جريانهاي‌ مختلف‌ در موسيقي‌ الكترونيك‌

امروزه‌ هنگامي‌ كه‌ درباره‌ موسيقي‌ سخن‌  مي‌گوييم‌،

موسيقي‌ الكترونيك‌ در همه‌ عرصه‌ها حضور دارد و


فقط‌ منحصر به‌ موسيقي‌ پاپ‌ نيست‌،

در حالي‌ كه‌ روزگاري‌ سخن‌ گفتن‌ از اجراي‌ موسيقي‌ توسط‌

سازهاي‌ الكترونيكي‌ و به‌خصوص‌ آهنگسازي‌ توسط‌ آنها مسخره‌ به‌ نظر مي‌رسيد.

هنوز هم‌ كساني‌ وجود دارند كه‌ معتقدند، الكترونيك‌، خلاقيت‌ را در موسيقي‌ از بين‌ مي‌برد



يكي‌ از اساسي‌ترين‌ نيازهايي‌ كه‌ سبب‌ شد استفاده‌ از سازهاي‌ الكترونيكي‌ باب‌ شود، اين‌ بود كه‌

خالق‌ اثر موسيقايي‌ بايد منتظر مي‌ماند تا يك‌ اركستر، اثر او را به‌ شكلي‌ كامل‌ اجرا كند تا بتواند دريافت‌

كاملي‌ از اثر خود به‌ دست‌ آورد، اما امروزه‌ به‌ بركت‌ وجود سينتي‌سايزرهاي‌ بسيار پيچيده‌ و پيشرفته‌،

كامپيوترها و سكوئنسرها1، آهنگساز مي‌تواند قبل‌ از آنكه‌ اثرش‌ را به‌ گوش‌ مخاطب‌ برساند، قطعه‌ كامل‌

را اجرا كند و بشنود


آهنگساز امروزي‌ به‌ مدد سينتي‌سايزر، مي‌تواند حتي‌ بي‌آنكه‌ از نت‌ استفاده‌ كند، بلاواسطه‌ احساس‌

خود را با اين‌ ساز شگفت‌آور بازآفريني‌ كند و از هر سازي‌ كه‌ به‌ كارش‌ مي‌آيد، استفاده‌ نمايد. سازهاي‌

الكترونيكي‌ حتي‌ مي‌توانند صداهايي‌ را توليد كنند كه‌ قبلاً هيچ‌ سازي‌ قادر به‌ خلق‌ آنها نبوده‌ است‌. از

همه‌ مهم‌تر اينكه‌ كنترل‌ اين‌ صداها به‌ وسيله‌ سينتي‌سايزر، مطلق‌ است‌ و آهنگساز اين‌ امكان‌ را پيدا

مي‌كند كه‌ هر صدايي‌ را كه‌ به‌ ذهنش‌ مي‌رسد، توسط‌ اين‌ ساز بيافريند

.

جريانهاي‌ مختلف‌ در موسيقي‌ الكترونيك‌ موسيقي‌ الكترونيك‌ اعم‌ از اينكه‌ توسط‌ سينتي‌سايزر يا

سازهاي‌ مبتني‌ بر كامپيوتر، اجرا شوند،

تحت‌ عنوان‌ دوران‌ جديد

“New Age”

دسته‌ بندي‌ مي‌شوند و

شامل‌

موسيقي‌ كهكشاني‌ “Cosmic Music”، موسيقي‌ جهاني‌ “World Music” 

و انواع‌ ديگري‌ هستند

كه‌ به‌ برخي‌ از آنها اشاره‌ مي‌كنيم‌:





تكنو “Techno” :


در موسيقي‌ الكترونيك‌، اين‌ جريان‌ از همه‌ شناخته‌‌شده‌تر است‌. اين‌ موسيقي‌ در اواخر


سالهاي‌ 1960 و اوايل‌ سالهاي‌ 1970 در آلمان‌ و توسط‌ گروه‌ كرافت‌ ورك‌2 به‌ وجود آمد

.

موسيقي‌ رواني‌، سمفونيك‌ و / يا راك‌ فضائي‌: اين‌ سبك‌ هم‌ كاملاً شناخته‌ شده‌ است‌. اسامي‌

مشهوري‌ چون‌ پينك‌ فلويد3، كينگ‌ كريم سون‌4، جنسيس5 و ديگران‌ را در برمي‌گيرد.

در اين‌ جريان‌ به‌ اسامي‌ مايك‌ اولدفيلد6، پيتر گابريل‌ 7 و بسياري‌ از هنرمندان‌ پاپ‌ هم‌ برمي‌خوريم‌ كه‌ هرچند رابطه‌

تنگاتنگي‌ با جهان‌ الكترونيك‌ دارند، نمي‌توان‌ آنها را كاملاً در اين‌ دسته‌ جاي‌ داد. در سالهای ‌  60، پينك‌ فلويد به‌

عنوان‌ گروهي‌ پيشرو، دنيا را با آثار خود متحير كرد. اين‌ گروه‌ در سالهاي‌ 70 به‌ اوج‌ بلوغ‌ هنري‌ خود رسيد. سبك‌

پينك‌ فلويد را مي‌توان‌ بيشتر، تكنو دانست‌.



موسيقي‌ فضايي‌:

كه‌ به‌ نامهاي‌ كهكشاني‌

“Cosmic”

يا امبيان‌ “Ambient”

شناخته‌ مي‌شود، ابتدا در

موسيقي‌ راك‌ جديد آلمان‌ شنيده‌ شد و در واقع‌ قدرتمندترين‌ نشانه‌هاي‌ اين‌ سبك‌، در موسيقي‌ آلمان‌ پديد آمدند.

پيدا كردن‌ ريشه‌هاي‌ اين‌ موسيقي‌، دشوار است‌، ولي‌ اگر به‌ جاي‌ توجه‌ به‌ تكنولوژي‌، به‌ آثار باخ‌، دبوسي‌ يا واگنر

دقت‌ كنيم‌، رگه‌هاي‌ اين‌ سبك‌ را در آنها مي‌يابيم‌. در واقع‌ موسيقي‌ كهكشاني‌، تركيبي‌ است‌ از موسيقي‌

الكترونيك‌ و ساختارهاي‌ موسيقايي‌ نوين‌ كه‌ در آن‌ ملوديهاي‌ رؤياگونه‌ و ريتمهاي‌ پيچيده‌اي‌ به‌ گوش‌ مي‌رسند.

موسيقي‌ فضايي‌، ماهيتاً بيش‌ از سبكهاي‌ ديگر منوط‌ به‌ سازهاي‌ الكترونيكي‌ است‌ و تكنولوژي‌ موسيقايي‌

فوق‌العاده‌ پيچيده‌اي‌ براي‌ اجراي‌ آن‌ ضرورت‌ دارد. انفجار عظيم‌ تكنولوژي‌ موسيقائي‌ در سالهاي‌ هفتاد، در موسيقي‌

كهكشاني‌، بيشترين‌ نمود را داشته‌ است‌.



الكترو آكوستيك‌، موسيقي‌ كانكريت‌ “Concrete” :اين‌ موسيقي‌ سرشار از تجربه‌هاي‌ صدايي‌ نوين‌ است‌ و

خاطره‌ انگيزترين‌ كشفها را در موسيقي‌ الكترونيك‌ در خود داشته‌ است‌. اين‌ موسيقي‌ قبل‌ از پيدايش‌ اولين‌

سينتي‌سايزرها، در ابعاد گسترده‌اي‌ توليد مي‌شد. افرادي‌ چون‌ ميلتون‌ باب‌ بيت‌8يا موري‌چيو كاگل‌9 پيشروان‌ اين‌

نوع‌ موسيقي‌ هستند.



موسيقي‌ ميني‌ماليستي‌: اين‌ موسيقي‌ نوعي‌ موسيقي‌ تكرار شونده‌ است‌ كه‌ از موسيقي‌ الكتروآكوستيك‌، و

تا حدي‌ از موسيقي‌ فضائي‌ سرچشمه‌ گرفته‌ است‌. بزرگ‌ترين‌ هنرمندان‌ اين‌ سبك‌ استيو ريچ10و فيليپ‌ گلاس‌11

هستند.




جاز الكترونيك‌: در موسيقي‌ جاز سبكهاي‌ گوناگوني‌ وجود دارند. نوع‌ الكترونيك‌ آن‌ به طور كامل‌ و يا همراه‌ با

اركستر، با سينتي‌سايزر نواخته‌ مي‌شود. مشهورترين‌ هنرمند در اين‌ سبك‌، موسيقي‌دان‌ برزيلي‌، واگنر تيسو12

است



غير از اين‌ سبكها كه‌ عمدتاً متكي‌ به‌ سازهاي‌ الكترونيك‌ هستند، هنرمندان‌ ديگري‌ نيز كم‌ و بيش‌ از اين‌ سازها

استفاده‌ مي‌كنند. حتي‌ هنرمندان‌ موسيقي‌ كلاسيك‌!! با اين‌ سازها، قطعات‌ به‌ يادماندني‌ و دلپذيري‌ را آفريده‌اند.

آهنگسازان‌ كلاسيك‌ هر چند به‌ سينتي‌سايزر دسترسي‌ نداشته‌اند، اما آثار آنها غالباً با اين‌ ساز قابل‌ اجراست‌.

اجراهاي‌ بسيار موفق‌ وندي‌ كارلوس‌13 از آثار باخ‌، دليل‌ محكمي‌ بر اين‌ مد‌ّعاست‌. همچنين‌ اجراهاي‌ درخشان‌

ايسائو توميتا14 از آثار دبوسي‌، استراوينسكي‌، پروكفيف‌ و اشتراوس‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ خلاقيت‌ در اجراي‌

موسيقي‌، حرف‌ آخر را مي‌زند.


ريشه و مبناي موسيقي الكترونيك


سابقه‌ موسيقي‌ الكترونيك‌ بسيار قديمي‌تر از آن‌ است‌ كه‌ ظاهراً به‌ نظر مي‌رسد. اين‌ سابقه‌ به‌ سالهاي‌ آخر قرن‌

نوزدهم‌ مي‌رسد كه‌ سازهائي‌ كم‌ و بيش‌ الكترونيك‌ و بسيار عجيب‌، در موسيقي‌ به‌ كار گرفته‌ شدند. برخي‌ از اين‌

سازها عبارت‌اند از هارپ‌سي‌كورد15الكترونيكي‌، پيانوهاي‌ الكترومغناطيسي‌ و سينگر آركها16. اين‌ اختراعات‌ در

زمان‌ خود، توجه‌ عامه‌ مردم‌ را جلب‌ نكردند و در نتيجه‌ اسنادي‌ كه‌ درباره‌ آنها باقي‌ مانده‌اند، مغشوش‌ و اندك‌

هستند. حتي‌ در آلمان‌ كه‌ مهد موسيقي‌ الكترونيك‌ است‌، روزنامه‌نگاراني‌ كه‌ با شور و اشتياق‌ تولد موسيقي‌

الكترونيك‌ را مژده‌ دادند، از سوي‌ همكاران‌ خود مورد استهزا قرار گرفتند. هيچ‌كس‌ باور نمي‌كرد كه‌ فقط‌ يك‌ قرن‌

بعد، الكترونيك‌ تمامي‌ عرصه‌هاي‌ موسيقي‌ را تسخير مي‌كند.



1. Sequencer
2. Kraftwerk
3. Pink Floyd
4. King Crimson
5. Genesis
6. Mike Oldfield
7. Peter Gabriel
8. Milton Babbit
9. Mauricio Kagel
10. Steve Reich
11. Philip Glass
12. Wagner Tiso
13. Wendy Carlos
14. Isao Tomita
15. Harpsichord
16. Singer Arc



سید عماد توحیدی

فرهنگ لغت فيزيک صوت

 فرهنگ لغت فيزيک صوت

با سلام.
لازم دونستم که برخى کلمات و اصطلاحات پر کاربرد در مهندسى صدا و شناسايى ماهيت صدا لازم است رو براتون بذارم.در اين پست هم شکل لاتين کلمه و هم معناى اون رو ميذارم:
Stimulate : تحريک کردن (در اينجا منظور عامل محرکى است که باعث ايجاد صوت ميشود و به عبارتى منشا صدا)

Assimilated : يکسان سازى

Cord : نازک

Longitudinal : طولى (منظور ماهيت موج است که به دو دسته طولى و عرضى تقسيم ميشوند)

Transverse : عرضى (موج هاى صوتى از اين نوع هستند)

Parallel : موازى

Bob : ضربه زدن

Tide : جريان

Asphyxiation : خفگى

Confined : محدود

Tendency : گرايش

Arc : کمان (در مبحث شکل و روند موج بر روى نمودار کاربرد دارد)

Emitting : انتشار

Velocity : سرعت

Altitude : ارتفاع (قطعا در بخش دايناميک رنج مورد استفاده قرار ميگيرد)

Tremendous : عظيم

Mere : محض

Dealt برخورد (در مواردى چون اثر دوپلر,موج هاى هم فاز و غير هم فاز استفاده ميشود)

Assess : ارزيابى

Rustle : خش خش

Aural : گوشى

Decay : محو شدن

Mingle : مخلوط کردن

Auditorium : شنودگاه (براى در نظر گرفتن طراحى صداها براى پخش در محل خاص مورد استفاده قرار مى گيرد)

Convection : هم بردارى (در بخش موج هاى هم فاز و غير هم فاز استفاده مى گردد)




homestudio.ir

لامپ خلاء

vacuum Tube ... یا لامپ خلاء

در الكترونيك، هر يك از عبارات وكيوم تيوب (لامپ خلاء)، الكترون تيوب (آمريكاي شمالي)، ترميونيك والو و يا والو به تنهايي (به خصوص در بريتانيا) دستگاهي است كه براي تقويت، سوييچينگ، اصلاح يا ايجاد يك سيگنال الكتريكي با كنترل حركت الكترونها درفضايي با فشار پايين بكار مي رود. بعضي از نمونه هاي خاص وكيوم تيوبها با گازهاي فشار پايين پر مي شوند كه آنها را والو (تيوب) نرم مي نامند كه از نوع سخت آن كه فشار داخلي آن تا حد امكان كاهش يافته است متفاوت هستند. تقريبا تمامي آنها به انتشار حرارتي الكترونها (ترميونيك) وابسته هستند.
نام: vacuum-tube.jpg
نمایش: 1
اندازه: 5.8 کیلو بایت
وكيوم تيوبها نقش حياتي را در گسترش الكترونيك دارا بودند كه توسعه و تجارتي شدن امواج راديويي، تلويزيون، رادارها، بازتوليد صدا، شبكه هاي گسترده تلفن، كامپيوترهاي آنالوگ و ديجيتال و كنترل صنعتي فرآيند را منجر شدند. برخي از اين كاربردها قبل از الكترونيك وجود داشتند اما وكيوم تيوب آنها را گسترش داد و عملي ساخت.در اكثر موارد ذكر شده در بالا، وكيوم تيوبها با دستگاههايي جامد مانند ترانزيستورها و ديودها جايگزين شده اند كه داراي طول عمر بيشتر، ابعاد كمتر، كارآيي بالاتر، قابليت اطمينان بيشتر و قيمت ارزانتر نسبت وكيوم تيوبها مي باشند. اما هنوز اين تيوبها در موارد خاصي مورد استفاده قرار مي گيرند. بنا به دلايل مهندسي، در فرستنده هاي فركانس راديويي high- power و يا به دليل زيبايي آنها در تقويت كننده هاي صدا. تيوبهاي اشعه كاتد همچنان در دستگاههاي تصويري از قبيل تلويزيونها، مانيتورها و اسيلسكوپها مورد استفاده قرار مي گيرند اگر چه در حال جايگزيني با LCD ها و ديگر صفحات نمايشي فِلَت مي باشند. نمونه اي خاص از الكترون تيوب، magnetron ، منبع انرژي مايكرو ويو و برخي سيستمهاي رادار مي باشد.


ساختمان
 وكيوم تيوب

وكيوم تيوب از تعدادي الكترود در يك وكيوم (خلاء) در پوششي عايق و مقاوم در برابر حرارت (عموما لوله اي شكل ) تشكيل يافته است. بسياري از تيوبها داراي پوشش شيشه اي و برخي ديگر چون تيوبهاي پاور ممكن است داراي پوششهاي سراميك يا فلزي باشند. الكترودها به ليدهايي متصل مي شوند كه از داخل محفظه خلاء عبور مي كنند. در اكثر تيوبها، ليدها به گونه اي طراحي شده اند كه به يك سوكت متصل مي شوند تا تعويض آنها ساده تر انجام شود.
برای دیدن تصویر با سایز اصلی روی تصویر کلیک کنید

نام:  vacuum-tube-2.jpg
مشاهده: 0
حجم:  21.0 کیلو بایت
ساده ترين وكيوم تيوبها به لامپهاي نئون شباهت دارند كه داراي فيلامنتهايي (سيمهايي نازك كه در پاسخ به جريان الكتريكي گرم شده و نور متصاعد مي كنند) در محفظه اي شيشه اي و خالي از هوا مي باشند. اين فيلامنتها در اثر گرما الكترونهايي را در وكيوم منتشر مي كنند، فرآيندي كه انتشار ترميونيك نام دارد. اين توده منفي الكترونها شارژ محيطي ناميده مي شود. چنانچه پليت (آند) در مقايسه با فيلامنت (كاتد) با بار مثبت شارژ شده باشد اين الكترونها به سمت پليت فلزي (آند) در داخل محفظه هدايت مي شوند. نتيجه حاصل جرياني از الكترونها از فيلامنت به سمت پليت (آند) مي باشد. اين جريان نمي تواند معكوس باشد چرا كه پليت داغ نشده و الكتروني انتشار نمي دهد. اين نمونه ساده شرح داده شده مي تواند در عملكرد يك ديود مشاهده شود: دستگاهي كه جريان را تنها در يك جهت انتقال مي دهد. ديود وكيوم تيوب، جريان قراردادي را از پليت (آند) به فيلامنت (كاتد) هدايت مي كند كه در خلاف جهت مسير الكترونها مي باشد.
وكيوم تيوبها به اختلاف دماي بالا بين كاتد داغ و آند سرد نياز دارند. از اينرو، وكيوم تيوبها از نظر توان ذاتا كم بازده مي باشند كه تيوب را در يك محفظه نگهدارنده دما نگاه داشته و اين امكان را به تيوب مي دهد كه دمايي يكسان را جذب نمايد كه به انتشار الكترونها از آند كه جريان تك مسير را هدايت مي كنند منجر مي شود. از آنجا كه تيوب نيازمند خلاء براي عملكرد خود مي باشد انتقال حرارتي سرماي آند معمولا غير ممكن مي باشد. در عوض، خنك شدن آند اساسا از طريق تششع black-body( شيئي كه تمامي طول موجهاي پرتوهاي الكترومغناطيس را جذب نموده و كاراترين ساتع كننده امواج مي باشد.) و هدايت گرما به لايه بيروني محفظه شيشه اي و از طريق فريم نگهدارنده آند صورت مي گيرد. تيوبهاي آند سرد همچنان وجود دارند اما اساسا در سيستمهاي روشنايي به كار مي رود كه در آنها تنظيم پاور يك سويه هدف اصلي عملكرد تيوب نمي باشد.

منبع : aet.ir

روانشناسی تمهای موسیقی

حواس وسیله ارتباط آدمی با عالم خارج است.تحریکات محیط توسط گیرنده های حسی به صورت پیامهای الکترمغناطیسی به مرکز عصبی انتقال می یابد . پیام عصبی وقتی از گیرنده های حسی مانند چشم،گوش و پوست به مرکز عصبی یعنی کرتکس مغز (قشرمغز) منتقل می شود فرایند احساس شکل می گیرد.اصوات موسیقی از طریق گوش به مغز می رسد و حواس و عواطف را تحریک می کندو با ایجاد انرژی موجب انگیزه و فعالیت می شوند.


نغمه های موسیقی بر حسب ترکیب فواصل و ریتم دارای ارتعاشات خاصی هستند که با تحریک ارتعاشات سلولهای عصبی،احساس و انگیزه ای را تقویت و یا منتقل می سازد.
بطور کلی موسیقی از طریق تحریک تخیل و تداعی و تهیج عواطف در

روحیه شنونده اثر می گذارد.وقتی یک قطعه موسیقی را تجزیه و تحلیل می کنیم به اجزا و ارکانی می رسیم که هر کدام به نوعی در تاثیر گذاری نقش دارند.


ریتم و ملودی دو رکن اساسی موسیقی می باشند. ریتم در موسیقی به صورت ضرب آهنگهای منظمی احساس می شود.با موسیقی می توان ریتمهای متنوعی را بوجود آورد وانرژیهای مختلفی را در شنونده تحریک کرد.

از فعالیتهای ریتمیک در تحریک بسیاری از قوای حسی و حرکتی و کاهش و افزایش انرژی اشخاص استفاده می شود. کار اصلی ریتم،تحریک و تهییج احساسات است که انرژی روانی را تولید می کند وانرژی این تحریک با کمک ملودی به جریان می افتد.


ملودی در ایجاد نوع احساس و ریتم در شدت و سرعت و یا سستی و رخوت آن نقش موثری دارد.ریتم و ملودی از هم جدا نیستند.ریتم ضربان و نظم هر آهنگ و ملودی محتوا و خود آهنگ است که از ترکیب اصوات به وجود می آید.

هر ملودی بر حسب ترکیب اصوات و فواصل موجود در آن احساسات خاصی را به شنونده منتقل می سازد.برخی از ملودی های غمگین و حزین،برخی ملایم و آرام بخش،تعدادی هیجانی و بی قرار و بعضیشاد و فرحبخش هستند که این احساسات بستگی به فواصل فیزیکی و ترکیب اصوات دارد.


بطور کلی اگر فواصلی که در اهنگ به کار می رود بزرگ باشد و ترکیب اصوات با پرش توام گرددانبساط و نشاط بیشتری را القاء می کند و اگر فواصل بزرگ توام با ریتم تند باشد شدت نشاط بیشتر می گردد.

به حدی که به قسمت نا آرامی و بی تابی سوق می یابد.اگر فواصل آهنگ کوتاه و فشرده و ریتم کند باشد،احساسات کند و گرفته تر خواهد بود. این مسئله به طول موج اصوات و تاثیر آن بر واسطه های شیمیایی مغز بستگی دارد. چنتنچه ریتم با حال شنونده هماهنگ باشد انرژی روانی و احساسی بهتر تحریک می شود و ملودی بهتر به جریان می افتد.


طبقه بندی تمهای موسیقی:

تمهای موسیقی به پنج دسته تمهای شیدایی،حزین،هیجانی ،شاد و فرحبخش و آرامبخش تقسیم می شوند.


تمهای شیدایی:
واژه شیدا در روانشناسی معرف سرخوشی و شور و نشاط بیش از حد است.سر خوشی،هیجان بخشی احساس مدهوشی از خصوصیلت تمهای شیدایی است.جنبه مدهوشی و جذبه آن آرامبخش افراد بی قرار و شیداست.

بعضی از چهار مضرابها و ضربیهای موسیقی ایرانی استعداد القاء چنین حالتی را به خوبی دارا هستند.افراد مستعد با شنیدن چنین تمهایی احساس سر خوشی و وجد می یابند.شیدا صفتان اغلب با سیر در این تمها احساس نشاط ، تخیل و حالت جذبه پیدا می کنند.از تمهای شیدایی می توان برای تحریک خلق های خموده استفاده کرد.


تمهای حزین:
لحن تمهای حزین غم انگیز است و شکوه و شکایت دارد و در شنونده احشاش ناکامی را تداعی می کند. این تمها بر انتقال دهنده های عصبیافراد مستعد تاثیر میکند و باعث کاهش ترشح واسطه های شیمیایی در مغز شده که در نتیجه ء انباشته شدن این عناصر حیاتی،حزن و اندوه احساس می گردد.
ارتعاشات این تم اغلب تداعی کننده خاطراتی از ناملایمات گذشته است.ملودیهایی که فواصل فشرده و نزدیک به هم و ریتم کند دارند،حزن را بهتر منتقل می سازند.تمهای حزین درحالت ملایم درد را تسکین می بخشند و در ایام سوگ و فراق تحمل تالمات را آسان تر می سازند.احساس ناکامی را تعدیل و غربت و تنهایی را از دل بیرون می کنند و انرژی و هیجان خون را تخلیه می سازند.

استفاده بیش از حد از این تم باعث رکود و کاهش انرژی شده و روحیه را خسته و حزین می سازد.بسیاری از نغمات حزین موسیقی مشرق زمین حاصل همدردی با با وقایع دشوار و گرفتاریهای اجتماعی مردم بوده و این قطعات تا حدودی تالمات مردم را تسکین داده است.


تمهای هیجانی:
هیجان،واکنش انفعالی،شدید و فوری است که غالبا با تظاهرات بارز اعصاب خودکار و واکنشهای فیزیولوژیک توام است و میل به جنبش و حرکت را به وجود می آورد.از تمهای هیجانی می توان با ایجاد انرژی روانی،رغبت و انگیزه در کاهش حالات افسردگی و غمگینی بهره جست.

بعضی از سازندگان موسیقی از این گونه برای تحریک و تحرک بدنی سود می جویندکه مورد استقبال جوانان نیز قرار می گیرد.بسیاری از این تمها ملودی های زیبایی دارند که اگر با متانت ارائه شوند و ارکستراسیون (ساز آرائی) مناسبی پیدا نمایند اثرات ارزنده ای خواهند داشت.


تمهای شاد و فرحبخش:

تمهایی هستند که شادمانی و نشاط را توام با آرامش و متانت منتقل می سازند.این تمها باعث انبساط خاطر و سرزندگی می شوند.تمهای فرحبخش احساس سرزندگی و شادمانی را برای کار و فعالیت افزایش می دهند.برای تقویت روحیه افراد یک اجتماع و سرزندگی و نشاط آنها مخصوصا کودکان و نوجوانان تمهای شاد و فرحبخش بسیار مفید و سازنده هستند.


تمهای آرامبخش:
تمهای مطبوعی هستند که نه تحریک کننده ،نه غم انگیز،نه هیجانی و نه وجد آورند.متن ملایم و یکنواخت ارتعاشات آنها احساس آرامش را منتقل می کند.تمهای آرامبخش به خاطر ریتم ملایم در فواصل وسیع و ارتعاشات موافق آن با استعداد مغز باعث احساس ملایمت و آرامش می شود.

استفاده از این تمها برای آرامش و تمرکز،بسیار مناسب است.این تمها توازن عواطف،تعادل تخیل و وحدت فرآیندهای ذهنی را تقویت می کنند و از آنها می توان در کاهش بسیاری از تنش ها استفاده کرد. موسیقی همچون دارو هر حالت روانی دارای ارتعاشات موجی خاصی است که بر حسب میزان و شدت آن احساس به وجود می آید.اصوات موسیقی می توانند ارتعاشات متنوعی ایجاد کنند و بر ترشحات و ارتعاشات سلولهای عصبی تاثیر بگذارند.


همانطور که در تاثیر دارو و میزان و ترکیب عناصر اهمیت دارد، در موسیقی نیز نوع ارتعاش و میزان آن در تناسب با حالات روانی مطرح است.با پیشرفت بشر در علوم پزشکی و کامپیوتر ، تاثیر ارتعاش موسیقی بر بدن و سلولهای مغز قابل بررسی است.بررسی تغییرات حاصله کمک می کندتا ملودیهای خاص برای ایجاد احساسات مختلف پیش بینی شود.


وبلاگ prosound.blogfa.com



mix

ابزار مورد نیاز برای میکس

 

کنسول میکس یا میز میکس (Desk)

 

میز میکس سخت افزای مستقل است که در کنار ضبط کنندهیِ چندکاناله (Multitrack Recorder) ابزار اصلی برای میکس محسوب میشود. امروزه انواع بسیار گوناگونی از این کنسولها در بازار موجود است. بعضی از آن ها تنها دارای 8 کانال و بعضی دارای 96 کانال یا بیشتر هستند.

 

کنسول های دیجیتالی وجود دارند که تا 500 سیگنال ورودی(Input Signal)  را در خود جای میدهند.

 

اغلب میزهای میکس سه امکان را در اختیار ما می گذارند:

 

-          ترکیب سیگنال ها (summing): کانال های متعدد با هم به یک واحد استریو در باس میکس (Mix Bus) تبدیل می شوند.

-          پردازش (Processing): اکثر کنسول ها خود دارای اکوالایزر هستند و بعضی از میزهای بزرگ حتی پردازشگرهای دینامیک را نیز در خود جای دادهاند.

-          اتصالات (Routing): این امکان برای اتصال پردازشگرها و افکتهای بیرونی (External) از طریق میکسر در اختیار ما گذاشته میشود.

 

باس (Bus) در میکسر

 

باسِ میکسر شاهراهی است که راه تمامی کانال های میکسر با آن ختم میشود. اغلب باسها یا مونو هستند یا استریو. کنسولهای Sorround دارای باسهای چند کاناله(Multichannel Bus) هستند (مثلا یک باسِ میکس 7.1).

 

 

پردازشگرها (Processors)

 

پردازشگر ابزاری سخت افزاری یا نرم افزاری (با استفاده از کُدهای نرمافزاری) است، که روی سیگنال ورودی تغییراتی ایجاد میکند و سیگنال پردازش شده را "جایگزین" آن میکند.

 

لیست پردازشگرها:

 

-          اکوالایزر (Equalizer)

-          کمپرسور (Compressor)

-          گِیت (Gate)

-          اِکسپندر (Expander)

-          داکر (Ducker)

-          دیستورشِن (Distortion)

-          تصحیحگرِ پیچ (Pitch-Corrector)

-          فِیدرها (Faders)

-          پنپاتها (Pan Pot)

 

 

افکتها (Effects)

 

یک افکت سیگنالِ اصلی (Original) را "حفظ" کرده و چیزی به آن سیگنال اضافه میکند، در حالی که پردازشگرها سیگنال را به کلی تغییر میدهند. به همین دلیل است که افکت ها از طریق auxiliary send یا send به میکس متصل میشوند، و برای استفاده از پردازشگرها، آنها را از طریق insert point به میکسر متصل میکنند. البته موارد استثناء نیز وجود دارد.

 

یک aux send، یک کپی از سیگنال را از کانال بر میدارد و آن را به یک باسِ داخلیِ aux (internal aux bus) وصل می کند. بنابراین نسخه یِ اصلی سیگنال حفظ می شود.

 

لیست افکت ها:

 

-          ریوِرب (Reverb)

-          تاخیر (Delay)

-          کُر (Chorus)

-          فلَنجِر (Flanger)

-          تغییردهندهیِ پیچ (Pitch Shifter)

-          هارمونایزر (Harmonizer)

 

 

اتصال افکتها و پردازشگرها

 

 

توضیح برخی مفاهیم در مورد اتصالات و بالانس سیگنال ها:

 

Word Clock یا Sample Clock یک ضرب آهنگ پایه ای در فناوری دیجیتال است و وظیفه یِ آن به اصطلاح همزمان کردن یا synchronize دستگاه های گوناگون با یکدیگر است.

 

AES و EBU مخفف   Audio Engineering Society و European Broadcasting Union  و یک اصطلاح روزمره برای نام گذاری کانکتورهای خاصی برای انتقال داده های صوتی دیجیتال استریو یا دوکانال و یا مونو با نُرمAES3 هستند.

AES3: از کابل متقارن با امپدانسِ 110 اُهم استفاده می کند.

AES3 id: از کابل نامتقارن هم محور یا Coaxial با امپدانس 75 اُهم استفاده می کند.

 

Optical I/O: کابل نوری یا "تی او اس لینک" TOSLINLK که در اصل ساخت شرکت توشیبا است از طریق یک سوکتِ دیجیتال نوری یا optical داده های صوتی دیجیتال را تا پهنای 20 مگابایت در ثانیه به دستگاه های گوناگون نظیر DAT-Recorder منتقل می کند.

 

S/PDIF یا Sony/Philips Digital Interface نیز بیان گر استانداری است برای انتقال نوریِ یا اُپتکالِ داده های دیجیتال استریو.

S/PDIF-Passthrough نیز بیانگر انتقال داده های صوتی "کمپرس شده یِ" دیجیتال است به یک دیکودرِ Decoder سخت افزاری اِکسترنال.

XLR یا eXternal,Live,Return هم یک کانکتور یا رابط متقارن است برای انتقال داده های آنالوگ و دیجیتال با بالانس balanced که مثلا در ضبط با میکرفون ها از آن استفاده می شود.


بالانس سیگنال ها: در انتقال داده ها بالانس بودن امپدانس  بسیار اهمیت دارد چراکه در صورتی که سیگنال ها بالانس نباشند، در خروجی صدا نویزهای آزاردهنده ای بوجود خواهد آمد. مثلا برای بالانس کردن امپدانس ورودی و خروجی برای ضبط گیتار الکتریک مستقیما بوسیله یِ میکسر (بدون ضبط آن از طریق بکارگذاری میکروفن روی آمپ)  از  DI-BOX     استفاده می شود تا از ایجاد نویزهای اضافی جلوگیری شود.


mixofon


بابک گلستانی