تبليغاتX
خسروانی
86/11/18
ابراهیم مرادی“ در سال ۱۳۱۳، اولین فیلم ناطق سینمای ایران را با عنوان «بوالهوس» ساخت. در این فیلم نیز مانند فیلم‌های صامت، نوازنده در زیر پرده به اجرای موسیقی می‌پرداخت. نخستین فیلم ایرانی كه موسیقی متن داشت، « شیرین و فرهاد» ساخته عبدالحسین سپنتا بود كه برای ساختن موسیقی آن، از كارهای «مصطفی نوریانی» نوازنده ویولون استفاده شد.از دوران باستان تاكنون، موسیقی جزء لاینفك نمایش بوده است. با اختراع عظیم برادران لومیر و رونق و گسترش صنعت سینما، موسیقی نمایش، جلوه‌ای دیگر پیدا كرد که موسیقی فیلم نام گرفت. رونق سینما سبب شد که موسیقی فیلم كاركردهای جدیدی پیدا كند. ”‌موسیقی فیلم فضا ایجاد می كند، همراه با جریان و پیشرفت یك فیلم حركت كرده و آن را توصیف می كند و تخیل و احساس بیننده را برمی‌انگیزد.“ موسیقی فیلم پلی میان صحنه‌هاست. موسیقی انتقال از یك وضعیت به وضعیت كاملاْ متضاد را آسان می‌كند.
پنج سال بعد از این اختراع بزرگ، ایرانیان با سینما آشنا شدند. سال ۱۲۷۹ هجری شمسی، مظفرالدین شاه به فرنگ سفر می‌كند و از دیدن تصاویر متحرك بر روی پرده متعجب می‌شود. پس از آشنایی شاه با سینماتوگراف، وی میرزا ابراهیم خان عكاس باشی را مأمور خرید یك دستگاه سینماتوگراف می‌كند. سینما به‌یادماندنی‌ترین سوغات مظفرالدین‌شاه برای اهالی كاخ و سایر مردم شد.
میرزا ابراهیم خان نیز قبل از بازگشت، تصاویری از مردم فرنگ ضبط كرده و با خود به ایران می‌آورد. سینما ابتدا در اختیار خاندان سلطنتی و اعیان شهر بود. ولی با ساخت اولین سالن نمایش توسط میرزا ابراهیم خان صحاف باشی، كم كم این سوغات به‌یادماندنی در بین مردم جایی برای خود باز كرد و همه‌گیر شد.
نخستین فیلم‌بردار حرفه‌ای سینمای ایران «خان بابا معتضدی» است و مهم‌ترین فیلم ضبط شده توسط وی «مجلس مؤسسان» می‌باشد كه در سال ۱۳۰۴ فیلم‌برداری شده است. تا سال ۱۳۱۳ فیلم‌های ساخته شده در ایران همگی صامت بودند. سینمای ”علی وكیلی“ با نام گراندسینما، اولین سینمایی بود كه به طور مرتب روزهای دوشنبه و جمعه فیلم‌های تاره نمایش می‌داد. وكیلی برای ایجاد تنوع و جذابیت برای هر سینما اركستری به‌وجود آورد. آن‌ها قبل از نمایش در فاصله بین پرده‌ها و در حین نمایش فیلم در جلوی پرده سینما، آهنگ‌های ایرانی می‌نواختند. چند سال بعد در سینما ایران، گرامافونی زیر پرده نصب شد كه قبل و بعد از نمایش، صفحه‌های موسیقی غیر ایرانی پخش می‌كرد.
”ابراهیم مرادی“ در سال ۱۳۱۳، اولین فیلم ناطق سینمای ایران را با عنوان «بوالهوس» ساخت. در این فیلم نیز مانند فیلم‌های صامت، نوازنده در زیر پرده به اجرای موسیقی می‌پرداخت. نخستین فیلم ایرانی كه موسیقی متن داشت، « شیرین و فرهاد» ساخته عبدالحسین سپنتا بود كه برای ساختن موسیقی آن، از كارهای «مصطفی نوریانی» نوازنده ویولون استفاده شد.
از این سال به بعد، آهنگ‌سازان بی‌شماری برای فیلم‌ها موسیقی نوشتند. از آن جمله می‌توان به
۱) فیلم‌های ”چشم‌های سیاه“ با آهنگی از امیر حسینی (۱۳۱۵)،
۲) ”لیلی و مجنون“ با آهنگ‌سازی علی‌نقی وزیری (۱۳۱۶)
۳) ”توفان“ با آهنگی از روح الله خالقی و ابوالحسن صبا (۱۳۲۶) اشاره كرد.
اما به صورت حرفه‌ای، اولین موسیقی متن توسط «مرتضی حنانه» برای فیلم «دجله» در سال ۱۳۳۳ ساخته شد و در سال ۱۳۴۸، «اسفندیار منفرد زاده» با موسیقی فیلم «قیصر»، به این نوع موسیقی رسمیت بخشید.
متأسفانه از سال ۱۳۰۹ به بعد‌ -تا پیروزی انقلاب اسلامی- تقریبا‎‎ْ تمام فیلم‌ها از عنصر آواز و رقص برای فروش بیشتر و جلب نظر مردم بهره جستند، بدون آن‌كه به ارتباط میان موضوع فیلم و موسیقی آن توجه كنند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، موسیقی فیلم جایگاه ویژه خود را پیدا كرد. به طوری كه امروز كمتر شاهد نمایش فیلمی بدون موسیقی متن یا با استفاده از موسیقی خارجی هستیم.
منابع
(۱) مسعود مهرابی. تاریخ سینمای ایران، از آغاز تا سال ۱۳۵۷. تهران. فیلم. ۱۳۶۳.
(۲) چارلز گرهادت. سرگذشت جالب موسیقی فیلم. ترجمه علی‌رضا فرهنگ. مقام. شماره ۷.
(۳) دایره المعارف بزرگ فارسی. ذیل واژه سینما.
(۴) غلام‌رضا برهانی. فرهنگ جهانی موسیقی فیلم. سینمای ایران. تهران. چنگ. ۱۳۷۴.
(۵) جمال امید. تاریخ سینمای ایران. تهران. نگاه. ۱۳۶۹.
شرقیان

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی  | 

86/11/17
چندین و چندماه، مجموعه تلویزیونی «زیر تیغ» چهارشنبه هرهفته میهمان خانه های مردم ایران بود. سریالی با بازیگران برجسته سینمای ایران به كارگردانی «محمدرضا هنرمند» كه تمی تراژیك داشت. نام «حسین علیزاده» بر تیتراژ این مجموعه به عنوان سازنده موسیقی متن یكی دیگر از نكات برجسته آن بود كه نشان از اهمیت دادن كارگردان به تك تك عوامل مجموعه اش بود.
«حسین عیلزاده» نوازنده تار و سه تار و آهنگساز برجسته ایرانی كه سالهاست در زمینه موسیقی سنتی فعالیت چشمگیری دارد و خیلی از كارشناسان او را مسبب پدید آمدن موج نو در موسیقی سنتی ایران می دانند، با تم های موسیقی سنتی، ساخت این موسیقی فیلم را به عهده گرفت.
علیزاده كه پیش از این نیز روی موسیقی فیلم كار كرده بود و فیلم دلشدگان و... را در كارنامه خود داشت، این بار دست به ساخت موسیقی سریالی تلویزیونی زد.
همچون تم اصلی و داستان «زیر تیغ» كه در حال و هوای خانواده های سنتی ایران می گذشت، موسیقی آن نیز بی شك باید دارای چنین حال و هوایی می بود، چرا كه حتی نمی توان تصورش را هم داشت كه مثلاً برای القای احساسات مختلف شخصیت های داستان در جاهای مختلف از سازهای غربی استفاده كرد. مثلاً زمانی كه «محمود»، دست به قتل «جعفر» می زند، صدای گیتارباس را بشنویم. پس نخستین و مهم ترین دلیل انتخاب آهنگسازی چون «حسین عیلزاده» برای ساخت موسیقی این مجموعه تلویزیونی را باید در محتوای داستانی آن جست.
«گروه هم آوایان» نوازندگی قطعات «زیر تیغ» را به عهده داشته اند، «حسین علیزاده» با تار و سه تار، فرزندانش نیما و صبا به ترتیب با سازهای تار، رباب، كمانچه و قیچك، علی بوستان با عود و سه تار، پیام جهانمانی با تار، راحله برزگری و پوریا اخواص هم با اجرای آواز افراد ثابت این گروه بودند. اگرچه نوازندگان نی، ویولن و ویلن سل، ویولن آلتو، سازهای كوبه ای و تمبك نیز از نوازندگان میهمانی بودند كه علیزاده از آنها برای اجرای اثرش كمك گرفت. قطعاتی كه همه آنها بر روی اشعار هوشنگ ابتهاج ساخته شده بودند.
موسیقی زیر تیغ خودش را از همان ابتدا یعنی با آغاز تیتراژ نشان می دهد و جایگاه خودش را به عنوان یكی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر مخاطب در ذهن او تثبیت می كند. چه تیتراژ ابتدایی این مجموعه كه پیش درآمدی است بر كلیت داستان فیلم و جلوتر از همه ترسی را در دل شنونده ایجاد می كند و چه تیتراژ پایانی مجموعه كه با صدای خواننده جوان «حسین بهاربین» با نام « شوق یوسف» اجرا شده است.
«محمدرضا هنرمند» كارگردان این مجموعه در مورد موسیقی این مجموعه می گوید: «علیزاده را سال های سال بود كه دورادور می شناختم. كارهایش به دل و جانم چنگ می زد. در نیمه شب ششم آذرماه ،۱۳۸۴ در حالی كه صحنه كنسرت او به همراه كیهان كلهر، محمدرضا شجریان و همایون را در تالار بزرگ كشور آماده می كردیم تا تمرین نهایی انجام شود، نمی دانست كه بیشتر از همه زیر نظرش دارم و به كوچك ترین واكنش هایی حساس هستم. وقتی كه از او خواستم تا بر جای خودش روی صحنه بنشیند، برق تندخویی اش مرا هم گرفت. مدارای آن شب من، او را به دامم كشید. دامی كه از قبل برایش چیده بودم و او خود نمی دانست. رامش كردم و آرام آرام به زیر تیغش بردم.»
آلبوم «زیر تیغ» كه هفته گذشته توسط مؤسسه فرهنگی هنری ماهور منتشر شده است، ۲۱ بخش دارد. قطعاتی همچون «سوگ»، «قاصدك»، «انتظار»، «شوق یوسف»، «حباب»، «عزا»، «امامزاده»، «روح الارواح»، «جامه دران»، «بیداد» و . . . كه اصلی ترین و طولانی ترین قطعه آن، قطعه «سوگ» است. قطعه ای ۹ دقیقه ای كه با تم بسیار غمگینش به راستی تماشاگر و شنونده را زیر تیغ می برد. «سوگ» كه در همایون و شوشتری ساخته شده است به اعتقاد بسیاری از كارشناسان، شاخص ترین قطعه موسیقی این مجموعه تلویزیونی است.
شنیدن موسیقی زیر تیغ بار دیگر خاطرات پخش سریالی خوب همچون زیر تیغ را در زمستان سال گذشته با ایفای نقش بازیگرانی چون «پرویز پرستویی»، «فاطمه معتمدآریا»، «آتیلا پسیانی»، «سیاوش تهمورث» و.... یادآوری می كند. این موسیقی به القای فضای رئالیستی مجموعه كمك بسیاری كرده است.
سمیه قاضی زاده
روزنامه ایران

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی  | 

86/11/17
«آپوکالیپتو» (که در ایران آن را با نام «آخر زمان» نیز می شناسند) یکی از آثار جنجالی سینمایی سال ۲۰۰۶ بود که علاوه بر وجوه دیگر، به خاطر بافت صوتی غنی فیلم مورد توجه قرار گرفت و در رشته تدوین صوتی (شان مک کورمک و کامی عسگر) و میکس صدا (کوین اوکانل، گرگ راسل و فرناندو کامارا) نامزد دریافت جایزه اسکار شد. این فیلم به کارگردانی مل گیبسون براساس فیلمنامه یی از فرهاد صفی نیا و مل گیبسون، داستان تلاش یک سرخپوست برای نجات خود و خانواده اش در شرایط سخت دوران فروپاشی امپراتوری مایا در امریکای مرکزی است. ایجاد یک بافت موسیقی متناسب با فضای بومی و قابل ترکیب با دیالوگ هایی که به زبانی ناآشنا برای اکثر تماشاگران ادا می شد و هماهنگ با اصوات محیط وحشی قابل مشاهده در تصاویر فیلم، چالشی بود که آهنگساز، جیمز هورنر، پیش رو داشت.
این مقاله که در سایت اینترنتی Scorereviews.com منتشر شده، نگاهی دارد به موسیقی جیمز هورنر برای این فیلم.
برای من که یک سوئدی هستم، این نکته خیلی جالب است که می بینم امریکایی ها چقدر با زیرنویس فیلم مشکل دارند. «این فیلم به زبان انگلیسی نیست و زیرنویس دارد؟، مطمئنم کسی نمی رود آن را ببیند.» چنین جمله یی را دو سال پیش هم در مورد فیلم قبلی مل گیبسون، «مصائب مسیح» می توانستید بشنوید. شنیدنش بامزه است، مخصوصاً برای من و شما که در کشورمان انگلیسی زبان رسمی نیست و دیدن فیلم های با زیرنویس کم وبیش به صورت یک عادت درآمده است. (البته این هم ممکن است که فیلم را با دوبله به کلی نابود کنند.) جمله های قبلی را به خاطر این گفتم که تازه ترین فیلم مل گیبسون، «آپوکالیپتو» کاملاً به زبان باستانی مایاها فیلمبرداری شده است و تصمیم کارگردان بار دیگر جنجال به پا کرده است.
از نظر من البته تصمیم گیبسون به اندازه موسیقی جیمز هورنر جنجال برانگیز نیست؛ جنجال برانگیز، حداقل در حد و اندازه جیمز هورنر. هورنر آهنگسازی است که معمولاً به شیوه ملودیک و کاملاً قابل پیش بینی ارکسترال موسیقی فیلم می نویسد. اما این آهنگساز در مورد «آپوکالیپتو» تصمیم گرفته ارکستر نسبتاً مدرن خود را به کلی دور بریزد و به جای آن روی مجموعه یی از سازهای بومی از سراسر جهان متمرکز شود. تونی هینیگان که در طول سال ها، سازهای بسیاری را برای هورنر نواخته، مسوولیت گردآوری این مجموعه سازهای ناآشنا و غیرمعمول را برعهده گرفته و حاصل کار نشان می دهد کارش را خوب انجام داده است. موسیقی متن که بیشتر آن بداهه نوازی است در طول یک هفته در پاییز سال گذشته در یک استودیوی خیابان ابی لندن ضبط شده است. ضبط این موسیقی مساله و حاشیه زیاد داشت و تونی هینیگان بعد از اینکه استودیو متوجه شد او خاطراتش را به صورت ویدئویی ضبط کرده و روی وب سایت خودش گذاشته، مجبور شد فیلم های ضبط شده را از وب سایت بردارد.
به هر حال، حاصل کار در نهایت موسیقی خوبی شد. موسیقی «آپوکالیپتو» بسیار تاثیرگذار و بسیار تهاجمی از کار درآمده، به شدت به بافت و ریتم وابسته است و شنونده را افسون می کند. هیچ تم عمده یی در آن وجود ندارد که شما را در حال خاصی فرو ببرد یا تارهای قلب تان را به ارتعاش درآورد و اینکه بیشتر بر صداهای محیطی و فضا تاکید دارد تا هارمونی و ملودی، مشکلات خاصی را به وجود می آورد. این موسیقی روی فیلم هر چقدر هم تاثیرگذار باشد، اگر بخواهید بنشینید و فقط به آن گوش بسپارید واقعاً دلسردکننده خواهد بود.
هورنر علاوه بر سازهای تکنواز فراوان و استفاده از سینتی سایزر، از آوا هم استفاده کرده است. صدای نصرت فاتح علیخان که در «چهار پر» نیز با هورنر همکاری کرده، دو بار در این فیلم شنیده می شود. من هیچ وقت از علاقه مندان به موسیقی «چهار پر» نبوده ام که صدای فاتح علیخان در آن حرف اول را می زد و به همین خاطر تعجبی ندارد اگر بگویم وقتی صدای او را در «آپوکالیپتو» می شنیدم اوقات چندان خوشی نداشتم. البته شاید صدای او خیلی تاثیرگذار باشد اما گاهی اوقات هم اعصاب را حسابی خراش می دهد. در موسیقی متن این فیلم، از آواهای تری ادواردز هم استفاده شده، از آواز حلقی تا نجوا و این یکی انصافاً خیلی خوب است.
آلبوم موسیقی فیلم «آپوکالیپتو» با صدای آواز پرندگان شروع می شود و به پایان می رسد.
هورنر در آلبوم موسیقی متن «دنیای نو» نیز همین کار را کرده است. در واقع، اولین قطعه که «از جنگل...» نام دارد، از موتیف های پایین رونده سازهای زهی به همان صورت استفاده کرده که در «دنیای نو» هم می توان شنید.
گاهی اوقات در موسیقی متن از سازهای زهی و سازهای بادی برنجی هم استفاده شده ولی معلوم است که از سمپل های سینتی سایزر استفاده کرده است. کسی که این را می شنود شاید تعجب کند که چرا هورنر از سازهای واقعی استفاده نکرده است. البته پاسخ این سوال ساده است و مسلماً به پول مربوط می شود. گرد آوردن یک ارکستر برای ضبط فقط یکی دو دقیقه موسیقی، کار بسیار پرهزینه یی است.
موسیقی متن «آپوکالیپتو» تاثیرگذار و نوآورانه است و روش غیرمعمول هورنر واقعاً جای تحسین دارد اما بعید است از شنیدن آلبوم موسیقی متن آن خیلی لذت ببرید. بدون تصویر، تقریباً یک ساعت موسیقی زمینه می شنوید که در بعضی از لحظه ها ممکن است توجه شما را جلب کند اما در میان این لحظه ها به سختی ممکن است بتوانید تشخیص بدهید که چه می شنوید و بعد هم به سختی ممکن است آن را به یاد بیاورید.
آندریاس لیندال / ترجمه؛ ساسان گلفر
روزنامه اعتماد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9   توسط خسروانی  |