|
|
پدیده شانس در آموزش و پیشرفت در موسیقی را نباید نادیده گرفت ؛ بزرگترین شانس بتهوون در زندگی این بود که برای تحصیل موسیقی به "وین" رفت درحالی که اگر در زادگاهش می ماند به یک موسیقیدان دسته چندم تبدیل می شد.
فریدعمران، آهنگسازضمن بیان این مطلب در نشست بررسی ویژگیهای آهنگسازی گفت : بتهوون اگر در "بن" می ماند و بزرگان موسیقی وین را ملاقات نمی کرد هرگزبه جایگاهی که دست یافت نمی رسید و یا شاید اصلا سراغ موسیقی نمی رفت از همین رو به عقیده من تک تک هنرمندان موسیقی وهمین میهمانانی که دراین جمع نشسته اند و حاصل تلاش آنها پس از سالها به بار نشسته عنصر شانس با همه آنها ملاقات کرده است و از لطف الهی بی نصیب نبوده اند. وی با اشاره به اینکه یک آهنگساز استاد ابتدا باید یک باغبان خوب برای پرورش استعدادهای درخشان باشد نه کسی که دارای انبوهی از داشته های تئوریک است گفت : هرجا که یک استاد کاربلد باشد آنجا جای فراگیری موسیقی است وهیچ فرقی نمی کند که آن استاد در دانشگاه باشد یا خارج از آن؛ برخی از دانشجویان که قصد ادامه تحصیلات تکمیلی در رشته موسیقی و به خصوص آهنگسازی را دارند پیش من می آیند و می پرسند برای ادامه تحصیل کجا بروند بهتراست و من در پاسخ می گویم که بگردند و یک موسیقیدان آگاه و دلسوز به امر آهنگسازی را پیدا کنند و نزد او تحصیل کنند ؛حالا ممکن است این استاد خوب دراتریش ،آلمان ، انگلستان و یا حتی تهران باشد. عمران در ادامه افزود : آموزش موسیقی سینه به سینه، سنتی است که از گذشته های دور در فرهنگ موسیقایی ما وجود داشته است و این متدی است که به نظرمن هنوز در همه جای دنیا کاربرد دارد چراکه این استادان هستند که استعداهای جوان را از میان هنرجویان متقاضی کشف کرده و یک شاگرد را پرورش می دهند و سینه به سینه علم و هنر موسیقی را به او آموزش می دهند. این آهنگساز خاطرنشان کرد : یک دوره کوتاهی نزد زنده یاد حنانه شاگردی می کردم در آن زمان به استاد می گفتم که آن نکاتی را به من یاد دهد که در هیچ کتابی نوشته نشده باشد چراکه آنچه در کتاب نوشته شده را خودم می توانم بخوانم و یاد بگیرم؛ حالا که من در مقام معلم موسیقی حدود ۴۰ سال است که این هنر را تدریس می کنم، باور کنید که از روی هیچ جزوه و کتابی تدریس نمی کنم ؛ وقتی سر کلاس می روم به دانشجویان چشم می دوزم و بدون صحبت در می یابم که این جمع با نگاه های خود به دنبال چه هستند ومن چه چیزی باید به آنها آموزش بدهم . فرید عمران در ادامه افزود : زمانی که یک موزیسین دانستن علوم تئوریک مانند اصول هارمونی، ارکستراسیون و یا کنترپوان را یاد می گیرند ذهن خود آگاه او به سوی مرز بیداری ها که مرز حرکت در آستانه ناخودآگاه است حرکت می کند و در آنجا است که الهامات ساطع می شود و او به قدر تلاش خود از آنها بهره می برد بنابراین هنرمند کسی است که شکارچی خوبی باشد و درلحظه طعمه را شکار کند؛ ما باید به هنرجویان یاد دهیم که چشم ها را باید شست و جور دیگر باید دید و تجربه کرد چراکه موسیقی علاوه بر علم و تکنیک عشق ودوست داشتن هم هست مگر می توان تصورکرد کسی که موسیقی کارمی کند ازالهامات الهی و عشق محروم باشد. وی با انتقاد از برخی هنرمندان موسیقی ردیف دستگاهی ایران گفت : برخی از استادان موسیقی سنتی معتقدند کسانی که در ایران موسیقی کلاسیک کار می کنند غرب زده و بی ریشه اند که به عقیده من این نگاه در ذات خود اشکال اساسی دارد چراکه فیلتر زبان موسیقایی هنرمند موسیقی کلاسیک با موسیقی سنتی درایران هر دو یکی وهردو ایرانی است ؛یک موزیسین موسیقی کلاسیک ممکن است روی فواصل موسیقی ایرانی کار نکند ولی نگاه ایرانی و روح عارفانه درآثاراو وجود دارد؛چه بسا که نزدیکی و موانست دو اثر موسیقی کلاسیک آهنگساز ایرانی با موسیقی سنتی بیشتر از نزدیکی آن اثر با یک سمفونی یایک اثر کلاسیک غربی باشد . این مدرس آهنگسازی در پایان گفت : ایرانی بودن موسیقی به آن معنی است که هنرمند در نگاه خود زیبایی شناسی روح ایرانی را بشناسد و رعایت کند،به عنوان مثال عجیب ترین و بزرگترین اثر ادبی و کهن ما که شاهنامه است از هزاران بیت کوچک تشکیل شده است ؛ نقش این اجزا کوچک (مصرع در شعر)دردیگر هنرهای سنتی ما مانند "مینیاتور"نیز مشهود است، بنابراین یک موسیقیدان ایرانی در وهله اول باید یک منیاتوریست خوب باشد و نت های موسیقی را با مهارت خاصی کنار هم بچیند تا اثری جاودانه بسازد. خبرگزاری مهر |
