| ||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||
| مترجم: شقایق پژهانفر پینوشت: ۱)Albrecht Lahme ۲) Wenzel Muller ۳) Julius Flesch ۴) Carl Flesch ۵) Kurt Singer ۶) Claus Schnorren Berger ۷) Leon Fleischer ۸) Claudio Abbado ۹) Robert Schumann ۱۰) Arthur Rubinstein ۱۱) Nathan Milstein ۱۲) تکنیکی که بهوسیله (م ۱۹۵۵ ـ ۱۸۶۹) Frederik Matthias Alexander پایهگذاری شد و برای تغییر الگوی حرکتی و رفتاری افراد بهکار گرفته میشود. ۱۳) داروهایی که تأثیر آدرنالین بر قلب و گردش خون را خنثی میکنند و با از کار انداختن بخشی از دستگاه عصبی خودمختار نشانههای اضطراب مانند تپش قلب، عرق کردن و رعشه را از بین میبرند. |
||||
| سورۀ مهر | ||||
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|
بر اساس يافتههاي پژوهشگران برزيلي، گوش كردن به آثار «موتزارت» باعث ميشود كه واكنش بيماران در حين انجام يك آزمايش خاص چشمپزشكي، قابل اعتمادتر باشد.محققان برزيلي، از سي بيمار كه چشم آنها به بيماري گلوكوم يا آب سياه مبتلا بوده است، خواستند تا پيش از انجام اين آزمايش، 10 دقيقه به سونات پيانوي موتزارت گوش كنند.
در همين حال سي بيمار ديگر در سكوت، منتظر انجام اين آزمايش بودند. اين تحقيق، كه نتيجه آن در مجله چشمپزشكي بريتانيا چاپ شده است، حاكي است كه گوش كردن به اين موسيقي، باعث شد كه بيماران گلوكومي با دقت بيشتري در اين آزمايش شركت كنند. آزمايش «توانايي خودكار چشم در تحليل تصاوير محيطي»، معمولاً در بيماران گلوكومي، روشي قابل اعتماد نيست، چون نتايج آن به دقت بيمار در انجام اين آزمايش بستگي
دارد، اما بر اساس نتايج اين تحقيق، دقت بيماران پس از شنيدن يكي از آثار موتزارت، بهبود مييابد.
بسياري از اين اخبار را روزانه از سراسر جهان ميشنويم كه موسيقي چه آثار مثبتي بر روح و روان انسان، نباتات، حيوانات و… دارد. موسيقي و موسيقيدانان در دنياي امروز رهرواني مناسب براي بهداشت رواني جامعهاند.
درمان با موسيقي گانداروا ـ نواهايي براي ايجاد تعادل در طبيعت
در چند سال اخير، آيورودا نخستين روش درماني پيشرفته بر اساس موسيقي را ارائه كرده است. بيماران در كلينيكهاي ما، هر روز به مدت كوتاهي به نواي موسيقي گانداروا ودا ـ شاخهاي از ادبيات گستردة ودايي كه به «دانش الحان موسيقي» معروف است ـ گوش فرا ميدهند. موسيقي گانداروا قرنها پيش در هند باستان پا گرفت و امروزه هنوز قواعد آن، پايه و اساسي براي راگاهاي زيبا و طولاني است كه نوازندگان هندي آنها را مينوازند.
گانداروا ودا حاوي چندين تكنيك بسيار پيچيده است كه براي تغيير فيزيولوژي بدن به كار ميرود. موسيقي چيزي فراتر از نوايي «آرامشبخش» يا «مهيّج» است. راستي چرا به آن گوش ميدهيم؟ البته به خاطر لذت، اما همه لذتها به گونهاي بدن را تغيير ميدهند. معمولاً بعد از گوش كردن موسيقي باخ يا موتزارت، فشار خون خود را اندازه نميگيريم كه ببينيم چقدر بر ما تأثير گذاشته است ولي اگر بخواهيم فشار خون خود را پايين بياوريم آواي موسيقي كلاسيك ملايم و آهسته، داروي بسيار مؤثري است.
موسيقي به عنوان دارو
اين حقيقت كه موسيقي ميتواند نوعي شيوة درمان باشد نخستين بار در دهلي نو در كنفرانسي كه راجع به موارد استفاده كلينيك موسيقي گانداروا براي پزشكان تشكيل شده بود به ذهنم خطور كرد. در طي كنفرانس، يك خانم پزشك آيورودايي پشت تريبون رفت و اعلام كرد به جاي صحبت راجع به موسيقي گانداروا، ترجيح ميدهد نحوة عملكرد آن را به حضّار نشان دهد.
بر اين اساس از ما خواست كه براي چند دقيقه به آوايي كه به ويژه متعادلكنندة واتا بود گوش كنيم. زماني كه با آوايي تپنده و غريب شروع به خواندن ترانهاي دلفريب كرد چشمان خود را بستيم. سپس درخواست كرد هر كس نبض شخص كنارش را بگيرد. وقتي چنين كرديم متوجه شديم كه كاهش چشمگيري در ضربان نبض همه به وجود آمده است. بعد اقدام به خواندن آوازي كه ريتم تندتري داشت كرد. مجدداً براي چند دقيقه به آن گوش سپرديم و متعاقب آن نبض يكديگر را گرفتيم. ميزان نبض هر يك از ما بيشتر از حد نرمال، كه هفتاد تا هشتاد بار در دقيقه است، بود. در حقيقت، نواي موسيقي بدن ما را ماهرانه به سويي كه آن دكتر خواسته بود رهنمون ساخته بود. اين تكنيك اساسي، به همراه دهها تكنيك متنوع ديگر كه منطبق با بخشهاي مختلف بدن هستند، دانش پزشكي گانداروا ودا را تشكيل ميدهند. زيربناي دانش موسيقيدرماني، اين فرضيه است كه اصوات
موزون همان ارتعاشاتي هستند كه دوشاها را به حال تعادل در ميآورند.

دوشاها علاوه بر مزهها، رنگها و بوها با برخي آهنگهاي معين متعادل ميشوند و با برخي ديگر آشفته گشته و از حالت تعادل خارج ميگردند. نواختنِ تند يا كندِ موسيقي، تنظيم و كوك ابزار موسيقي به طريق بم يا زير و نحوة تنظيم الگوهاي موزون موسيقي، همگي تكنيكهايي براي تغيير واكنش شنونده هستند. متون گانداروا حاوي راگاهايي هستند كه براي اوقات مختلف صبح و ظهر و شب مناسب ميباشند. براي مثال، هنگامي كه واتا بر اثر مشغلة كار در ساعت چهار بعد از ظهر به اوج ميرسد موسيقي ميتواند فشار كار را كاهش داده و ما را به وضع آرامتري سوق دهد.
نقل شده است كه اگر آهنگهاي گانداروا به طور صحيح نواخته شد تأثيرات كيهاني بر جاي ميگذارد. بدن انسان به تغييراتي كه بازتاب ريتمهاي متغير طبيعت هستند واكنش نشان ميدهد. تنها نبض شما نيست كه به هنگام شب آرام ميگيرد بلكه همه گياهان و جانوران نيز در انطباق با چرخههاي شبانة خود واكنش نشان ميدهند. موسيقي گانداروا همه آن ارتعاشات اساسي را كه از طريق طبيعت در هر لحظه به تپش در ميآيند در بر ميگيرند.
كاربرد موسيقي گانداروا
گانداروادرماني، بخش لاينفكي از برنامة درماني بيماران بستري در كلينيك ما ميباشد. براي استفاده خانگي از آن ميتوان نوار كاستها يا ديسكهاي فشردة موسيقي گانداروا را از طريق پست سفارش داد و در تمام مدت روز، هر سه ساعت به يكي از آنها گوش داد. هر بخش سه ساعته را «ساندهيا» مينامند و در هر يك از اين ساندهياها بايد به آهنگ خاصي گوش فرا داد. ساندهياها مثل نقاط قطبنما به يكديگر وصل ميشوند:
چهار ساندهياي اصلي كه در تصوير به صورت طلوع آفتاب، ظهر، غروب و نيمهشب نشان داده شدهاند نقاط عمده تغيير در چرخة روزانه هستند و تغيير و تحولاتي را كه در اين مقاطع زماني در ريتمهاي طبيعت رخ ميدهند منعكس ميكنند. چهار نقطة ديگرِ تغيير ريتم وجود دارد كه عبارتاند از: نيمة بامداد، شب و قبل از سحر. بدين ترتيب مقاطع سه ساعته از اين قرارند:
اين مقاطع زماني تقريبي هستند و بايد به تناسب فصول سال تغيير يابند. قاعده كلي آن است كه هنگام طلوع آفتاب، آغاز نخستين ساندهيا ميباشد.
درست مثل تغيير فصول سال كه دوشاهاي شما را در مقابل عدم تعادل آسيبپذير ميكند (و موجب سرماخوردگيهاي بهاره و حساسيتهاي اواخر تابستان ميشود) بدن شما نيز به مقاطع تغيير ريتم روزانه حساس است. همه عملكردهاي بدن در ساعات معيني از روز داراي اوج و در مواقع ديگر داراي افول هستند. موسيقي گانداروا همه اين فراز و فرودها را به جريان مستمر واحدي در انجام فعاليت تبديل كرده و نوسانات و ناهمواريها را حذف مينمايد. اگر سعي داريد بخوابيد اما نميتوانيد، به خاطر آن است كه ذهنتان هنوز درگير كارهاي نيمهتمام روز است. در اينجا از فقدان يك تغيير حالت آرام رنج ميبريد و گانداروا ميتواند آن را براي شما فراهم آورد.
ده دقيقه گوش فرا سپردن به موسيقي گانداروا در مواقع زير ميتواند بسيار مفيد باشد
به عنوان بيداركنندهاي آرام در هنگام صبح.
بعد از صرف غذا، براي آرام كردن عمل هضم.
به عنوان وسيلهاي براي به خواب رفتن، درست قبل از خواب.
در دوران نقاهت پس از بيماري.
در مواقع گوش كردن به موسيقي بهتر است آرام بنشينيد و چشمهايتان را ببنديد. بگذاريد توجهتان به آرامي معطوف آهنگ شود. اگر حواستان پرت شد آن را دوباره به آرامي به روي موسيقي تمركز دهيد. وقتي كه آمادة بيدار شدن از خواب هستيد ضبط صوت را خاموش كنيد و يكي دو دقيقه در سكوت بنشينيد.
اگر سعي داريد وزن خود را كم كنيد قبل از هر وعده غذا پنج دقيقه به موسيقي گانداروا گوش كنيد. اين كار باعث هشياريتان ميشود و به شما كمك ميكند تا بفهميد واقعاً چقدر گرسنه هستيد. اين موسيقي همچنين ميتواند در موقعي كه بر اثر اختلال واتا دچار نگراني و اضطراب هستيد مفيد واقع شود. تمركز آرام و ملايم بر موسيقي موجب آرامش و تسكين اين دوشا ميگردد.
بر پاية اعتقادي سنتي گفته ميشود كه پخش موسيقي گانداروا، هنگامي كه حتي در اتاق حضور نداريد سودمند است. اثر متعادلكنندة راگاها بدون حضور شخص نيز وجود دارد ولي تأثيرش بدان حدي نيست كه شخص حضور داشته و به آن گوش ميدهد. اگرچه اين تأثير از ديدگاه غرب غير قابل توضيح است ولي هر كس كه در خانهاي قدم گذاشته باشد به طريقي ميفهمد كه در آنجا مردمي شاد زيستهاند يا غمگين. گانداروا با ظرافتي خاص، فضا را با ارتعاشات شاد انباشته ميسازد. براي امتحان ميتوانيد اين موسيقي را براي چند روز متوالي بيوقفه در خانه خود پخش كنيد و هنگامي كه به خانه برگشتيد خود تأثير آرامش بخش و هماهنگكننده آن را دريابيد.
از آنجا كه راگاها بر پايه موسيقي غرب استوار نگشتهاند نوع سازها و اصوات آنها براي گوش ما ناآشنا و غريب جلوه ميكنند. بعضي از افراد اين آهنگها را زيبا مييابند و برخي ديگر به تدريج به آنها خو ميگيرند. ولي اثر اين موسيقي را بايد از جنبة تأثير آن بر بدن مورد قضاوت قرار دارد. اگر با شنيدن آن احساس شادابي، سبكي و هشياري ميكنيد پس موسيقي كار خود را كرده است.
چگونه گانداروا درماني را ياد بگيريم
براي استفاده از موسيقي گانداروا به عنوان نوعي شيوة درمان خانگي كافي است نوارها و ديسكهاي فشرده آن را توسط پست به آدرسي كه در انتهاي كتاب آمده است سفارش داده و آنها را به وسيله دستگاه پخش صوت گوش كنيد. همچنين خود ميتوانيد ياد بگيريد نوازندة گانداروا شويد. اين موسيقي در مدارس گانداروا ـ ودا كه در آمريكا، اروپا و هندوستان تأسيس شدهاند توسط اساتيد مشهور موسيقي كلاسيك هند آموزش داده ميشوند. هنرآموزان، در هر سطحي از مهارت كه باشند ـ حتي مبتدي ـ مورد پذيرش قرار ميگيرند. علاوه بر سيتار و تابلا كه زهي و كوبهاي هستند ميتوان فلوت هندي و نوعي سهتار به نام «وينا» را نيز در اين مدارس ياد گرفت. اين دو ساز بسيار قديمي اگر با صداي انسان همراه شود نابترين ابزار نواختن آهنگهاي گانداروا محسوب ميگردند.
ديپك چوپرا / مترجم: حميدرضا بلوچ / حسن هنديزاده
منبع : ماهنامه موسیقی مقام
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|

به طور كلى آسان ترین و اساسى ترین روش آموزش كودكان در تمامى فعالیتها، استفاده از موسیقى است . طى تحقیقاتى كه به روى ۱۰ كودك دو ساله در هنگام چیدن قطعات پازل انجام شده میزان دقت ، سرعت و توانایى آنها در هنگام بازى مورد بررسى قرار گرفت ، پس از آن این تعداد به دو گروه ۵ نفره تقسیم شدند ، گروهى از آنها روزانه به مدت ۳۰ دقیقه آموزش همراه با موسیقى و آواز داشته و گروه دیگر ۱۵ دقیقه در هفته آموزش موسیقى داشتند . پس از گذشت ۶ ماه تمام بچه هاى این گروه پیشرفت شایانى در چیدن قطعات پازل و سرعت انجام آن داشتند .
این تحقیق به روى مهندسین ، بازیكنان شطرنج و ریاضیدانان نیز انجام گرفت و نتایج این امر مكانى از میزان افزایش سرعت منطقى این گروه در یادگیرى عملكرد پاسخ دهى آنان بود.
همچنین بر اساس آزمایش دیگر به روى كودكانى كه سطح نمره آنها از استاندارد ملى كمتر بود با به كار گیرى موسیقى نمراتشان تقریباً دو برابر افزایش داشت. همراه كردن موسیقى با مهارتهاى منطقى و عقلانى مثل ریاضیات به افراد مى آموزد كه درتمام موارد به تقسیم بندى و دسته بندى منطقى موسیقى و ذهن توجه داشته باشند .
طى مطالعات هشت ماهه محقق دانشگاه كالیفرنیا «فرانس اچ» ۱۹ دانش آموز پیش دبستانى سه تا پنج ساله آوازهاى روزانه مى خواندند و ۱۵ دانش آموز بدون موسیقى مورد بررسى قرار گرفتند. اگر چه هنوز قطعیت تأثیر موسیقى بر ذهن افزایش سرعت و عملكرد آن مشخص نشده ولى در مجموع از تأثیر آن نیز نمى توان چشم پوشى كرد .
بر اساس گفته هاى یك موسیقیدان آلمانى موسیقى در درازمدت بر هوش ذاتى كودكان تأثیر داشته و به كار گیرى آن به طور قطع در آینده افراد در هنگام رویارویى منطقى با زندگى تأثیر مثبت نیز در بر خواهد داشت .
در نیویورك سیتى ، بر اساس برنامه اى به نام یادگیرى از طریق برنامه هاى هنرى توسعه یافته (LEAP) درصدد تثبیت تأثیر آن در بالا رفتن نمرات عمومى و كلى دانش آموزان هستند. به عنوان مثال همراهى موسیقى با ریاضیات چهار عمل اصلى و شمردن تأثیر فراوانى دربرداشت . این عمل همچنین در بالا بردن حس اعتماد و اطمینان دانش آموزان و انضباط خارجى نقش داشته كه یكى از دلایل آن تكرار بیشتر است .
در مجموع حس اعتماد به نفس و قدرت عمل یكى از نكات ضرورى در افراد بوده كه با این عمل قابل تقویت است.
«مرى جین كالت» مدیر اداره تحصیلات هنرى و فرهنگى مدارس نیویورك سیتى اظهار داشت كه : «آموزش اساسى موسیقى علاوه بر یادگیرى موسیقى در افزایش قدرت شنیدارى ، عمل كردن ، دیدن ، لمس كردن و حركت دانش آموزان نیز تأثیر بسزایى دارد . همچنین تعلیم مهارتهاى موسیقى باعث افزایش مهارتهاى قدرت درك تجزیه ، تحلیل و ارزیابى مى شود.
دلیل علاقه مندى دانش آموزان به موسیقى جذابیت و جدید بودن آن است ولى بزرگسالان ، نیاز به تحریك بیشترى در این مورد داشته و به سادگى آن را پذیرا نمى شوند، چرا كه این امر براى آنها فقط یك انتخاب است. با تلفیق موسیقى با زندگى روزمره، تأثیر فراوانى از آن به جا مى ماند. این مسأله همچنین در افراد بى علاقه به كارهاى گروهى نیز تأثیر مثبت دارد و فرصت گوش دادن و متعاقب آن در آنها ایجاد انگیزه مى كند.
چه بسا بسیارى از ما به تجربه دریافته ایم كه با شنیدن موسیقى كه در گذشته برایمان خوشایند بوده، انجام برخى كارهاى سخت سهل و آسان شده و در برخى شرایط برایمان منجر به ایجاد تفكر مثبت شده است.
اگر موسیقى را به عنوان ابزار تقویت ذهن در نظر بگیرید، نوع موسیقى در تأثیرگذارى آن نقش داشته و بهتر آن است كه از موسیقى هاى بدون كلام و مورد علاقه افراد استفاده شود و در صورت استفاده از موزیكهاى با كلام، ترجیحاً از موسیقى آرام كه منجر به آشفتگى ذهن نشود باید استفاده كرد. مورد بعدى توازن منطقى میان كلام و موسیقى متن است و بهتر است كه صداى آهنگ ها بلندتر از جملات نباشد. به طورى كه شنیدن كلام و عبارت با سختى همراه نباشد و ترجیحاً از موزیكهایى كه افراد راحت تر با آن ارتباط برقرار مى كنند، استفاده شود.
طى سالهاى گذشته تنوع خاصى از موسیقى ریلكسیشن مطرح شده كه متعاقب آن این سؤال به وجود آمد كه آیا ساختن موزیكى با هدف آرامش روحى مفید بوده و یا حتى بدون آن نیز مى توان به آرامش رسید؟ براساس مطالعات روشن شد كه تمام روشها براى آرامش مفید واقع شده ولى این نوع خاص از موسیقى تأثیر بیشترى دربردارد. همچنین استفاده از موسیقى بر دانش آموزان مردودى یا آن دسته از دانش آموزانى كه در خطر عدم یادگیرى هستند، مثمرثمر واقع مى گردد. دانش آموزان تحت خطر گروهى هستند فاقد قدرت تخیل، عدم اعتمادبه نفس و نداشتن تفكرات و احساسات اجتماعى و خصوصى و عملكرد آنها پایین تر از استانداردهاى آموزشى است. بررسى بیشتر این گروه نشان مى دهد كه این گروه به یك گروه حمایتى با عملكردهاى اجتماعى و یا روشهاى یادگیرى متغایر با روشهاى تعلیمى، نیاز به ترغیب بیشترى دارند.
در مجموع كلیه افراد به دو گروه تقسیم مى شوند: گروه اول قادر به یادگیرى نبوده و گروه دوم علاقه اى به یادگیرى ندارند كه بیشتر افراد به گروه دوم تعلق دارند كه یكى از دلایل اصلى این امر نداشتن انگیزه و علاقه مندى از طرف مدارس است. به طور كلى این افراد دچار نوعى انزجار از طرف مدارس و روشهاى قدیمى آن هستند و سخت ترین بخش آموزشى ایجاد علاقه مندى و انگیزه در این گروه تحت خطر است.
بیشتر مردم در محیط خارج از آموزشگاهها، علاقه خاصى به شنیدن موسیقى داشته و از شنیدن و یا حتى نواختن آن لذت مى برند. درمانگران نیز براى كمك به افراد معلول از آن استفاده مى كنند. عضویت در گروه كر، اركستر و تیمهاى موسیقى به ایجاد ارتباط با افراد و كار گروهى كمك كرده و باعث بالا رفتن میزان كارایى افراد مى شود.
طى مطالعات مركز نروبیلولوژى دانشگاه كالیفرنیا، ۳۶ دانشجوى دانشگاه ده دقیقه به یكى از سه موسیقى انتخابى گوش نموده كه شامل موزیك ریلكسیشن، بدون كلام و یكى از قطعات موزارت بود و پس از پایان تحقیقات مشخص شد كه میزان نمرات ضریب هوشى بین موزیك ریلكسیشن و بدون كلام یكسان بوده ولى پس از شنیدن قطعه موزارت، نمرات ۸ الى ۹ برابر افزایش داشت.
پس از چندى محقق دیگرى به نام «كریستین لوتیر» بیان داشت كه نتیجه گیرى براساس موسیقى كاملاً غیرمنطقى و نادرست بوده و نبوغ امرى ذاتى و غیرقابل آموزش است. او توضیح داد كه این تحقیقات تنها حدس و گمان بوده و هیچ ثبات واقعى ندارد و براى اثبات آن نیاز به تحقیق و تفحص بیشترى داشت. ولى با وجود این مخالفان، بیشتر محققان اذهان داشته كه رابطه روشن و دقیقى بین موسیقى، تفكر و تعقل ناشى از آن و میزان ضریب هوشى وجود دارد.
اگرچه موسیقى ایجاد حافظه نمى كند ولى تأثیر فراوانى در بالا بردن آن دارد و مهمترین تأثیر آن، تأثیر مثبت و منفى آن بر مغز است كه نمى توان از آن چشم پوشى نمود. با گوش دادن به موسیقى حالات درونى افراد قابل تغییر بوده كه البته میزان تغییرپذیرى آن نسبت به شناخت و درك موسیقى افراد بستگى دارد. هرچه میزان شناخت موسیقى در افراد بالا بوده، میزان لذت تأثیرپذیرى ، تأثیرگذارى موسیقى نیز افزایش مى یابد.
با انجام تحقیقات بر روى اشخاصى كه دچار افسردگى بوده اند، روشن شد كه شنیدن موسیقى هاى خاص در بهبود افسردگى ها و ایجاد احساس خوشایندى، شادى، نشاط و روشنى مثمرثمر است.
متأسفانه در سالهاى اخیر نوع خاصى از موسیقى هاى سطحى و فاقد ارزشهاى هنرى تولید مى شود كه نه تنها تأثیر مثبت بر ذهن و روان نداشته بلكه تأثیرات منفى نیز دربردارد.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|
البته نوع موسیقی در این مورد نقش بسیار مهمی دارد.موسیقی كلاسیك موجب برانگیختن و فعالیت همة قسمتهای مغز میشود درحالیكه موسیقی پاپ كمتر چنین تأثیری را داراست.
به ویژه در مغز نوازندگان حرفهای بهدلیل شروع زودهنگام و طولانیمدت فعالیتهای موسیقایی ویژگیهای آناتومی خاصی دیده میشود.
معاینات و بررسیهای متعدد(۱) از مغز نوازندگان حرفهای نشان میدهد كه ماده خاكستری مخچه و ناحیه شنوایی مغز آنان نسبت به افراد غیر موزیسین بیشتر است.
در مغز نوازندگان سازهای زهی و پیانو هم بخشهایی كه مسئول كنترل حركات دست هستند ۴۰ درصد رشد بیشتری دارند. همچنین جسم پینهای(۲) مغز نوازندگانی كه قبل از سن ۷ سالگی شروع به فراگیری ساز نمودهاند بزرگتر از سایرین است. از این رو بین دو نیمكره و بخشهای مختلف مغز آنان ارتباط و هماهنگی بیشتر و بهتری برقرار میشود.
هر یك از دو نیمكره مغز وظایف متفاوتی بر عهده دارد. نیمكره چپ مسئول تجزیه و تحلیل مسائل و مركز تعلیم است و نیمكره راست احساسات، تخیلات و قدرت ابتكار را هدایت میكند. برای استفاده از كل پتانسیل مغز میبایست هر دو نیمكره با هم هماهنگ باشند.
بر اساس تحقیقی(۳) كه توسط آلتن مولر(۴) از انستیتو پزشكی و فیزیولوژی موسیقی در هانوفر و مارك بانگرت(۵) از دانشكده پزشكی دانشگاه هاروارد انجام گرفته است، بخش شنوایی و بخشهای حركتی مغز نوازندگان پیانو كاملاً با یكدیگر مرتبطاند بهطوریكه تحریك یكی از این دو بخش موجب برانگیختن دیگری میشود.
اسكنهای متعدد و الكترو انسفا لوگرافی (EEG) از مغز نوازندگان حرفهای پیانو نشان میدهد كه تنها حركت دست نوازنده بر روی كلاویهها موجب فعال شدن ناحیه شنوایی مغز میگردد و بالعكس شنیدن قطعات موسیقی باعث تحریك قسمتهای حركتی میشود.
حتی انگشتان دست برخی از نوازندگان با شنیدن ملودیهای خاصی بیاراده حركت میكند. بین این دو ناحیه از مغز نوازندگان مبتدی هم در اولین جلسه و پس از ۱۰ دقیقه تمرین ارتباط موقتی ایجاد میشود كه با افزایش تعداد جلسات تثبیت میگردد.
البته هنوز بهطور قطعی مشخص نیست كه آیا تمرینات موسیقی عامل ایجاد این ویژگیهاست و یا اینكه ساختار مغز نوازندگان از هنگام تولد با دیگران متفاوت است و این تفاوتها زمینه موفقیت آنان در موسیقی را فراهم میسازد.
تمرینات موسیقی همچون نیروی بازدارندهای مانع از بین رفتن سلولهای عصبی در سنین بالا میشود. حتی اگر فردی تازه در سن ۸۵ سالگی شروع به فراگیری ساز نماید سلولهای مغز او ترمیم و بازسازی میشود و قدرت حافظه و استنتاجش افزایش مییابد.
در تحقیقی به منظور بررسی اثرات موسیقی بر مغز و رد این فرضیه كه نه موسیقی بلكه خانواده و محیط رشد كودك موجب افزایش كارآیی مغز و ضریب هوشی میشود، كودكانی از محلات فقیرنشین برلین و از خانوادههایی بدون پیشینه فرهنگی غنی مدت شش سال به طور منظم و مداوم در مدرسه تحت آموزش موسیقی قرار گرفتند. در لسآنجلس نیز در دانشگاه كالیفرنیا تحقیقی مشابه انجام گرفت.
نتایج هر دو بررسی تأثیر مثبت موسیقی بر مؤلفههای ضریب هوشی و قدرت تخیل فضایی ـ زمانی انسان را تأیید نمود.
در آزمایشی دیگر در دانشگاه هنگ كنگ(۶)، ۴۵ نوازنده اركستر بین سنین ۶ تا ۱۵ سال از لحاظ قدرت حافظه و به یادسپاری كلمات مورد بررسی قرار گرفتند. محققین پی بردند كه كودكان نوازنده نسبت به همسالان غیر نوازنده خود به مراتب لغات بیشتری را به خاطر میسپارند و هر قدر زمان عضویت آنان در اركستر بیشتر است در این زمینه موفقترند.
پس از یكسال با انجام مجدد این آزمایش مشخص شد كه توانمندی حافظه كودكانی كه هنوز نوازنده اركستر هستند نسبت به سال گذشته افزایش یافته است درحالیكه حافظه كسانی كه از اركستر جدا شدهاند در همان سطح باقی مانده است.
آموزش موسیقی و نوازندگی همچنین موجب افزایش پشتكار و قدرت تمركز شخص و پیگیری اهداف درازمدت میگردد. نوازندگی گروهی هم انعطافپذیری، ثبات احساسی و افزایش قابلیتهای اجتماعی را به همراه دارد.
سال ۱۹۹۲ پرفسور هانس گونتر باستیان(۷) به همراه گروهی از دانشمندان ۱۸۰ دانشآموز بین سنین ۶ تا ۱۲ سال را در مدارس ابتدایی برلین به مدت شش سال تحت نظر قرار دادند. آنها پی بردند كه كودكان نوازنده بهخصوص كسانی كه قبل از سن ۸ سالگی شروع به فراگیری ساز نمودهاند باهوشتر و واقعبینتر از دیگراناند و اعتمادبهنفس و قدرت سازگاری بیشتری دارند. این دانشآموزان در دروس جغرافی، انگلیسی، آلمانی و ریاضی نمرات بهتری كسب نمودند.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|
پیام عصبی وقتی از گیرنده های حسی مانند چشم،گوش و پوست به مرکز عصبی یعنی کرتکس مغز (قشرمغز) منتقل می شود فرایند احساس شکل می گیرد.اصوات موسیقی از طریق گوش به مغز می رسد و حواس و عواطف را تحریک می کندو با ایجاد انرژی موجب انگیزه و فعالیت می شوند.
نغمه های موسیقی بر حسب ترکیب فواصل و ریتم دارای ارتعاشات خاصی هستند که با تحریک ارتعاشات سلولهای عصبی،احساس و انگیزه ای را تقویت و یا منتقل می سازد.
بطور کلی موسیقی از طریق تحریک تخیل و تداعی و تهیج عواطف در روحیه شنونده اثر می گذارد.وقتی یک قطعه موسیقی را تجزیه و تحلیل می کنیم به اجزا و ارکانی می رسیم که هر کدام به نوعی در تاثیر گذاری نقش دارند.
ریتم و ملودی دو رکن اساسی موسیقی می باشند. ریتم در موسیقی به صورت ضرب آهنگهای منظمی احساس می شود.با موسیقی می توان ریتمهای متنوعی را بوجود آورد وانرژیهای مختلفی را در شنونده تحریک کرد.
از فعالیتهای ریتمیک در تحریک بسیاری از قوای حسی و حرکتی و کاهش و افزایش انرژی اشخاص استفاده می شود. کار اصلی ریتم،تحریک و تهییج احساسات است که انرژی روانی را تولید می کند وانرژی این تحریک با کمک ملودی به جریان می افتد.
ملودی در ایجاد نوع احساس و ریتم در شدت و سرعت و یا سستی و رخوت آن نقش موثری دارد.ریتم و ملودی از هم جدا نیستند.ریتم ضربان و نظم هر آهنگ و ملودی محتوا و خود آهنگ است که از ترکیب اصوات به وجود می آید.
هر ملودی بر حسب ترکیب اصوات و فواصل موجود در آن احساسات خاصی را به شنونده منتقل می سازد.برخی از ملودی های غمگین و حزین،برخی ملایم و آرام بخش،تعدادی هیجانی و بی قرار و بعضیشاد و فرحبخش هستند که این احساسات بستگی به فواصل فیزیکی و ترکیب اصوات دارد.
بطور کلی اگر فواصلی که در اهنگ به کار می رود بزرگ باشد و ترکیب اصوات با پرش توام گرددانبساط و نشاط بیشتری را القاء می کند و اگر فواصل بزرگ توام با ریتم تند باشد شدت نشاط بیشتر می گردد.
به حدی که به قسمت نا آرامی و بی تابی سوق می یابد.اگر فواصل آهنگ کوتاه و فشرده و ریتم کند باشد،احساسات کند و گرفته تر خواهد بود. این مسئله به طول موج اصوات و تاثیر آن بر واسطه های شیمیایی مغز بستگی دارد. چنتنچه ریتم با حال شنونده هماهنگ باشد انرژی روانی و احساسی بهتر تحریک می شود و ملودی بهتر به جریان می افتد.
طبقه بندی تمهای موسیقی:
تمهای موسیقی به پنج دسته تمهای شیدایی،حزین،هیجانی ،شاد و فرحبخش و آرامبخش تقسیم می شوند.
۱-تمهای شیدایی: واژه شیدا در روانشناسی معرف سرخوشی و شور و نشاط بیش از حد است.سر خوشی،هیجان بخشی احساس مدهوشی از خصوصیلت تمهای شیدایی است.جنبه مدهوشی و جذبه آن آرامبخش افراد بی قرار و شیداست.
بعضی از چهار مضرابها و ضربیهای موسیقی ایرانی استعداد القاء چنین حالتی را به خوبی دارا هستند.افراد مستعد با شنیدن چنین تمهایی احساس سر خوشی و وجد می یابند.شیدا صفتان اغلب با سیر در این تمها احساس نشاط ، تخیل و حالت جذبه پیدا می کنند.از تمهای شیدایی می توان برای تحریک خلق های خموده استفاده کرد.
۲-تمهای حزین: لحن تمهای حزین غم انگیز است و شکوه و شکایت دارد و در شنونده احشاش ناکامی را تداعی می کند. این تمها بر انتقال دهنده های عصبیافراد مستعد تاثیر میکند و باعث کاهش ترشح واسطه های شیمیایی در مغز شده که در نتیجه ء انباشته شدن این عناصر حیاتی،حزن و اندوه احساس می گردد.
ارتعاشات این تم اغلب تداعی کننده خاطراتی از ناملایمات گذشته است.ملودیهایی که فواصل فشرده و نزدیک به هم و ریتم کند دارند،حزن را بهتر منتقل می سازند.تمهای حزین درحالت ملایم درد را تسکین می بخشند و در ایام سوگ و فراق تحمل تالمات را آسان تر می سازند.احساس ناکامی را تعدیل و غربت و تنهایی را از دل بیرون می کنند و انرژی و هیجان خون را تخلیه می سازند.
استفاده بیش از حد از این تم باعث رکود و کاهش انرژی شده و روحیه را خسته و حزین می سازد.بسیاری از نغمات حزین موسیقی مشرق زمین حاصل همدردی با با وقایع دشوار و گرفتاریهای اجتماعی مردم بوده و این قطعات تا حدودی تالمات مردم را تسکین داده است.
۳-تمهای هیجانی: هیجان،واکنش انفعالی،شدید و فوری است که غالبا با تظاهرات بارز اعصاب خودکار و واکنشهای فیزیولوژیک توام است و میل به جنبش و حرکت را به وجود می آورد.از تمهای هیجانی می توان با ایجاد انرژی روانی،رغبت و انگیزه در کاهش حالات افسردگی و غمگینی بهره جست.
بعضی از سازندگان موسیقی از این گونه برای تحریک و تحرک بدنی سود می جویندکه مورد استقبال جوانان نیز قرار می گیرد.بسیاری از این تمها ملودی های زیبایی دارند که اگر با متانت ارائه شوند و ارکستراسیون (ساز آرائی) مناسبی پیدا نمایند اثرات ارزنده ای خواهند داشت.
۴-تمهای شاد و فرحبخش: تمهایی هستند که شادمانی و نشاط را توام با آرامش و متانت منتقل می سازند.این تمها باعث انبساط خاطر و سرزندگی می شوند.تمهای فرحبخش احساس سرزندگی و شادمانی را برای کار و فعالیت افزایش می دهند.برای تقویت روحیه افراد یک اجتماع و سرزندگی و نشاط آنها مخصوصا کودکان و نوجوانان تمهای شاد و فرحبخش بسیار مفید و سازنده هستند.
۵-تمهای آرامبخش: تمهای مطبوعی هستند که نه تحریک کننده ،نه غم انگیز،نه هیجانی و نه وجد آورند.متن ملایم و یکنواخت ارتعاشات آنها احساس آرامش را منتقل می کند.تمهای آرامبخش به خاطر ریتم ملایم در فواصل وسیع و ارتعاشات موافق آن با استعداد مغز باعث احساس ملایمت و آرامش می شود.
استفاده از این تمها برای آرامش و تمرکز،بسیار مناسب است.این تمها توازن عواطف،تعادل تخیل و وحدت فرآیندهای ذهنی را تقویت می کنند و از آنها می توان در کاهش بسیاری از تنش ها استفاده کرد. موسیقی همچون دارو هر حالت روانی دارای ارتعاشات موجی خاصی است که بر حسب میزان و شدت آن احساس به وجود می آید.اصوات موسیقی می توانند ارتعاشات متنوعی ایجاد کنند و بر ترشحات و ارتعاشات سلولهای عصبی تاثیر بگذارند.
همانطور که در تاثیر دارو و میزان و ترکیب عناصر اهمیت دارد، در موسیقی نیز نوع ارتعاش و میزان آن در تناسب با حالات روانی مطرح است.با پیشرفت بشر در علوم پزشکی و کامپیوتر ، تاثیر ارتعاش موسیقی بر بدن و سلولهای مغز قابل بررسی است.بررسی تغییرات حاصله کمک می کندتا ملودیهای خاص برای ایجاد احساسات مختلف پیش بینی شود.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|
| منبع مقاله : | کتب و اینترنت و اطلاعات شخصی |
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی
|


