در ۶ نوامبر ۱۹۶۵ درگذشت‌.
فرانك‌ زاپ‌ پا۳۳، چارلی‌ پاركر۳۴، بیتل‌ها و سایرین‌، از وارز الهام‌ گرفته‌اند. وارز، اینك‌ الهام‌بخش‌ و ب‍ُت‌ نسلهای‌ گوناگونی‌ از آهنگسازان‌ و موسیقیدانها شده‌ بود. او پدر موسیقی‌ الكترونیك‌ و از لحاظ‌ تأثیر، هم‌ارز دبوسی‌، موتزارت‌ و بتهوون‌ است‌، هر چند در كلاسهای‌ موسیقی‌، كمتر كسی‌ از او یاد می‌كند. زندگی‌ او غمبار و در عین‌ حال‌ الهام‌بخش‌ است‌.
سرانجام‌ دنیای‌ موسیقی‌ در مقابل‌ پشتكار و نبوغ‌ او سر تعظیم‌ فرود آورد!

۱. Herbert Rush
۲. Busoni
۳. Schola Cantorium
۴. Satie
۵. Romain Rolland
۶. Jean - Christophe
۷. Rossolo
۸. Villa - Lobos
۹. Duchamp
۱۰. Cowell
۱۱. Luening
۱۲. Lenin
۱۳. Trotsky
۱۴. Picasso
۱۵. Debussy
۱۶. Greenwich
۱۷. Carlos Salzedo
۱۸. Stravinsky
۱۹. Bartok
۲۰. Schoenberg
۲۱. Leopold Stokowski
۲۲. Carnagie
۲۳. Fernand Quellette
۲۴. Bell
۲۵. Harvey Fletcher
۲۶. Yale
۲۷. Schaeffer
۲۸. Concrete music
۲۹. Le Corbusier
۳۰. Copland
۳۱. Walton
۳۲. Eindhoven
۳۳. Frank Zappa
۳۴. Charlie Parker

بهروز شاهقلی

  
 
   پایگاه رسمی انتشارات سوره مهر 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی  | 

86/11/28
نوع جدیدی از موسیقی الکترونیکی در حال شکل‌گیری و جدی شدن است. یک جور موسیقی که خوراک عشق کامپیوترهاست.
شاید فقط چند دهه گذشته است از زمانی که نوازندگان و اهالی موسیقی در اجرای برنامه‌هایشان، فقط و فقط از سازهایی استفاده می‌کردند که از مواد اولیه طبیعی ساخته شده بودند؛ به طوری که هم ساختن آنها و هم تسلط برای درآوردن صدایی متناسب از آنها، مدت‌ها زمان می‌برد.
اما پیشرفت و رشد تصاعدی علوم الکترونیک و به‌خصوص کامپیوتر در این چند سال، کار را به جایی کشاند که بسیاری از صداها را می‌شود با کامپیوتر شبیه‌سازی کرد و سازهای موسیقی هم با وجود تمام تمایلات سنتی اهل موسیقی، نتواستند از دست کامپیوتریزه شدن فرار کنند.
به همین خاطر در این چند ساله، سینتی سایزرها و سازهای الکترونیک، به جایگاهی جدی‌ برای تولید و کار خلاقه اهل موسیقی تبدیل شدند. اما اتفاقی که چند وقت پیش افتاد، شاید غریب‌ترین اتفاق در این زمینه بود؛ ۵۰عضو گروه یک ارکستر در کنار یکدیگر، بزرگ‌ترین ارکستر لپ‌تاپی دنیا را تشکیل دادند و به اجرای برنامه پرداختند.
اینجا دیگر حتی از شکل آشنا و متعارف سازها هم خبری نبود و در برنامه‌ای زنده، لپ‌تاپ‌ها ساز شدند و نوازندگان با فشردن دکمه‌های لپ‌تاپ‌هایشان، در این همراهی موسیقایی شرکت کردند.
یکی از تنظیم‌کنندگان ارکستر لپ‌تاپی می‌گوید: «آینده موسیقی اینجاست، قهرمانی گیتار را فراموش کنید». در این چند دهه، ابزارهای الکترونیک همیشه نقشی اساسی در تولید موسیقی داشته‌اند؛ به طوری که صدای موسیقی کامپیوتری برای بسیاری از شنوندگان صدایی آشناست.
ساز و کار این موسیقی هم چیز زیاد پیچیده‌ای نیست و برای همه روشن است که با نوعی از موسیقی سر و کار داریم که کامپیوتر ابزار ساخت و تنظیم آن است.
اولین بار موسیقی کامپیوتری در استرالیا توسط یک برنامه‌نویس کامپیوتر طراحی و ساخته شد و بعدها یک مهندس کامپیوتر، برنامه‌ای که توسط موزیسین‌های مبتدی نواخته شده بود را طراحی و تنظیم کرد.
در سال۱۹۸۰ بود که این امکان به کامپیوترهای شخصی داده شد تا با استفاده از سینتی‌سایزر‌ها و برنامه‌های نوشته شده، از تکنولوژی کامپیوتری بهره‌مند شوند.
اما در موسیقی لپ‌تاپی قدم‌ها جلوتر گذاشته شده‌اند و در آن اثری از ابزارهای متنوع نیست و همه چیز را با صدای لپ‌تاپ می‌شنویم.
● لپ‌تاپ‌ ساز می‌شود
گروه موسیقی Plork یکی از اولین گروه‌های موسیقی لپ‌تاپی بودند که توسط ۲ نفر از متخصصین این رشته و همکاری و حمایت برخی دانشکده‌های دانشگاه پرینستون و سازمان‌های وابسته به آن، در اوایل آوریل۲۰۰۶ به اجرای برنامه پرداختند.
ترومن و کوک، ۲ استاد دانشگاه پرینستون بودند که علم کامپیوتری‌شان و درکی که از موسیقی داشتند را کنار هم گذاشتند تا این نوع جدید از موسیقی را اجرا کنند.
در کار آنها سنسورهایی روی لپ‌تاپ‌ها نصب و اسپیکرها به هریک از لپ‌تاپ‌ها وصل شده بود و هر نوازنده قرار بود صدای ساز از پیش تعیین شده‌اش را از اسپیکرها خارج کند. در این اجرا، ۱۵جایگاه برای اعضا وجود داشت و هر جایگاه شامل یک لپ‌تاپ، اسپیکرهای نیم‌دایره‌ای و نرم‌افزار لپ‌تاپ از نوع اپل ۱۲اینچی می‌شد و آمپلی فایرهای هر اسپیکر از یک بلندگوی ۶کاناله نیم دایره‌ای تشکیل شده بود.
آنها معتقد بوند با ترکیب‌ها و اجراهای تازه‌شان نوع جدیدی از صدا و موسیقی را به وجود آورده‌اند که باعث تحول در دریافت سنتی مخاطبان از احساسات موسیقایی‌شان می‌شود و انگار آنها را در قرن۲۲ بیدار می‌کند. کنترل صداها، ترکیب آنها، هدایت اعضای گروه، تنظیم و ترکیب صداها و نظم دادن به نوازندگان و هماهنگی آنها با رهبر ارکستر از دشواری‌های این ژانر تازه بود؛ هرچند خود اعضای این گروه در به ثمر نشستن ایده‌ها و موفق بودن کارشان مردد بودند و معتقد بودند ژانر ارکستر لپ‌تاپی هنوز محدودیت‌هایی دارد و شکل واقعی و کامل آن تحقق نیافته است.
در اجراهای این ارکستر لپ‌تاپی، بئرلین الیورس - آکاردئونیست مشهور - و ذاکر حسین - از نوازندگان طبلا و برندگان جایزه گرمی - گروه را همراهی می‌کردند. دان ترومن و کوک - ۲ عضو بنیانگذار این گروه - سال‌ها برای رسیدن به این تجربه تازه تلاش کرده بودند.
ترومن، آهنگساز، سازنده و طراح نرم‌افزار است، ویولن می‌نوازد و در رشته فیزیک در دانشگاه مینه‌سوتا تحصیل کرده و جالب است که تا به حال در فستیوال‌های موسیقی مدرن و همچنین در جشنواره موسیقی فولکلور قطعاتش را اجرا کرده است.
● چاک وارد می‌شود
کوک - عضو دیگر گروه پلورک - هم استاد علوم کامپیوتر و پژوهشگر موسیقی کامپیوتری در دانشگاه پرینستون است. کوک به شکلی پیشرفته، کارهایی در زمینه صداهای تلفیقی، اصول طراحی و شبیه‌سازی موسیقی کامپیوتری و همچنین فعالیت‌هایی در زمینه طراحی نرم‌افزارها و مدل‌های موسیقی کامپیوتری انجام داد.
مهم‌ترین کار این عضو شاخص گروه پرینستونی‌ها، نوشتن برنامه کامپیوتری «چاک» بود. چاک می‌توانست به شکل طبیعی صدای همزمان و چندزمانه را کنترل کند؛ سایر کلیدهای ترکیبی هم توانایی اضافه کردن، حذف کردن و اصلاح همزمان برنامه در حال اجرا را داشتند.
● اُف‌های لپ‌تاپ به‌دست
یکی دیگر از ارکستر لپ‌تاپ‌های جهان، ارکستر لپ‌تاپ «سایبورک» است. در ارکستر لپ‌تاپ سایبورک، رهبر و تنظیم‌کننده‌ای وجود نداشت و هر نوازنده، اسپیکر اصلی خودش را داشت و هر صدایی با میکروفون استریو ضبط می‌شد.
این ارکستر لپ‌تاپ، توسط موزیسین‌ها و هنرمندانی مثل آندری اسمیرنوف، لوبوف، پیچلیکنا، ویکتور، چرنینیکو اجرا شده که هر کدام از هنرمندان شناخته‌شده موزیک کامپیوتر هستند. این ارکستر در ماه می سال۲۰۰۶، در مرکز موسیقی الکترونیک مسکو آغاز به کار کرد.
● رکورد شکسته شد
اما در آخرین ارکستر لپ‌تاپی که چند وقت پیش در دانشگاه یورک انگلستان برگزار شد، مهم‌ترین نکته تعداد نوازندگان بود. آمبروس فیلد - تنظیم‌کننده و استاد دانشگاه - سرپرستی این گروه را به‌عهده داشت؛ کسی که تحقیقات زیادی در زمینه مهندسی صدا و برنامه‌ریزی کامپیوتری در کارنامه‌اش دارد.
۵۰ نفر در این ارکستر شرکت داشتند و در یک هماهنگی و همراهی دیجیتال به اجرای برنامه پرداختند. در این اجرا هم مانند سایر اجراها، شرایط جوری بود که هر کدام از نوازندگان علاوه بر صدای خود، صدای دیگران را هم از طریق کامپیوترش می‌شنید و بعضی از این دانشجویان، می‌بایست ماوس را برای تولید آهنگ‌های مورد نیاز خود حرکت می‌دادند یا روی آن کلیک می‌کردند و دیگر اعضای ارکستر دست‌ها را حرکت می‌دادند.
حرکت دست آنها از طریق دوربینی که به رایانه‌های قابل حمل متصل بود، بازتولید و تبدیل به آهنگ می‌شد.
● به قرن ۲۲نزدیک می‌شویم؟
در این چند سال، ارکستر لپ‌تاپ‌های گوناگونی در سراسر دنیا شکل گرفته‌اند و تعداد افرادی هم که به موسیقی زنده کامپیوتری رو آورده‌اند، زیاد شده است. در کار آنها مؤلفه‌های موسیقایی و فرهنگی کنار اصول زیباشناسی قرار می‌گیرند.
موزیسین‌های این ارکسترها می‌گویند استفاده اعضای گروه از لپ‌تاپ، یک تفنن یا پیشرفت تکنیکی صرف نیست؛ آنها دست به یک حرکت جمعی خلاقه می‌زنند و لپ‌تاپ‌ها شبیه یک ابزار موسیقایی جدید عمل می‌کنند.
علاوه بر این با استفاده از کامپیوتر، گستره تازه‌ای از صداها را می‌توان به این ارکسترها اضافه کرد؛ صداهایی که ورودی آنها صداهای طبیعی روزمره هستند و خروجی آنها صداهایی بسیار متفاوت و تازه. با این حال، هنوز راه زیادی مانده است تا این نوع ارکستر بتواند خاطره سازها را از ذهن علاقه‌مندان موسیقی پاک کند؛ شاید به این خاطر که هنوز تا قرن۲۲، سال‌ها باقی مانده است.
رسانه هنر و موسیقی

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی  | 

86/10/23
گیتار برقی یا گیتار الکتریک نوعی گیتار است که صدای آن به وسیله تقویت کننده‌ای الکتریکی تشدید و یا تغییر می‌یابد.
● طرز کار:
ارتعاشات وارده بر سیم‌های گیتار توسط قطعه‌ای به نام پیک‌آپ به سیگنال‌های الکتریکی تبدیل می‌شود. در واقع پیک‌آپ همانند یک میکروفن عمل کرده و سیگنال‌ها را از طریق یک سیم به آمپلیفایر (تقویت کننده) می‌فرستد و سپس صدای تقویت شده توسط یک یا چند بلندگو پخش می‌شود. در ابتدا گیتارهای الکتریکی تنها یک پیک‌آپ داشتند، اما امروزه با دو یا سه پیک‌آپ ساخته می شوند..
● پیشینه
ایده پیدایش گیتارهای الکتریکی از آنجا آغاز شد که در همنوازی‌ها‌ صدای گیتار آکوستیک در بین صدای سازهای دیگر مانند بیس و درام گم بود و به وضوح شنیده نمی‌شد. در نتیجه در صدد آن برآمدند تا صدای گیتار را تقویت کنند، و بهترین راه برای این کار استفاده از علم الکترونیک بود.
در حدود دهه ۳۰ میلادی گیتار‌های الکتریکی وارد موسیقی شدند. این اتفاق پدید آورنده‌ی انقلابی در صدا و تکنولوژی بود که تا امروز نیز ادامه دارد. با پیدایش راک اند رول در دهه ۵۰ میلادی، گیتار‌های الکتریکی به سرعت در موسیقی جا باز کردند و به یکی از فراگیر‌ترین سازهای تاریخ مبدل شدند. معمولا در گروه‌های راک دو نوازنده گیتار الکتریک وجود دارد که یک نفر ملودی‌ها را می‌نوازد (گیتار لید) و دیگری ریتم‌ها را ( گیتار ریتم).
● انواع
▪ از نظر بدنه
این ساز را از نظر بدنه می‌توان به دو دسته کلی تقسیم کرد: بدنه-توپر و بدنه-توخالی. گیتارهای بدنه-توخالی مورد استفاده نوازندگان جاز قرار می‌گیرد، در صورتی که بدنه-توپر عموماً در موسیقی راک کاربرد دارد.
▪ از نظر تعداد سیم‌ها
معمولا گیتارهای الکتریکی شش سیم دارند. بعضی نیز دارای ۱۲ سیم می باشند که هرجفت با یک نت کوک می‌شود، منتهی با اکتاوهای متفاوت، این گیتارها اکثراً در موسیقی فولک کاربرد دارند. گیتارهای ۸ سیمی نیز وجود داردند که البته غیرمعمول هستند.
▪ اجزا
۱) سردسته (Head Stock):
قسمت بالایی گیتار که سیم‌ها در آنجا تنظیم می‌شوند.
۲) خرک بالا
۳) پیچ‌های کوک یا گوشی‌ها (Tuning Switch):
پیچ‌هایی که بر روی دسته گیتار قرار گرفته‌اند و با آن می‌توان گیتار را کوک کرد.
۴) پرده‌نما یا دستان (Fret):
قطعه‌های فلزی که بر روی دسته گیتار قرار دارد و پرده‌های موسیقی را از هم جدا می‌کند.
۵) تنظیم کننده دسته (truss rod):
برای تنظیم و تثبیت دسته
۶) علامت‌های روی دسته
۷) دسته (Neck):
قسمت بلند و باریک گیتار است که جای انگشت‌گذاری نوازنده برای انتخاب نت‌ها است. این بخش بین بدنه و سر دسته گیتار قرار دارد.
۸) اتصال دسته به بدنه
۹) بدنه:
قسمت اصلی گیتار است که به دسته متصل شده و برخلاف گیتار آکوستیک معمولاً توخالی نیست و بخش‌هایی مانند پیک‌آپ و خرک بر روی آن قرار دارد.
۱۰) زخمه‌گاه (Pick up):
یک سیم پیچ مغناطیسی است که بر روی بدنه گیتار و زیر سیم‌ها قرار دارد و وقتی سیم‌ها بر اثر زخمه زدن مرتعش می‌شوند تحت تأثیر میدان مغناطیسی پیک‌آپ قرار می‌گیرند و این تحریک به آمپلیفایر فرستاده می‌شود و سپس آنجا تقویت می‌شود.
۱۱) کنترل صدا و تن:
پیچ‌هایی که بر روی بدنه گیتار قرار گرفته‌اند و می‌توانند صدا و تن گیتار را تغییر دهند.
۱۲) کلید زخمه‌گاه (Pick up Switch):
یک تعویض کننده که بر روی بدنه گیتار قرار گرفته و برای تعویض پیک‌آپ و تغییر دادن تُن و صدا بکار می‌رود.
۱۳) لرزانه (Tremolo):
میله‌ای که روی بعضی گیتارها قرار دارد و به خرک متصل شده. با حرکت دادن آن به بالا و پایین خرک حرکت می‌کند و باعث زیر و بم شدن صدا می‌شود. به آن اصطلاحا دسته ویبراتو (Vibrato) نیز گفته می‌شود (در این تصویر نیست.)
۱۴) خرک (Bridge):
ناحیه‌ای است بر روی گیتار که سیم‌های گیتار بر روی آن قرار می‌گیرند.
۱۵) محافظ مضراب:
صفحه‌ای است که نمی‌گذارد بدنه، با مضراب خط بیافتد.
منابع:
انقلاب گیتارهای الکتریکی نوشته کتی اونروه
گیتار

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی  | 

86/09/11

موسيقي الكترونيك

موسیقی الکترونیکی به معنی موسیقی ایجاد شده به وسیله تجهیزات الکترونیکی است. هر صدایی که به وسیله یک سیگنال الکترونیکی تولید شود ممکن است موسیقی الکترونیک نامیده شود. به هر حال در یک طبقه بندی ادبی و بازاریابی، موسیقی الکترونیکی به موسیقی تولید شده به طور کامل به وسیله اجزا الکترونیکی اشاره دارد. از قبیل کامپیوتر، سینتی سایزر، ماشین درام و سمپلر. موسیقی الکترونیکی امروزه دارای سبکهای زیر میباشد:

  • Ambient

    • Ambient groove
    • Illbient
    • Organic ambient
    • Isolationist
    • Dark Ambient
    • Space Age
  • Breakbeat
    • Darkstep
    • 2Step also known as Speed garage
    • Breakbeat hardcore
    • Breakcore
    • Brokenbeat
    • Drill and bass
    • Drum and bass
    • Jungle
  • Darkwave
  • Downtempo
    • Nu jazz
    • Trip hop (aka the "Bristol Sound")
  • Electro
  • Electronica
    • Big beat
  • Hardcore
    • 4-beat
    • Gabba
    • Happy hardcore
    • Freeform hardcore
    • Makina
  • Hi-NRG
    • Nu-NRG
  • House
    • Acid house
    • Chicago house
    • Deep house
    • Freestyle house
    • Garage
    • Ghetto house
    • Hard house
    • Hip house
    • Microhouse
    • New Beat
    • Progressive house
    • Tech house
    • Vocal house
  • Industrial
    • Electronic body music (EBM)
    • Futurepop
    • Old-school EBM
  • Intelligent dance music (IDM)
    • Bitpop
    • Chip music
    • Glitch
  • Miami Bass
  • Musique concrète
  • New Age
  • Noise
  • Nortec (electronic style from Tijuana, Mexico)
  • Rave (see old skool)
  • Synth pop
    • Electroclash (late 1990s, early 2000s version)
    • Electropop (1980s incarnation)
  • Synthpunk
  • Techno
    • Detroit techno
    • Freetekno
    • Ghettotech
    • Hardcore techno
      • Rotterdam techno

Trance

  • Hard trance
  • Goa trance
  • Melodic trance
  • Minimalist trance
  • Progressive trance
  • Psychedelic trance


مكالمه بين دستگاههاي موسيقي (MIDI)

سرانجام در دهه 1980 مكالمه بين دستگاهها(سازها)ي موسيقي آغاز شد و بدينوسيله انقلابي در جهان موسيقي الكترونيك به وجود آمد.اكنون يك ساز الكترونيك ميتواند به ديگري بگويد:« نت دوي وسط Middle را با 60% قدرت بنواز،سپس مي اكتاو چهارم E4 را با اندكي قدرت بيشتر بزن. » ساز دوم به اين ديالوگ گوش ميدهد،آن را ميفهمد و نتها را به ترتيب ميزند و اين روند تا زماني كه زبان ارتباطي را ميفهمد ادامه دارد.زباني كه اكنون در اين سازها دخالت دارد MIDI نام دارد.حتي اگر سازها بتوانند با هم صحبت كنند،هنوز هيچ اختياري از خود ندارند.در واقع تنها منشأ وابستگي آن دو به طور زنجيروار،نوازنده است.بنابراين دستگاهها اجراي نوازنده را با ترجمه آن به MIDI تفسير ميكنند. MIDI به عنوان زباني كه براي فرستادن اطلاعات اجرايي از يك دستگاه به دستگاه يا دستگاههاي بعدي به كار ميرود در نظر گرفته ميشود.
گرچه MIDI جنبه جديدي از موسيقي الكترونيك است،اما قبلاً به صورت يك زبان خانگي در عرصه كامپيوتر مورد نظر بوده است.امروز MIDI يك از مشخصههاي بارز موسيقي الكترونيك است.
MIDI به طور وسيعي به عنوان زبان دستگاههاي موسيقي شناخته شده است. MIDI در مدت كوتاهي بسيار وسعت يافت،زيرا در بسياري از شرايط قابل استفاده است. MIDI يك واژه جهاني است.
با وجود زبانهاي گوناگون در دنيا، MIDI تنها يك زبان است و ميتواند رابطي بين دستگاههاي امريكايي،ژاپني،ايتاليايي،يا آلماني باشد.مهمتر اين كه از MIDI ميتوان براي مكالمه دستگاههاي گوناگون از كارخانجات مختلف استفاده كرد.مثلاً براي يك پيانوي الكتريكي اين امكان وجود دارد كه يك سينتيسايزر و يك ريتمساز صحبت كند.سرانجام MIDI يك قدرت بالقوه فوقالعاده براي رشد و پيشرفت است.
اكنون اين پرسش پيش ميآيد كه چگونه از MIDI براي اين مكالمه استفاده ميشود؟براي توضيح اين مسئله،به پشت ساز الكترونيك خود نگاه كنيد.رابطها و ترمينال هاي گوناگون در پشت ان تعبيه شده است.از جمله MIDI IN , MIDI OUT و احتمالاً MIDI THRU .
اينها گوشها و دهانهاي مكالمات MIDI ميباشند و براي هرگونه ارتباط از نوع MIDI ميباشند و براي هرگونه ارتباط از نوع MIDI لازم است.پيامها از MIDI OUT يك دستگاه به MIDI IN دستگاه ديگر،به وسيله كابلي فرستاده ميشود.كابل مورد استفاده پنج سوزن دارد كه بايد كاملاً در پنج سوراخ هر ترمينال جاي گيرد.توجه داشته باشيد كه سوكتهاي DINSYNC بسيار شبيه به سوكتهاي MIDI است اما كاملاً با آن فرق دارد.
بنابراين كابل MIDI را به سوكت DINSYNC متصل نكنيد.(رابطههاي پنجشاخه MIDI در بازار يافت ميشود).
MIDI IN براي شنيدن پيامهاي ورودي، MIDI OUT براي گويش پيامها(خروجي) است. MIDI THRU بسيار شبيه MIDI OUT است به اين ترتيب كه با دستگاه بعدي سخن ميگويد و پيام را ميفرستد اما نه پيام خودش را،در واقع MIDI OUT دستگاه اول را براي دستگاههاي بعدي تكرار ميكند.در واقع MIDI THRU از هر پيام خروجي كپي ميگيرد و براي يك دستگاه ديگر كه به آن متصل است ميفرستند.

مكالمه يك طرفه:

گفتيم اطلاعات موسيقيايي از MIDI OUT يك دستگاه به MIDI THRU دستگاه بعدي و از آنجا به MIDI IN دستگاه سوم ميرود.پيامها اغلب به طور يك طرفه ارسال ميشود.به اين ترتيب كه گوينده و شنونده در مكالمه ثابت ميمانند.مثلاً يك دستگاه كنترل كننده كيبرد كه بخودي خود صدايي ندارد يا يك مدوله كننده صدا كه كيبرد ندارد.عملكرد ثابتي دارند.آنها ميتوانند هم Master(فرمانده) و هم Slave(فرمانگيرنده) باشند.در اين شرايط گويند Master و شنونده Slave ناميده ميشود.
ارتباط Slave/Master هميشه يك به يك نيست.تعداد Slaveها ميتواند افزون شود.در نتيجه حتي در سيستمهاي بسيار بزرگ MIDI كه از دستگاههاي متنوع به تعداد زياد تشكيل شده است،اگر شما خط سير يكطرفه MIDI را با استفاده از اتصالات THRU كنترل كنيد،هيچ مشكلي نخواهيد داشت.ميتوانيم زنجيروار دستگاهها را به طور سري به هم وصل كنيد.اما در واقع مكالمات MIDI،ديالوگهاي بسيار مشكل را در بر ميگيرد،بنابراين اتصال بيرويه MIDI THRU مكالمه دستگاهها را با مشكل مواجه ميكند و در اين حالت سيستم شما ممكن است اصلاً كار نكند.بنابراين چهارمين يا پنجمين دستگاه در سيستم،ممكن است اطلاعات را اشتباه دريافت كند.براي پرهيز از اين وضع،دستگاههاي Master و Slave را تا آنجا كه ميتوانيد به هم نزديك كنيد.البته منظور از نزديكي در اينجا،كم كردن فاصله نيست،بلكه استفاده از جعبه MIDI THRU است.
جعبه MIDI THRU اطلاعات MIDI را از دستگاه Master به طور همزمان به دستگاههاي ديگر (Slave) ميفرستد.بنابراين تمام Slaveها در يك زمان و به طور درست اطلاعات را دريافت ميكنند.بنابراين سعي كنيد حتيالمقدور حتي در سيستمهاي سادة اتصال دستگاهها از جعبه MIDI THRU استفاده كنيد.

سودمنديهاي MIDI

در نظر بگيريد MIDI OUT يك پيانوي الكترونيكي به MIDI IN يك سينتيسايزر متصل شده است.اگر سينتيسايزر روي صداي STRING تنظيم شده باشد،نواختن پيانو سبب خواهد شد تا سينتيسايزر دقيقاً همان نتها را با صداي STRING بنوازد.نتيجه صدايي بسيار بزرگ و پر با باند پهن خواهد بود،گويي كه يك اركستر با نوازنده پيانو همراهي ميكند.تركيب جالب ديگر صداي هارپ از پيانو،با صداي فلوت سينتيسايزر است.به همين ترتيب صداي Pipe organ را ميتوانيد با صداي كر سينتيسايزر تركيب كنيد.دو صداي ترومپت كه اندكي با هم نا كوك باشد نيز زيبا خواهد بود.بدين سان شما ميتوانيد بينهايت صدا توليد كنيد و اين تازه در شرايطي است كه THRUها را در نظر نگرفتهايم.
روش ديگر استفاده از يك صداي سينتيسايزر است كه ضربه اول صدا در آن زياد باشد.اين صدا را ميتوان با صدايي كه فاقد ضربه نخست است تركيب كرد كه بسيار جالب به نظر ميرسد.هميشه به خاطر داشته باشيد كه در چه شرايطي ميخواهيد بنوازيد و آهنگ شما چه خصوصياتي دارد.در اين شرايط ميتواندي از ذوق هنري خود در انتخاب صداها استفاده كنيد.اگر از MIDI THRU نيز استفاده كنيد،ضخامت صداي خروجي بسيار زياد خواهد بود.دقت كنيد كه در عين پر بودن،صداها واضح باشد و قادر باشيد هر صدايي را كه در توليد صداي خروجي دخيل است يك به يك تشخيص دهيد.
همان طور كه گفتيم اين امكان وجود دارد كه دستگاههايي از انواع متفاوت با زبان MIDI با يكديگر ارتباط برقرار كنند.به طور طبيعي،انتظار داريم كه يك كيبرد با يك دستگاه همنوع خود مكالمه كند اما يك پيانو چه چيزي براي گفتن به يك ريتمساز دارد؟ در نظر بگيريد اگر يك پيانوي الكتريكي را به يك ريتمساز متصل كنيم و پيانو را به عنوان Master و ريتمساز را به عنوان Slave فرض كنيم چه پيش خواهد آمد.در اين حالت ريتمساز با هر ضربهاي به نتهاي پيانو،صداي كوبهاي را نيز ايجاد خواهد كرد كه اين كوبه ممكن است درام،باس درام،سايترام و … باشد.برعكس اگر ريتمساز را به عنوان Master و پيانو را به عنوان Slave در نظر يگيريم،با روشن كردن يكي از ريتمهاي برنامهريزي شده ريتمساز،پيانوي آكوري متناسب با آن خواهد نواخت.(توجه داشته باشيد كه ريتمساز امكانات محدودي براي برنامهريزي دارد،براي بهتر شدن كارهاي عملي،بهتر است از سكونسر يا كامپيوتر استفاده شود.)
يكي از كاربردهاي قوي زبان MIDI در رابطه با سكونسرهاست.تركيب صداها همان طور كه توضيح داده شد ميتواند صدايي بسيار زيبا و طبيعي ايجاد كند،اما هنوز هم محدود به اجراي نتها به وسيله Master است.سكونسر از سوي ديگر قادر است كه بخشهايي از نتهاي اجرا شده توسط چند توليدكننده را به حافظه بسپارد و سپس آنها را روي هم سوار كند.در اين حالت،در حالي كه ما ميتوانيم از صداهايي با كيفيت و تركيب خوب بهرهمند شويم،ميتوانيم يك قطعه را به خوبي تنظيم كنيم و يا حالت اركستراسيون به آن بدهيم.با سكونسر ميتوان مجموعهاي از نتها را بدون توجه به اينكه كدام دستگاه Master است و كدام نيست به صدا درآورد.با استفاده از دستگاه سكونسر ميتوان قطعاتي را تنظيم كرد كه هيچ نوازندهاي عملاً قادر به اجراي آن نيست.مثلاً ميتوان قطعهاي را كه مملو از نتهاي زير است،ابتدا با سرعت بسيار پايين در حافظه سكونسر ضبط كرد،قسمتهاي اضافي و خراب آن را ويرايش كرد و خروجي را با صرعت اصلي پخش نمود.مثلاً يك سكونسر به عنوان Master ميتواند يك سينتيسايزر را به عنوان نوازنده ملودي،يك پيانو را براي همراهي،يك سينتيسايزر ديگر را براي باس و يك دستگاه ريتمساز را در آن واحد كنترل كند.اطلاعات موسيقي اين چهار بخش به طور جداگانه در سكونسر ضبط ميشود و سپس به طور اتوماتيك هر چهر دستگاه همزمان شروع به كار ميكند و اجرا آغاز ميشود!

سيست كامپيوتري موسيقي

امپيوتر عمدتاً تا قبل از پيدايش MIDI با موسيقي در ارتباط نبود.مطمئناً درك هر مكالمه بين كامپيوترها و وسايل موسيقي كار بسيار مشكلي است.در اينجا نيز MIDI جعبههاي كوچكي را در اختيار دارد كه ميتواند زبان كامپيوتر را به MIDI ترجمه كند.اين جعبهها Interface نام دارد.
همانطور كه ميدانيم هر كامپيوتر اطلاعاتي در سختافزار خود دارد كه به كامپيوتر ميگويد چگونه عمل كند.يك قسمت از اين سختافزار ميتواند به كامپيوتر بياموزد كه چگونه مثلاً هم سكونسر باشد و هم به عنوان ويراستار (اديتور) عمل كند.به اين ترتيب ميتوان خطوط حامل بيشماري را روي صفحه كامپيوتر ظاهر ساخت و كار نتنگاري را با صبر و حوصله و دقت روي آنها انجام داد و دقيقاً مانند يك كاغذ پارتيتور آنها را نوشت و نتيجه را شنيد.(در سالهاي اخير نرمافزارهاي پيشرفتهاي وارد بازار شده است كه اكثراً با همان نام MIDI عرضه ميشود كه برخي از آنها قادر است بيش از صد نت را به طور همزمان ضبط و پخش كند و كار كردن با آنها نسبتاً هم ساده است. )

كاربردهاي ديگر MIDI

تاكنون به طور خلاصه كاربردهايي از MIDI را توضيح داديم،اما اينها تمام عملكردهاي MIDI نيست.مثلاً هنگام تعويض يك صدا در سيستم MIDI اين امكان وجود دارد كه تعداد زياي افكت را نيز كنترل كرد،يا مثلاً به صدا تأخير و يا طنين داد.يك سكونسر MIDI همچنين ميتواند با يك ضبط مولتي تراك همزمان شود و بينهايت پديده جالب و نوظهور در موسيقي ايجاد كند كه قبلاً حتي ذهن بشر تصور آن را نميكرد.

اطلاعاتي ديگر در مورد MIDI و موسيقي الكترونيك كانال:

MIDI Channal قادر است اطلاعات زيادي را از ديك دستگاه Master به يك دستگاه Slave منتقل كند.قسمت يا قسمتهايي از اين اطلاعات ميتواند مثلاً به وسيلة يك سكونسر جابجا شود.
براي اين منظور MIDI،شانزده كانال را در بر ميگيرد.تمام گونههاي مختلف مكالمات MIDI ميتواند به وسيله اين شانزده كانال به طور جداگانه فرستاده شود.بنابراين با يك كابل MIDI،شانزده قسمت مختلف در ان واحد ميتواند نواخته شود.كانالهاي MIDI از يك نظر شبيه كانالهاي تلويزيوني است.بسياري از ايستگاههاي تلويزيوني برنامهبشان را در يك زمان ارسال ميكنند.به اين معني كه آنتن گيرندة شما در يك لحظه تمام اين كانالها را دريافت ميكند و شما به دلخواه يكي از اين كانالها را انتخاب ميكنيد.
كانالهاي MIDI نيز به همان شكل عمل ميكنند.
يك دستگاه MIDI كه به عنوان Master عمل ميكند مثل ايستگاه تلويزيون است كه برنامه ارسال ميكند و يك دستگاه MIDI كه به عنوان Slave عمل ميكند مثل گيزندة تلويزين شماست و تنها تفاوت در اين است كه شبكههاي تلويزيوني اطلاعات را به طريق امواج و MIDI به وسيله كابل منتقل ميكند.بنابراين دستگاه MIDI Master ميتواند تصميم بگيرد كه كدام كانال را ارسال كند.از سوي ديگر دستگاه MIDI Slave ميتواند مانند گينردة تلويزيون شما عمل كند و انتخاب كند كه كدام كانال بايد شنيده شود.حتي اگر اطلاعات توسط تمام اين شانزده كانال گرفته شود،Slave تنها،كانال انتخابي خودش را ميشود.
به عنوان مثال اگر سينتيسايزر 1 فقط اطلاعات را از طريق كابل MIDI از كانال 1 دريافت ميكند.سينتيسايزر 2 فقط كانال از كانال 2 تغذيه ميشود.
به اين ترتيب كه اگر كيبرد Master در حال فرستادن اطلاعات از روي كانال 1 MIDI است،تنها سينتيسايزر 1 پاسخ ميدهد.يه همين ترتيب اگر 2 MIDI، Master باشد،تنها كانال 2 پاسخ ميدهد.حتي اگر سينتيسايزر 1 به طور واضح در حال گرفتن اطلاعات باشد نميتواند پاسخ گويد زيرا براي كانال ديگري تنظيم شده است.به عبارت ديگر براي درست كردن اين سيستم،بايد كانالهاي MIDI را به دقت انتخاب كنيد،با اين جنبه از كانالهاي MIDI،اين امكان وجود دارد كه شانزده قسمت را باشانزده ساز مختلف نواخت و تمام اين شانزده كانال را به وسيلة يك كابل منتقل كرد.

كانال TX :

نتهايي كه روي كيبرد مينوازيد و اطلاعات مربوط به تغيير كنترل،اين كانال منتقل ميشود.اگر اين كانال در حالت On يا Set قرار داده شود،اطلاعات از روي كانال TX انتقال داده ميشود.مثلاً اگر كانال TX روي 1 تنظيم يافته باشد،نتها روي كانال 1 منتقل ميشود.با تنظيم كانال TX در چند سيستم متصل به كيبرد Master ميتوانيد صداي آن دستگاهها را به راحتي با تغيير كانال TX تغيير دهيد.پس TX در واقع كنترل كنندة صداهاي Slave است.

كانال RX :

كانال RX،كانال دريافتي براي هر پارت را معين ميكند.هنگامي كه با سينتيسايزر در حال اجرا هستيد بايد مطمئن شويد كه كانال شويد كه كانال RX صدايي كه با آن مينوازيد با كانال TX كيبرد هماهنگ باشد.با تنظيم دو يا چند پارت در يك كانال،ميتوانيد آنها را همزمان با هم روي كيبرد بنوازيد.در اين حالت بايد پارتهاي بدون استفاده را Off كنيد.هنگامي كه يك سكونسر در حال ارسال پيام به سينتيسايزر است و در واقع اطلاعات خروجي از MIDI OUT خود را با صداهاي سينتيسايزر مينوازد،بايد كانال RX هر پارت با كانال ورودي اطلاعات دريافتي از سكونسر هماهنگ شود.در غير اسنصورت مممكن است اطلاعات ورودي به سينتيسايزر با صداهاي نامناسبي نواخته شود.

كانال كنترل TX :

اين عامل،كانالي را كه روي آن تغييرات برنامه از يك صداي ويژه از كيبرد منتقل ميشود معين ميكند.اين كانال ميتواند به طور جداگانه براي هر صدا اعمال شود.چنانچه اين عامل روي Set باشد،اطلاعات روي كانال TX تنظيم يافته از قبل منتقل خواهد شد و اگر روي TX تنظيم شده باشد،اطلاعات روي همان كانال TX منتقل خواهد شد.

وسعت كليدها :

با اين عامل شما ميتوانيد وسعت صداهاي دريافتي را از يك دستگاه خارجي متصل به كيبرد از طريق كابل MIDI كنترل كنيد.مثلاً اگر اطلاعاتي از سكونسر به سينتيسايزر وارد شود كه در محدودة وسعت تعريف شده براي سينتيسايزر نباشد،آن اطلاعات روي سينتيسايزر به صدا تبديل نخواهد شد،مگر اينكه وسعت كليدهاي سينتيسايزر به وسيلة اين عامل تغيير يابد.

كيفيت يا مد :

همان طور كه قبلاً گفتيم اگر يك Master و Slave بخواهند مشتركاً كار كنند بايد از كانالهاي همانند استفاده شود.اما راه ديگري براي Slave به منظور دريافت اطلاعات وجود دارد.اين كيفيت OMIN ON نام دارد و Slave را مجبور ميكند تا به تمام اين شانزده كانال در آن واحد پاسخ دهد.در يك طرح ساده از يك Master و يك Slave اين كيفيت كاربرد فراواني دارد زيرا Slave به اين توجه نميكند كه كدام كانال Master در حال كار است و همه آنها با هم ميشنوند.
با وجود اين هنگام استفاده از يك سكونسر كه در حال اجراي يك نمونه از كانالهاي متفاوت است،جدا كردن اطلاعات غير ممكن است.بنابراين در اي حالت Slave بايد در مد يا كيفيت OMIN OFF قرار گيرد و به طوري كه تنها اطلاعات كانال انتخاب شده را دريافت كند.
حالتهاي ديگري به نام POLY و MONO وجود دارد كه پيامها را به صورت اطلاعات Monophonoc (تك صدايي) و يا Polyphonic (چند صدايي) ارسال ميكند.
سازهاي كيبرد مثل پيانو و سينتيسايزر اغلب از كيفيت POLY استفاده ميكنند و MONO عمدتاً براي كنترل كننده MIDI گيتار به كار ميرود.در اين كيفيت اطلاعات مربوط به هر گيتار جداگانه به وسيله كانالهاي مجزا فرستاده ميشود و منبع صدا را به شش سينتيسايزر تك صدا تقسيم ميكند.سپسيك كانال به نام BASIC MIDIقرار داده ميشود و پنج كانال بعدي براي صداهاي ديگر استفاده ميشود.براي انتخاب اينكه از كدام يك از حالتهاي MONO ، POLY و OMIN و غيره استفاده شود،در MIDI يك انتخاب كننده به نام سكلتورمد كه چهار حالت دارد: مد 1 الي 4
MONO 1 كيفيت اول : POLY و OMIN ON – اطلاعات تمام كانالها را به صورت چند صدايي دريافت ميكند.
MONO 2 : MONO و OMIN ON – اطلاعات تمام كانالها را دريافت ميكند ولي تنها ميتواند در هر زمان يك نت را به صدا درآورد.
MONO 3 : POLY و OMIN OFF – تنها كانال انتخابي MIDI را به صورت چند صدايي دريافت ميكند كه در سكونسرها كاربرد فراوان دارد.
MONO 4 : MONO و OMIN OFF – تنها كانال يا كانالهاي ويژهاي از MIDI را دريافت ميكند و ميتواند در هر كانال تنها يك نت را به صدا درميآورد كه در كنترل كنندة گيتارها كاربرد فراوان دارد.پيامهاي موسيقيايي به وسيله كانلهاي جداگانه به دستگاهي ويژه در سيستم ارسال ميشود،بنابراين تنها روي دستگاههاي ويژه تأثير ميگذارد.پيام كانال شامل حالتهايي چون Pitch Bend on/off , Damper Pedal on/off , Note و غيره ميشود.
پيامهاي صوتي (Voice Messages) و پيامهاي مد (Mode Messages) :

پيامهاي صوتي:

الف) اطلاعات مربوط به نتها به طور ساده بيان ميكند كه كدام شستي فشار داده شده،چه هنگام فشار داده شد و چه هنگام آزاد شده است.

ب) تغييرات برنامه :

كاربرد تغيرات برنامه باعث ميشود كه Slave صداي خود را تغيير دهد.سينتيسايزرها،پيانوهاي الكتريكي و ديگر دستگاهها،حافظههايي پر از انواع و اقسام صدا دارند.با اين تغييرات تصنيف كننده ميتواند صداي مورد نظر را انتخاب كند.

ج) تغييرات در كنترل :

تغيير در كنترل ميتواند تنوعات متفاوتي به اجرا دهد كميتهايي مانند مدولاسيون،طنين،لرزش،پدال نگهدارنده و پرتامنتو (فواصل بين نتها را به طور پيوسته به يكديگر ارتباط ميدهد) باعث ميشود كه حالت آهنگها تغيير يابد كه هنگي از نوع تغييرات كنترلي است.برخي از كميتهاي پيش گفته در برخي شرايط مورد استفادهاي ندارد.

د)After touch (حساسيت ضربهاي) :

سينتيسايزرها و دستگاههاي نمونه ميتوانند طنين،ارزش وضوح و مقدار صدا را به حالتي با نواختن ايجاد كنند.مثلاً اگر براي ايجاد يك صداي بزرگ كافي است شستيها را محكم فشار دهيد و يا براي حالت لرزش ميتوانيد انگشتان را به روي سطح كلاويهها بلرزانيد.اين پديده را After touch يا حساسيت لمسي ميگويند كه ميتواند براي انتقال همان تذثير به وسيله MIDI به دستگاهي ديگر به كار رود.البته ساز Slave در ان وقت بايد تصميم بگيرد كه چگونه اطلاعات مربوط به After touch را كه دريافت كرده چگونه به كار گيرد.

ه) Pitch bender :

اگر دستگاه Master ، Pitch bender داشته باشد،اطلاعات ميتواند به وسيله MIDI منتقل شود.يكبار ديگر Slave تصميم خواهد گرفت كه آيا اين كيفيت را ميخواهد يا خير و اگر ميخواهد تا چه مقدار Pitch bender معمولاً به شكل يك كليد گردان تعبيه شده كه با آن ميتوان صداهايي شبيه كشيده شدن سيم گيتار را ايجاد كرد.(غالباً در كنار اين كليد،كليد ديگري به نام مدولاتور وجود دارد كه در صدا لرزشي ويژه ايجاد ميكند.)

پيامهاي كيفيتي :

همانطور كه قبلاً بيان شد MIDI چهار كيفيت يا MODE دارد و پيامهاي مربوط به مد براي تغيير در كيفيت Slave به كار ميرود.برخي از سينتيسايزرها يا پيانوهاي الكترونيكي از همان لحظهاي كه روشن ميشود در كيفيت 1 (omni on , poly) قرار دارد.بنابراين لازم است آنها را به كيفيت 3 (omni off , poly) ببريد تا بتوانيد از سكونسرها به طور اتوماتيك يك پيام كيفيتي ميفرستند تا Slave در ابتدا و روشن كردن Master به دنبال آن اغلب همين نتيجه حاصل ميشود.(يعني نتها به طور اتوماتيك به كيفيت 3 ميرود.)

پيامهاي مربوط به سيستم :

پيامهاي مربوط به سيستم نيز ميتواند به وسيله MIDI ارسال و دريافت شود.فرقي نميكند كه كانالهاي MIDI مربوط به Slave يا Master تنظيم شده باشد يا خير.به هر صورت اين پيامها براي كنترل كل سيستم MIDI به كار ميرود،يعني كليه دستگاههايي كه به وسيله كابل MIDI به يكديگر متصل شده است.براي مثال،اين پيامها ميتوانند به منظور همزمانسازي يك سكونسر و يك دستگاه ريتمساز به كار رود،به اين شكل كه آنها بتوانند دقيقاً در يك زمان با هم كار كنند،يا اجرا را شروع و متوقف و از مشكلات مربوط به سيستم MIDI اجتناب كنند.همچنين پيامهايي وجود دارد كه پيامهاي انحصاري سيستم نام دارد و منحصر به دستگاه ويژهاي است.به اين ترتيب كه هر كارخانه يك شماره كد دارد كه به وسيله آن دستگاههاي توليدياش با شاير دستگاهها تميز مييابد.اگر اطلاعات هر سيستم انحصاري با شماره ID اشتباه دريافت گردد،باعث ميشود كه دستگاه به آن اطلاعات پاسخ درست ندهد. به وسيله پيامهاي انحصاري اين امكان به وجود ميآيد تا صداي بين سينتيسايزرها انتقال يابد يا پارامترهاي موجود در يك سيستم،به وسيله يك سينتيسايزر برنامهساز مثل DG1000 يا DG300 تغيير يابد.

اجراي عملي MIDI و نتها

جدول كاربردي MIDI را مؤثر براي كنترل ارتباط MIDI :
گرچه MIDI اي ن امكان را براي محدوده وسيعي از سازها و دستگاههاي الكترونيكي به وجود آورده تا با هم ارتباط برقرار كنند.ولي اين بدان معنا نيست كه تمام دستگاهها زبان MIDI را به طور كامل ميفهمند.براي مثال با وصل كردن يك كابل MIDI از يك سينتيسايزر به يك افكتور MIDI،افكت ايجاد شده ممكن است چيزي كه شما خواستهايد نباشد،يا مثلاً استفاده از يك سينتيسايزر به همراه Pitch bend به يك پيانوي الكترونيك باعث اين نخواهد شد كه Pitch bend روي پيانواثر بگذارد.براي يك ارتباط كامل و موفقيتآميز بين دو دستگاه،آنها بايد اطلاعات جزئي در مورد يكديگر را نيز بفهند.
هنگام استفاده از يك سينتيسايزر به عنوان Master براي نواختن با صداي پيانوي الكترونيكي،آنها فقط در محدودة a ميتوانند عمل كنند.سينتيسايزر پرتامنتو Pitch bend دارد در صورتي كه پيانو فاقد اين امكانات است.
از طرف ديگر پيانو Soft Pedal دارد كه اين امكان براي سينتيسايزر نامفهوم است.بنابراين در يك سيستم MIDI با دستگاههاي متعدد و گوناگون،شما بايد اطلاعاتي را كه هر دستگاه ميتواند بفرستد و يا دريافت كند چك كنيد.
براي كنترل سريع اين اطلاعات،هر دستگاه يك كتابچه حاوي جدول كاربردي MIDI دارد كه گونههاي اطلاعاتي را كه ميتواند بفرستد و يا دريافت كند نشان ميدهد.

جدول كاربردي MIDI چطور خوانده ميشود؟

در سمت چپ جدول نامهاي گوناگون اطلاعاتي MIDI نوشته شده است.ستون ارسال / دريافت توانايي دستگاه در ارسال و يا دريافت آن پيامها نشان ميدهد.حرف o نشاندهنده بله و حرف x معرف نه است.اگر توانايي به عوامل ديگري نيز بستگي داشته بستگي داشته باشد،توضيحات اضافي نيز داده خواهد شد.

كانال اصلي :

دو ستون در كانال اصلي وجود دارد:روشن (Power on) و قابل تنظيم(can be set).ستون روشن نشان ميدهد هنگامي كه دستگاه را روشن كردهايد كدام كانال تنظيم شده است.به تازگي بيشتر دستگاهها طوري ساخته ميشود كه بتواند يك كانال MIDI ويژه را در حافظه داشته باشد.در اين حالت،كانالي كه شما آخرين بار انتخاب كردهايد،با روشن كردن دستگاه دوباره ظاهر خواهد شد.پس حافظه دستگاه حتي در حالت خاموش بودن،همچنان باقي ميماند can be set يعني كانالي كه ميتواند تنظيم يا set شود كه معمولاً كانالهاي 1 تا 16 است.

كيفيت:

سه ستون در اين بخش وجود دارد:روشن،پيام و تغييرات Alternative ستون روشن كيفيتي را كه هنگام روشن كردن دستگاه وجود دارد نشان ميدهد.ستون پيام نشان ميدهد كه آيا ممكن است دستگاه شما پيامهاي كيفيتي را دريافت كند و اگر ميتواند،پس از دربافت ميتواند كيفيت را تغيير دهد يا خير.ستون تغييرات Alternative تنها براي دستگاههايي به كار ميرود كه ميتواند كيفيت پيشين را به كيفيتي ويژه تغيير دهد.اين كيفيت در ستون تغييرات Alternative توضيح داده ميشود.

شمار نتها:

اين ستون بيشترين تعداد نتهايي را كه دستگاه ميتواند بگيرد و يا بفرستد نشان ميدهد.هر دستگاه معمولاً فقط ميتواند به تعداد سستيهايش نت بفرستد،در حالي كه بيشتر از اين تعداد نت دريافت ميكند.برخي از دستگاهها ممكن است تعداد متنوعي از نتها را دريافت كند،اما اين نتها را در امتاوهاي متفاوت به صدا درآورد كه اين حالت نيز در اين ستون توضيح داده ميشود.

سرعت:

در بخش سرعت دو ستون خاموش و روشن وجود دارد.اين ستون توانايي دستگاه در انتقال و دريافت اين دو حال را نشان ميدهد.منظور از سرعت.سرعت حركت انگشتان بر سطح شستيهاست.وقتي علامت x در ستون خاموش و روشن وجود داشته باشد،به اين معناست كه دستگاه نميتواند سرعت ضربهها را روي شستيها تشخيص دهد.

After touch يا پس نواختن (A.T) :

اين ستون نشان ميدهد كه آيا دستگاه ميتواند اطلاعات مربوط به A.T را دريافت كند يا خير. A.Tكيفيتي است كه پس از ضربهزدن به شستيها پديد ميآيد،اين كيفيت شامل مقدار صدا،لرزش و ضربه صدا است.دستگاهي كه كيفيت A.T داشته باشد ميتواند به اطلاعات ضربهاي انگشتان نيز پاسخ دهد.به اين ترتيب كه با ضربه بيشتر روي شستيها صداي بيشتري خواهيم داشت و احتمالاً ضربه صدا نيز بيشتر خواهد شد.با لرزش روي شستيها نيز ممك است در صدا لرزشي ايجاد شود.

Pitch bend :

گرداني در سمت چپ كيبرد وجود دارد كه معمولاً مانند جوياستيك به چند جهت نيز حركت ميكند.اين گردان با بالا و پايين رفتن خود نيز زير و بمي صدا را (به طور موقت) تغيير ميدهد،يعني عيناً همان حالتي كه نوازده گيتار براي وصل كردن نتها به يكديگر (گليساندو) انجام ميدهد و همچنين با حركت خود به چپ و راست ميتواند پديده مدولاسيون صدا را پديد آورد.ستون Pitch bend در جدول MIDI نشان ميدهد كه آياد دستگاه ميتواند اطلاعات مربوط به آن را دريافت و ارسال كند يا خير:

تغيير كنترل :

اين ستون نشان ميدهد آيا دستگاه ميتواند كنترلهايي مثل مدولاسيون،پدال دمپر،پرتامنتو و … را انتقال دهد و يا دريافت دارد يا خير.اين كنترلها بسيار مهم اند.به ويژه هنگام ارتباط دو سينتيسايزر از انواع متفاوت و يا يك سينتيسايزر و يك پيانو بايد بسيار به آنها توجه داشت.

سيستم انحصاري :

اين سيستم براي سكونسرهاي MIDI به كار ميرود.اين بخش بيان ميكند كه دستگاه ميتواند اطلاعات MIDI را بفهمد يا خير.

سيستم زمان واقعي :

اطلاعات زمان واقعي توانايي دستگاه شما در همزماني با MIDI را بيان ميكند.اگر دستگاه اطلاعات زماني را بفهمد ميتواند همزمان با ساير دستگاهها كار كند.اگر اطلاعات دستگاه فرمانده را بفهمد نيز ميداند كجا شروع و كجا اجرا را توقف سازد.

پيامهاي AUX :

اين ستون نشان ميدهد كه سيستم دريافت و ارسال دستگاه شما چقدر در دريافت پيامها موفق است و تا چه حدي نارساييهاي MIDI براي اين سيستم اشكال توليد ميكند.اين بخش براي استثناها در قوانين.كاربرد فراوان دارد.مثلاً اگر نقش و عملكرد يك دستگاه براي موقعيتهاي ويژهاي،در برخي از پارامترها به طور استثنايي تغيير ميكند در اين ستون نوشته ميشود.بنابراين،هنگامي كه دو يا چند دستگاه را با كابل MIDI به يكديگر پيوند دادهايد،بايد ستونهاي مربوطه در اين جدول را مطالعه كنيد تا ببينيد اساساً چنين تركيبي ممكن است يا خير.
تمام جدولهاي كاربرد MIDI يك فرمت (قالببندي) استاندارد دارد (Standard Format) كه كار تنظيم جدولها را آسان ميكند.به اين ترتيب كه ميتوانيد به راحتي ستون ارسال Transmit مربوط به Master را با ستون دريافت receive مربوط به دستگاه Slave مقايسه كنيد.
مثلاً اگر هر دو ستون داراي علامت x براي كيفيتهاي Pitch bend بود،پس ارتباطي در اين باره برقرار نخواهد شد.

براي جلوگيري از اشكالات MIDI چه بايد كرد؟

MIDI اين امكان را به شما ميدهد كه فطعه موسيقي دلخواهتان را با روشهاي گوناگون،به بهترين حالت ممكن درآوريد و درك موسيقيايي خود را به نمايش بگذاريد.چيزهايي از قبيل After touch همزماني (Syncchronization) و Pitch bend اشكالاتي را در هنگام كار به وجود ميآورد.زيرا اين عناصر به جابجايي مقادير زيادي اطلاعات بستگي دارد و همين جابهجايي خطاهايي را نيز در پي خواهد داشت.مشكلات دور از انتظار با ارتباطهاي ناقص و كمبود اطلاعات در مورد نحوه آنها و برخي عوامل ديگر به وجود ميآيد.

اتصال كابل MIDI :

بديهي است اگر كابلها به طور ناقص و غلط وصل شود اطلاعات اجرايي نميتواند به درستي انتقال يابد.مطمئن شويد كه كابلها از MIDI OUT دستگاه Master به MIDI IN دستگاه Slave متصل شده باشد.

نحوة تعويض كابلهاي MIDI :

هميشه بايد قبل از قطع ارتباط كابلها،دستگاه خاموش شود و سپس كابلها بيرون كشيده شود.پس تعويض كابلها در حالت «خاموش) بايد صورت گيرد.

دستور روشن كردن دستگاههايي كه به وسيله خطوط MIDI يه يكديگر متصل است:

هميشه دستگاه Master را در آخر روشن كنيد.البته روشن كردن آن زودتر از ديگر دستگاهها صدمهاي به دستگاه Master وارد نميآورد،ولي اين امكان وجود دارد كه تنظيم ديگر دستگاهها به هم بخورد و خطاهايي در سيستم ديده شود.زيرا همان طور كه ميدانيم اين Master است كه با ارسال پيام ديگر دستگاهها را تنظيم ميكند.

تنظيم Pitch bend و پس نواخت :

MIDI ميتواند اطلاعات مربوط به Pitch bend و پسنواخت را منتقل كند،اما اين انتقال در واقع به اين معني است كه دستگاه دوم ميفهمد كه درجه تغيير پنج تا حدي است و شستيها با چه قدرتي نواخته ميشود.ولي نميداند كه عملاً گردان پيچ تا چه حدي چرخيده است و A.T با كدامين افكت خود همراه است،در اين حالت گردان پيچ و A.T در هر دو دستگاه بايد از يك سنخ باشد.(در سينتيسايزرها معمولاً درجه گردان پيچ (Pitch bend) روي نمايشگر نشان داده ميشود.اگر درجه اولي مثلاً روي 1 و درجه دوي روي 3 تنظيم يافته باشد،تغيير پيچ دستگاه Master تأثيري ناهمگون روي Slave دارد.يعني مثلاً در حالي كه Master 5/0 پرده پيچ خود را بالا برده است، Slave5/1 پرده صداي پيچ خود را تغيير ميدهد.پس درجة گردان پيچها ابتدا بايد آزمايش شود و سپس با درجات همنام شروع به كار كند.)

كنسرواتوار موسيقى تهران   

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی  |