روانشناسی تمهای موسیقی

حواس وسیله ارتباط آدمی با عالم خارج است.تحریکات محیط توسط گیرنده های حسی به صورت پیامهای الکترمغناطیسی به مرکز عصبی انتقال می یابد . پیام عصبی وقتی از گیرنده های حسی مانند چشم،گوش و پوست به مرکز عصبی یعنی کرتکس مغز (قشرمغز) منتقل می شود فرایند احساس شکل می گیرد.اصوات موسیقی از طریق گوش به مغز می رسد و حواس و عواطف را تحریک می کندو با ایجاد انرژی موجب انگیزه و فعالیت می شوند.


نغمه های موسیقی بر حسب ترکیب فواصل و ریتم دارای ارتعاشات خاصی هستند که با تحریک ارتعاشات سلولهای عصبی،احساس و انگیزه ای را تقویت و یا منتقل می سازد.
بطور کلی موسیقی از طریق تحریک تخیل و تداعی و تهیج عواطف در

روحیه شنونده اثر می گذارد.وقتی یک قطعه موسیقی را تجزیه و تحلیل می کنیم به اجزا و ارکانی می رسیم که هر کدام به نوعی در تاثیر گذاری نقش دارند.


ریتم و ملودی دو رکن اساسی موسیقی می باشند. ریتم در موسیقی به صورت ضرب آهنگهای منظمی احساس می شود.با موسیقی می توان ریتمهای متنوعی را بوجود آورد وانرژیهای مختلفی را در شنونده تحریک کرد.

از فعالیتهای ریتمیک در تحریک بسیاری از قوای حسی و حرکتی و کاهش و افزایش انرژی اشخاص استفاده می شود. کار اصلی ریتم،تحریک و تهییج احساسات است که انرژی روانی را تولید می کند وانرژی این تحریک با کمک ملودی به جریان می افتد.


ملودی در ایجاد نوع احساس و ریتم در شدت و سرعت و یا سستی و رخوت آن نقش موثری دارد.ریتم و ملودی از هم جدا نیستند.ریتم ضربان و نظم هر آهنگ و ملودی محتوا و خود آهنگ است که از ترکیب اصوات به وجود می آید.

هر ملودی بر حسب ترکیب اصوات و فواصل موجود در آن احساسات خاصی را به شنونده منتقل می سازد.برخی از ملودی های غمگین و حزین،برخی ملایم و آرام بخش،تعدادی هیجانی و بی قرار و بعضیشاد و فرحبخش هستند که این احساسات بستگی به فواصل فیزیکی و ترکیب اصوات دارد.


بطور کلی اگر فواصلی که در اهنگ به کار می رود بزرگ باشد و ترکیب اصوات با پرش توام گرددانبساط و نشاط بیشتری را القاء می کند و اگر فواصل بزرگ توام با ریتم تند باشد شدت نشاط بیشتر می گردد.

به حدی که به قسمت نا آرامی و بی تابی سوق می یابد.اگر فواصل آهنگ کوتاه و فشرده و ریتم کند باشد،احساسات کند و گرفته تر خواهد بود. این مسئله به طول موج اصوات و تاثیر آن بر واسطه های شیمیایی مغز بستگی دارد. چنتنچه ریتم با حال شنونده هماهنگ باشد انرژی روانی و احساسی بهتر تحریک می شود و ملودی بهتر به جریان می افتد.


طبقه بندی تمهای موسیقی:

تمهای موسیقی به پنج دسته تمهای شیدایی،حزین،هیجانی ،شاد و فرحبخش و آرامبخش تقسیم می شوند.


تمهای شیدایی:
واژه شیدا در روانشناسی معرف سرخوشی و شور و نشاط بیش از حد است.سر خوشی،هیجان بخشی احساس مدهوشی از خصوصیلت تمهای شیدایی است.جنبه مدهوشی و جذبه آن آرامبخش افراد بی قرار و شیداست.

بعضی از چهار مضرابها و ضربیهای موسیقی ایرانی استعداد القاء چنین حالتی را به خوبی دارا هستند.افراد مستعد با شنیدن چنین تمهایی احساس سر خوشی و وجد می یابند.شیدا صفتان اغلب با سیر در این تمها احساس نشاط ، تخیل و حالت جذبه پیدا می کنند.از تمهای شیدایی می توان برای تحریک خلق های خموده استفاده کرد.


تمهای حزین:
لحن تمهای حزین غم انگیز است و شکوه و شکایت دارد و در شنونده احشاش ناکامی را تداعی می کند. این تمها بر انتقال دهنده های عصبیافراد مستعد تاثیر میکند و باعث کاهش ترشح واسطه های شیمیایی در مغز شده که در نتیجه ء انباشته شدن این عناصر حیاتی،حزن و اندوه احساس می گردد.
ارتعاشات این تم اغلب تداعی کننده خاطراتی از ناملایمات گذشته است.ملودیهایی که فواصل فشرده و نزدیک به هم و ریتم کند دارند،حزن را بهتر منتقل می سازند.تمهای حزین درحالت ملایم درد را تسکین می بخشند و در ایام سوگ و فراق تحمل تالمات را آسان تر می سازند.احساس ناکامی را تعدیل و غربت و تنهایی را از دل بیرون می کنند و انرژی و هیجان خون را تخلیه می سازند.

استفاده بیش از حد از این تم باعث رکود و کاهش انرژی شده و روحیه را خسته و حزین می سازد.بسیاری از نغمات حزین موسیقی مشرق زمین حاصل همدردی با با وقایع دشوار و گرفتاریهای اجتماعی مردم بوده و این قطعات تا حدودی تالمات مردم را تسکین داده است.


تمهای هیجانی:
هیجان،واکنش انفعالی،شدید و فوری است که غالبا با تظاهرات بارز اعصاب خودکار و واکنشهای فیزیولوژیک توام است و میل به جنبش و حرکت را به وجود می آورد.از تمهای هیجانی می توان با ایجاد انرژی روانی،رغبت و انگیزه در کاهش حالات افسردگی و غمگینی بهره جست.

بعضی از سازندگان موسیقی از این گونه برای تحریک و تحرک بدنی سود می جویندکه مورد استقبال جوانان نیز قرار می گیرد.بسیاری از این تمها ملودی های زیبایی دارند که اگر با متانت ارائه شوند و ارکستراسیون (ساز آرائی) مناسبی پیدا نمایند اثرات ارزنده ای خواهند داشت.


تمهای شاد و فرحبخش:

تمهایی هستند که شادمانی و نشاط را توام با آرامش و متانت منتقل می سازند.این تمها باعث انبساط خاطر و سرزندگی می شوند.تمهای فرحبخش احساس سرزندگی و شادمانی را برای کار و فعالیت افزایش می دهند.برای تقویت روحیه افراد یک اجتماع و سرزندگی و نشاط آنها مخصوصا کودکان و نوجوانان تمهای شاد و فرحبخش بسیار مفید و سازنده هستند.


تمهای آرامبخش:
تمهای مطبوعی هستند که نه تحریک کننده ،نه غم انگیز،نه هیجانی و نه وجد آورند.متن ملایم و یکنواخت ارتعاشات آنها احساس آرامش را منتقل می کند.تمهای آرامبخش به خاطر ریتم ملایم در فواصل وسیع و ارتعاشات موافق آن با استعداد مغز باعث احساس ملایمت و آرامش می شود.

استفاده از این تمها برای آرامش و تمرکز،بسیار مناسب است.این تمها توازن عواطف،تعادل تخیل و وحدت فرآیندهای ذهنی را تقویت می کنند و از آنها می توان در کاهش بسیاری از تنش ها استفاده کرد. موسیقی همچون دارو هر حالت روانی دارای ارتعاشات موجی خاصی است که بر حسب میزان و شدت آن احساس به وجود می آید.اصوات موسیقی می توانند ارتعاشات متنوعی ایجاد کنند و بر ترشحات و ارتعاشات سلولهای عصبی تاثیر بگذارند.


همانطور که در تاثیر دارو و میزان و ترکیب عناصر اهمیت دارد، در موسیقی نیز نوع ارتعاش و میزان آن در تناسب با حالات روانی مطرح است.با پیشرفت بشر در علوم پزشکی و کامپیوتر ، تاثیر ارتعاش موسیقی بر بدن و سلولهای مغز قابل بررسی است.بررسی تغییرات حاصله کمک می کندتا ملودیهای خاص برای ایجاد احساسات مختلف پیش بینی شود.


وبلاگ prosound.blogfa.com



پزشکی موسیقی

دکتر آلبرشت لامه۱، ویولونیست و پزشک ارتوپد، سال ۱۹۹۶ انستیتو فیزیولوژی حرکت را در مونیخ تأسیس نمود. او در دانشکده موسیقی و تئاتر مونیخ و کنسرواتوار موتزارتئوم زالتسبورگ فیزیولوژی و پزشکی موسیقی تدریس می‌کند.
گفت‌وگوی زیر را که در مجلة "Arzte Woche” به چاپ رسیده است، ونتسل مولر۲ در ارتباط با بیماریهای نوازندگان با او انجام داده است.
▪ مولر ـ آیا این رشته که به بیماریهای شغلی نوازندگان می‌پردازد مبحث جدیدی در علم پزشکی است؟
ـ لامه ـ بله این رشته نسبتاً جدید است. اولین‌بار بیست سال قبل جولیوس فلش۳، روان‌درمانگر و برادر کارل فلش۴، موزیسین معروف، در وین بیماریهای نوازندگان به‌ویژه مسائل روان‌شناختی آنها را مورد بررسی و مطالعه قرار داد. کورت زینگر۵ روان‌پزشک آلمانی نیز مشکلات نورالژی موزیسینها را تجزیه و تحلیل نمود. پس از آن تا زمانی که کلاوس شنورنبرگر۶، نوازنده ویولا و متخصص معروف طب سوزنی در فرایبورگ دوباره به این موضوع پرداخت وقفه‌ای طولانی ایجاد شد. از سال ۱۹۹۳ هرساله کنگره پزشکی بیماریهای موزیسینها برگزار می‌شود.
▪ اما این رشته مانند پزشکی ورزشی هنوز آن‌چنان فراگیر و شناخته شده نیست؟
ـ این مسئله ناشی از پیچیدگی و دشواری این رشته نیست. یک ارتوپد که به بیماریهای ورزشکاران می‌پردازد به‌عنوان مثال بدون اینکه فوتبالیست باشد می‌تواند فوتبالیستی را درمان کند اما برای درمان یک نوازنده حرفه‌ای بهتر است پزشکی که ارتوپد، جراح دست و یا روان‌پزشک است خود نوازنده باشد.
▪ شما خودتان چگونه با این رشته آشنا شدید؟
ـ من ویولون می‌نواختم و پس از پایان دبیرستان در امتحان ورودی مدرسه عالی موسیقی پذیرفته شدم. پس از آن در رشته پزشکی نیز به تحصیل پرداختم. در دانشکده موسیقی یکی از دانشجویان مشکلاتی همچون درد و التهاب مفاصل داشت از آن زمان به تحقیق و مطالعه در مورد بیماریهای موزیسینها علاقمند شدم.
▪ کدام‌یک از موزیسینهای معروف به بیماریهایی که با نواختن ساز مرتبط می‌باشد مبتلا شده‌‌اند؟
ـ من به خاطر وظیفه رازداری که در حرفه پزشکی وجود دارد نمی‌توانم نوازندگان معروفی را که خودم تاکنون معالجه کرده‌ام نام ببرم. اما موزیسینهایی هستند که بیماری آنان جزء اسرار نیست به‌عنوان مثال لئون فلایشر۷، نوازنده آمریکایی پیانو، سالها به‌خاطر گرفتگی عضلات دستش قادر به نوازندگی نبود و یا کلآدیو آبادو۸، رهبر ارکستر، در ناحیه شانه‌اش درد و ناراحتی داشت، روبرت شومان۹ نیز دچار گرفتگی عضلات بود و زودتر از معمول نوازندگی حرفه‌ای را کنار گذاشت.
▪ اما از طرف دیگر نوازندگانی را می‌بینیم که در سنین بالا مهارت و توانایی خود را از دست نداده‌اند؟
ـ بله به‌عنوان مثال آرتور روبینشتاین۱۰، تا ۹۰ سالگی با قامتی راست در کمال آرامش پیانو می‌نواخت. در برخی از کتابهای آموزشی حالت بدن او هنگام نواختن ساز به‌عنوان الگو ذکر می‌شود.
ناتان میلشتاین۱۱، نیز برخلاف بسیاری از نوازندگان ویولن در سن بالا حتی در ارتفاعات هم که به‌دلیل کاهش فشار هوا و کم شدن تراکم مولکولهای هوا در ایجاد صوت که ناشی از ارتعاش این مولکولهاست تغییراتی ایجاد می‌شود، قادر به تشخیص دقیق فرکانسها بود و سازش را به‌دقت کوک می‌کرد.
▪ نوازندگان ارکستر چگونه می‌توانند از بروز کم‌شنوایی که یکی از بیماریهای شناخته شده بسیاری از نوازندگان حرفه‌ای است جلوگیری نمایند؟
ـ برخی معتقدند نوازندگان هنگام اجرا باید وسایل مخصوصی جهت محافظت از گوش به‌کار برند. اما به‌نظر من این روش درستی نیست. مسلماً نوازنده گاهی هنگام اجرای قطعاتی که ترومبون بسیار بلند می‌نوازد می‌تواند از این وسایل استفاده کند.
اما اگر دائماً در همه تمرینات و اجراها این محافظها را به‌کار‌ برد دیگر از موسیقی چیزی باقی نمی‌ماند. تنها شدت صدا مطرح نیست بلکه باید بررسی کرد گوش نوازنده چه مدت تحت فشار است و اینکه آیا فرصتی برای استراحت دارد.
▪ شما از بیست سال قبل تاکنون در زمینه پزشکی موسیقی فعالیت می‌کنید و بنا بر تجربیاتتان ۷۰ تا ۷۵ درصد بیماریها مربوط به ناراحتیهایی در اندامهای حرکتی نوازندگان است. فکر می‌کنید علت چیست و چه اشتباهاتی منجر به بروز این دردها می‌شود؟
ـ همیشه در سخنرانیهایم به این نکته اشاره می‌کنم که هر ناراحتی و مشکلی که در وضعیت سلامت نوازنده ایجاد می‌شود ناشی از انجام یک اشتباه است.
همچنین شیوه آموزش سنتی که بر تمرین بسیار تأکید می‌کند نیز در پیدایش این ناراحتیها مؤثر است.
نکته بسیار مهم دیگری که متأسفانه مورد توجه قرار نمی‌گیرد این است که معلم به‌خصوص هنگامی که ساختمان بدنی متفاوتی با هنرجو دارد باید به او آزادی عمل دهد. هنرجو باید با ساز به‌عنوان یک دوست آشنا شده، خود در نوازندگی پیشرفت کند.
▪ آیا نواختن هر ساز شرایط فیزیکی خاصی می‌طلبد؟
ـ بله قبل از شروع نوازندگی ویژگیهای جسمانی هر فرد باید مورد معاینه دقیق قرار گیرد. بسیاری از نوازندگان ضعفهای جسمانی بسیاری دارند که وجود این ضعفها در کنار نوازندگی به افزایش درد و ناراحتی منجر می‌شود. ارتوپد با بررسی و جمع‌آوری اطلاعاتی از استاتیک بدن، چگونگی مفاصل و میزان مقاومت آنها و قدرت دست هر فرد می‌تواند ساز مشخصی را به او توصیه نماید. با وجود همه این اقدامات پیشگیرانه اگر کودکی بخواهد حتما ویولن بنوازد و فاقد شرایط فیزیکی لازم برای نواختن این ساز باشد باید به خواست او احترام گذاشت. هدف از یادگیری ساز نیز بسیار مهم است. کسی که می‌خواهد نوازنده‌ای حرفه‌ای شود باید از پنج یا شش سالگی شروع به فراگیری ساز نماید و روزانه یک تا دو ساعت تمرین کند.
▪ چه شرایط جسمانی بازدارنده‌ای برای نواختن ویولن وجود دارد؟
ـ کسی که گردن و دستان بسیار بلندی دارد و یا انگشت کوچک دستش بسیار کوتاه است شرایط لازم برای نواختن ویولن را دارا نیست.
▪ قدرت اراده نوازنده تا چه حد می‌تواند کاستیهای بدن او را جبران نماید؟
ـ مطمئناً راههایی برای جبران این ضعفها وجود دارد. اما در درازمدت بالاخره این سیستم درهم می‌شکند.
یک نوازنده حرفه‌ای که بیش از چندین دهه بدون در نظر گرفتن ضعفهای جسمانی‌اش ساز می‌نوازد سرانجام دچار درد و ناراحتی می‌شود و زودتر از معمول نوازندگی حرفه‌ای را کنار می‌گذارد افراد کمی قادرند مدت زمانی طولانی با هیجان و تنشی غیرقابل تصور و تحرک و فعالیت بسیار زیاد عضلاتشان کار کنند.
▪ انجام چه ورزشهایی را برای تقویت عضلات و ایجاد تعادل در بدن به نوازندگان توصیه می‌کنید؟
ـ ورزش شنا برای نوازندگان البته غیر از کسانی که دردهایی در ناحیه شانه و یا مشکلاتی در حرکت مچ دارند عالیست.
همچنین سوارکاری برای تقویت عضلات پشت و شمشیربازی به‌دلیل اینکه تواناییهای خاصی مانند واکنشهای بسیار سریع را می‌طلبد برای نوازندگان مناسب است.
برعکس ورزشهایی مانند تنیس و اسکواش که مستلزم به‌کارگیری نیروی بسیار زیادی در بازوهاست برای نوازندگان مناسب نیست.
اگر شما دو ساعت تنیس بازی کنید سپس ویولن بنوازید متوجه لرزش آرشه می‌شوید بعد از بازی تنیس بدن برای انجام حرکات ظریف به سه تا چهار ساعت استراحت نیاز دارد.
▪ به نوازندگانی که برای درمان به شما مراجعه می‌کنند چگونه کمک می‌کنید؟
ـ نوازندگان اغلب به‌دنبال راه‌حلی معجزه‌آسا هستند که همه مشکلاتشان را یکباره برطرف کند. اما من برای تشخیص که متأسفانه امروزه در علم پزشکی به قدر کافی مورد توجه قرار نمی‌گیرد اهمیت بسیاری قائلم. ابتدا باید بدانم روند حرکت و حالت بدن نوازنده هنگام نوازندگی و انعطاف‌پذیری بدن او چگونه است همچنین با طرح سؤالاتی مانند اینکه نوازنده چه مدت و چند ساعت در روز ساز می‌زند، چه آثاری را می‌نوازد و آیا با نواختن آثار خاصی درد و ناراحتی‌اش بیشتر می‌شود، و اینکه تاکنون معلم و تکنیک خود را تغییر داده است، فعالیتهای موسیقایی او را به‌دقت بررسی می‌کنم. با کنار هم قرار دادن این اطلاعات می‌توانم بگویم که بیمار باتوجه به یافته‌های پاتولوژی موجود به درمان نیاز دارد یا بهتر است روشهایی همچون تکنیک الکساندر۱۲ را در مورد او به‌کار گرفت.
▪ برای شما تجویز دارو در چه جایگاهی قرار دارد؟
ـ تجویز دارو باید در آخرین مرحله از درمان مدنظر قرار گیرد. گاهی برای برطرف نمودن لرزشهای بدن نوازنده می‌توان مشتقاتی از بتابلاکرها۱۳ تجویز نمود.
اما اثرات جانبی داروها که اغلب به کاهش قدرت تمرکز نوازنده می‌انجامند را نباید نادیده گرفت.
▪ در مبحث موسیقی درمانی موسیقی در بهبود بیماریها و تسکین دردها بسیار اثرگذار است....
ـ در اصل باید گفت چون یک نوازنده در حالتی قرار دارد که به‌نوعی دائماً به درمان خود می‌پردازد نباید بیمار شود اما این‌گونه نیست. یک نوازنده ارکستر به دیگر نوازندگان و رهبر که سرعت و چگونگی اجرای قطعات را تعیین می‌کند وابسته است و فشار روانی بسیاری را متحمل می‌شود. نوازندگی حرفه‌ای صددرصد توانایی و انرژی شخص را به‌کار می‌گیرد.
برای کاهش درد و ناراحتی نوازندگان چه تغییراتی می‌توان در ساختمان سازها انجام داد.
من در این مورد بسیار محافظه‌کار هستم. تاکنون تلاشهایی برای اصلاح و تغییر شکل سازها انجام گرفته است اما من معتقدم سازها را باید همان‌گونه که هستند باقی گذاشت. تنها در زمینه وسایل جانبی سازها می‌توان کارهایی انجام داد.
مترجم: شقایق پژهانفر
پی‌نوشت:
۱)Albrecht Lahme
۲) Wenzel Muller
۳) Julius Flesch
۴) Carl Flesch
۵) Kurt Singer
۶) Claus Schnorren Berger
۷) Leon Fleischer
۸) Claudio Abbado
۹) Robert Schumann
۱۰) Arthur Rubinstein
۱۱) Nathan Milstein
۱۲) تکنیکی که به‌وسیله (م ۱۹۵۵ ـ ۱۸۶۹) Frederik Matthias Alexander پایه‌گذاری شد و برای تغییر الگوی حرکتی و رفتاری افراد به‌کار گرفته می‌شود.
۱۳) داروهایی که تأثیر آدرنالین بر قلب و گردش خون را خنثی می‌کنند و با از کار انداختن بخشی از دستگاه عصبی خودمختار نشانه‌های اضطراب مانند تپش قلب، عرق کردن و رعشه را از بین می‌برند.
سورۀ مهر

نقش موسيقي در سلامت جسم و روان

 

بر اساس يافته‌هاي پژوهشگران برزيلي، گوش كردن به آثار «موتزارت» باعث مي‌شود كه واكنش بيماران در حين انجام يك‌ آزمايش خاص چشم‌پزشكي، قابل اعتمادتر باشد.محققان برزيلي، از سي بيمار كه چشم آن‌ها به بيماري گلوكوم يا آب سياه مبتلا بوده است، خواستند تا پيش از انجام اين آزمايش، 10 دقيقه به سونات پيانوي موتزارت گوش كنند.

در همين حال سي بيمار ديگر در سكوت، منتظر انجام اين آزمايش بودند. اين تحقيق، كه نتيجه آن در مجله چشم‌پزشكي بريتانيا چاپ شده است، حاكي است كه گوش كردن به اين موسيقي، باعث شد كه بيماران گلوكومي با دقت بيشتري در اين آزمايش شركت كنند. آزمايش «توانايي خودكار چشم در تحليل تصاوير محيطي»، معمولاً در بيماران گلوكومي، روشي قابل اعتماد نيست، چون نتايج آن به دقت بيمار در انجام اين آزمايش بستگي
دارد، اما بر اساس نتايج اين تحقيق، دقت بيماران پس از شنيدن يكي از آثار موتزارت، بهبود مي‌يابد.
بسياري از اين اخبار را روزانه از سراسر جهان مي‌شنويم كه موسيقي چه آثار مثبتي بر روح و روان انسان، نباتات، حيوانات و… دارد. موسيقي و موسيقي‌دانان در دنياي امروز رهرواني مناسب براي بهداشت رواني جامعه‌اند.

درمان با موسيقي گانداروا ـ نواهايي براي ايجاد تعادل در طبيعت

در چند سال اخير، آيورودا نخستين روش درماني پيشرفته بر اساس موسيقي را ارائه كرده است. بيماران در كلينيك‌هاي ما، هر روز به مدت كوتاهي به نواي موسيقي گانداروا ودا ـ شاخه‌اي از ادبيات گستردة ودايي كه به «دانش الحان موسيقي» معروف است ـ گوش فرا مي‌دهند. موسيقي گانداروا قرن‌ها پيش در هند باستان پا گرفت و امروزه هنوز قواعد آن، پايه و اساسي براي راگاهاي زيبا و طولاني است كه نوازندگان هندي آن‌ها را مي‌نوازند.
گانداروا ودا حاوي چندين تكنيك بسيار پيچيده است كه براي تغيير فيزيولوژي بدن به كار مي‌رود. موسيقي چيزي فراتر از نوايي «آرامش‌بخش» يا «مهي‍ّج» است. راستي چرا به آن گوش مي‌دهيم؟ البته به خاطر لذت، اما همه لذت‌ها به گونه‌اي بدن را تغيير مي‌دهند. معمولاً بعد از گوش كردن موسيقي باخ يا موتزارت، فشار خون خود را اندازه‌ نمي‌گيريم كه ببينيم چقدر بر ما تأثير گذاشته است ولي اگر بخواهيم فشار خون خود را پايين بياوريم آواي موسيقي كلاسيك ملايم و آهسته، داروي بسيار مؤثري است.

موسيقي به عنوان دارو

اين حقيقت كه موسيقي مي‌تواند نوعي شيوة درمان باشد نخستين بار در دهلي نو در كنفرانسي كه راجع به موارد استفاده كلينيك موسيقي گانداروا براي پزشكان تشكيل شده بود به ذهنم خطور كرد. در طي كنفرانس، يك خانم پزشك آيورودايي پشت تريبون رفت و اعلام كرد به جاي صحبت راجع به موسيقي گانداروا، ترجيح مي‌دهد نحوة عملكرد آن را به حض‍ّار نشان دهد.
بر اين اساس از ما خواست كه براي چند دقيقه به آوايي كه به ويژه متعادل‌كنندة واتا بود گوش كنيم. زماني كه با آوايي تپنده و غريب شروع به خواندن ترانه‌اي دل‌فريب كرد چشمان خود را بستيم. سپس درخواست كرد هر كس نبض شخص كنارش را بگيرد. وقتي چنين كرديم متوجه شديم كه كاهش چشمگيري در ضربان نبض همه به وجود آمده است. بعد اقدام به خواندن آوازي كه ريتم تندتري داشت كرد. مجدداً براي چند دقيقه به آن گوش سپرديم و متعاقب آن نبض يكديگر را گرفتيم. ميزان نبض هر يك از ما بيشتر از حد نرمال، كه هفتاد تا هشتاد بار در دقيقه است، بود. در حقيقت، نواي موسيقي بدن ما را ماهرانه به سويي كه آن دكتر خواسته بود رهنمون ساخته بود. اين تكنيك اساسي، به همراه ده‌ها تكنيك متنوع ديگر كه منطبق با بخش‌هاي مختلف بدن هستند، دانش پزشكي گانداروا ودا را تشكيل مي‌دهند. زيربناي دانش موسيقي‌درماني، اين فرضيه است كه اصوات
موزون همان ارتعاشاتي هستند كه دوشاها را به حال تعادل در مي‌آورند.

دوشاها علاوه بر مزه‌ها، رنگ‌ها و بوها با برخي آهنگ‌هاي معين متعادل مي‌شوند و با برخي ديگر آشفته گشته و از حالت تعادل خارج مي‌گردند. نواختنِ تند يا كندِ موسيقي، تنظيم و كوك ابزار موسيقي به طريق بم يا زير و نحوة تنظيم الگوهاي موزون موسيقي، همگي تكنيك‌هايي براي تغيير واكنش شنونده هستند. متون گانداروا حاوي راگاهايي هستند كه براي اوقات مختلف صبح و ظهر و شب مناسب مي‌باشند. براي مثال، هنگامي كه واتا بر اثر مشغلة كار در ساعت چهار بعد از ظهر به اوج مي‌رسد موسيقي مي‌تواند فشار كار را كاهش داده و ما را به وضع آرام‌تري سوق دهد.
نقل شده است كه اگر آهنگ‌هاي گانداروا به طور صحيح نواخته شد تأثيرات كيهاني بر جاي مي‌گذارد. بدن انسان به تغييراتي كه بازتاب ريتم‌هاي متغير طبيعت هستند واكنش نشان مي‌دهد. تن‌ها نبض شما نيست كه به هنگام شب آرام مي‌گيرد بلكه همه گياهان و جانوران نيز در انطباق با چرخه‌هاي شبانة خود واكنش نشان مي‌دهند. موسيقي گانداروا همه‌ آن ارتعاشات اساسي را كه از طريق طبيعت در هر لحظه به تپش در مي‌آيند در بر مي‌گيرند.

كاربرد موسيقي گانداروا

گانداروادرماني، بخش لاينفكي از برنامة درماني بيماران بستري در كلينيك ما مي‌باشد. براي استفاده خانگي از آن مي‌توان نوار كاست‌ها يا ديسك‌هاي فشردة موسيقي گانداروا را از طريق پست سفارش داد و در تمام مدت روز، هر سه ساعت به يكي از آن‌ها گوش داد. هر بخش سه ساعته را «ساندهيا» مي‌نامند و در هر يك از اين ساندهياها بايد به آهنگ خاصي گوش فرا داد. ساندهياها مثل نقاط قطب‌نما به يكديگر وصل مي‌شوند:
چهار ساندهياي اصلي كه در تصوير به صورت طلوع آفتاب، ظهر، غروب و نيمه‌شب نشان داده شده‌اند نقاط عمده تغيير در چرخة روزانه هستند و تغيير و تحولاتي را كه در اين مقاطع زماني در ريتم‌هاي طبيعت رخ مي‌دهند منعكس مي‌كنند. چهار نقطة ديگرِ تغيير ريتم وجود دارد كه عبارت‌اند از: نيمة بامداد، شب و قبل از سحر. بدين ترتيب مقاطع سه ساعته از اين قرارند:

اين مقاطع زماني تقريبي هستند و بايد به تناسب فصول سال تغيير يابند. قاعده كلي آن است كه هنگام طلوع آفتاب، آغاز نخستين ساندهيا مي‌باشد.
درست مثل تغيير فصول سال كه دوشاهاي شما را در مقابل عدم تعادل آسيب‌پذير مي‌كند (و موجب سرماخوردگي‌هاي بهاره و حساسيت‌هاي اواخر تابستان مي‌شود) بدن شما نيز به مقاطع تغيير ريتم روزانه حساس است. همه عملكردهاي بدن در ساعات معيني از روز داراي اوج و در مواقع ديگر داراي افول هستند. موسيقي گانداروا همه اين فراز و فرودها را به جريان مستمر واحدي در انجام فعاليت تبديل كرده و نوسانات و ناهمواري‌ها را حذف مي‌نمايد. اگر سعي داريد بخوابيد اما نمي‌توانيد، به خاطر آن است كه ذهنتان هنوز درگير كارهاي نيمه‌تمام روز است. در اينجا از فقدان يك تغيير حالت آرام رنج مي‌بريد و گانداروا مي‌تواند آن را براي شما فراهم آورد.
ده دقيقه گوش فرا سپردن به موسيقي گانداروا در مواقع زير مي‌تواند بسيار مفيد باشد


 به عنوان بيداركننده‌اي آرام در هنگام صبح.
 بعد از صرف غذا، براي آرام كردن عمل هضم.
 به عنوان وسيله‌اي براي به خواب رفتن، درست قبل از خواب.
 در دوران نقاهت پس از بيماري.

در مواقع گوش كردن به موسيقي بهتر است آرام بنشينيد و چشم‌هايتان را ببنديد. بگذاريد توجهتان به آرامي معطوف آهنگ شود. اگر حواستان پرت شد آن را دوباره به آرامي به روي موسيقي تمركز دهيد. وقتي كه آمادة بيدار شدن از خواب هستيد ضبط صوت را خاموش كنيد و يكي دو دقيقه در سكوت بنشينيد.

اگر سعي داريد وزن خود را كم كنيد قبل از هر وعده غذا پنج دقيقه به موسيقي گانداروا گوش كنيد. اين كار باعث هشياري‌تان مي‌شود و به شما كمك مي‌كند تا بفهميد واقعاً چقدر گرسنه هستيد. اين موسيقي همچنين مي‌تواند در موقعي كه بر اثر اختلال واتا دچار نگراني و اضطراب هستيد مفيد واقع شود. تمركز آرام و ملايم بر موسيقي موجب آرامش و تسكين اين دوشا مي‌گردد.
بر پاية اعتقادي سنتي گفته مي‌شود كه پخش موسيقي گانداروا، هنگامي كه حتي در اتاق حضور نداريد سودمند است. اثر متعادل‌كنندة راگاها بدون حضور شخص نيز وجود دارد ولي تأثيرش بدان حدي نيست كه شخص حضور داشته و به آن گوش مي‌دهد. اگرچه اين تأثير از ديدگاه غرب غير قابل توضيح است ولي هر كس كه در خانه‌اي قدم گذاشته باشد به طريقي مي‌فهمد كه در آنجا مردمي شاد زيسته‌اند يا غمگين. گانداروا با ظرافتي خاص، فضا را با ارتعاشات شاد انباشته مي‌سازد. براي امتحان مي‌توانيد اين موسيقي را براي چند روز متوالي بي‌وقفه در خانه خود پخش كنيد و هنگامي كه به خانه برگشتيد خود تأثير آرامش ‌بخش و هماهنگ‌كننده آن را دريابيد.
از آنجا كه راگاها بر پايه موسيقي غرب استوار نگشته‌‌اند نوع سازها و اصوات آن‌ها براي گوش ما نا‌آشنا و غريب جلوه مي‌كنند. بعضي از افراد اين آهنگ‌ها را زيبا مي‌يابند و برخي ديگر به تدريج به آن‌ها خو مي‌گيرند. ولي اثر اين موسيقي را بايد از جنبة تأثير آن بر بدن مورد قضاوت قرار دارد. اگر با شنيدن آن احساس شادابي، سبكي و هشياري مي‌كنيد پس موسيقي كار خود را كرده است.
چگونه گانداروا درماني را ياد بگيريم
براي استفاده از موسيقي گانداروا به عنوان نوعي شيوة درمان خانگي كافي‌ است نوارها و ديسك‌هاي فشرده آن را توسط پست به آدرسي كه در انتهاي كتاب آمده است سفارش داده و آن‌ها را به وسيله دستگاه پخش صوت گوش كنيد. همچنين خود مي‌توانيد ياد بگيريد نوازندة گانداروا شويد. اين موسيقي در مدارس گانداروا ـ ودا كه در آمريكا، اروپا و هندوستان تأسيس شده‌اند توسط اساتيد مشهور موسيقي كلاسيك هند آموزش داده مي‌شوند. هنرآموزان، در هر سطحي از مهارت كه باشند ـ حتي مبتدي ـ مورد پذيرش قرار مي‌گيرند. علاوه بر سيتار و تابلا كه زهي و كوبه‌اي هستند مي‌توان فلوت هندي و نوعي سه‌تار به نام «وينا» را نيز در اين مدارس ياد گرفت. اين دو ساز بسيار قديمي اگر با صداي انسان همراه شود ناب‌ترين ابزار نواختن آهنگ‌هاي گانداروا محسوب مي‌گردند.

ديپك چوپرا / مترجم: حميدرضا بلوچ / حسن هندي‌زاده
منبع : ماهنامه موسیقی مقام

تأثیر موسیقى بر ذهن

استفاده از موسیقى از روشهاى بسیار مؤثر در افزایش سطح نبوغ، آگاهى و قدرت ذهنى است. موسیقى بر تفكر و نوع یادگیرى تأثیر فراوانى دارد به طوریكه متعاقب این تأثیر تغییرات محسوسى در زندگى افراد ایجاد مى شود . به طور حتم آشنایى با موسیقى در سنین پایین این تأثیرات را بیشتر مى كند و اصلى ترین بخش یادگیرى نیز در افراد به همان سالها بازمى گردد. این آموزش تأثیر فراوانى در مراحل بعدى زندگى دارد .
تاثیر موسیقی بر ذهن - academist.net
به طور كلى آسان ترین و اساسى ترین روش آموزش كودكان در تمامى فعالیتها، استفاده از موسیقى است . طى تحقیقاتى كه به روى ۱۰ كودك دو ساله در هنگام چیدن قطعات پازل انجام شده میزان دقت ، سرعت و توانایى آنها در هنگام بازى مورد بررسى قرار گرفت ، پس از آن این تعداد به دو گروه ۵ نفره تقسیم شدند ، گروهى از آنها روزانه به مدت ۳۰ دقیقه آموزش همراه با موسیقى و آواز داشته و گروه دیگر ۱۵ دقیقه در هفته آموزش موسیقى داشتند . پس از گذشت ۶ ماه تمام بچه هاى این گروه پیشرفت شایانى در چیدن قطعات پازل و سرعت انجام آن داشتند .

این تحقیق به روى مهندسین ، بازیكنان شطرنج و ریاضیدانان نیز انجام گرفت و نتایج این امر مكانى از میزان افزایش سرعت منطقى این گروه در یادگیرى عملكرد پاسخ دهى آنان بود.

همچنین بر اساس آزمایش دیگر به روى كودكانى كه سطح نمره آنها از استاندارد ملى كمتر بود با به كار گیرى موسیقى نمراتشان تقریباً دو برابر افزایش داشت. همراه كردن موسیقى با مهارتهاى منطقى و عقلانى مثل ریاضیات به افراد مى آموزد كه درتمام موارد به تقسیم بندى و دسته بندى منطقى موسیقى و ذهن توجه داشته باشند .

طى مطالعات هشت ماهه محقق دانشگاه كالیفرنیا «فرانس اچ» ۱۹ دانش آموز پیش دبستانى سه تا پنج ساله آوازهاى روزانه مى خواندند و ۱۵ دانش آموز بدون موسیقى مورد بررسى قرار گرفتند. اگر چه هنوز قطعیت تأثیر موسیقى بر ذهن افزایش سرعت و عملكرد آن مشخص نشده ولى در مجموع از تأثیر آن نیز نمى توان چشم پوشى كرد .

بر اساس گفته هاى یك موسیقیدان آلمانى موسیقى در درازمدت بر هوش ذاتى كودكان تأثیر داشته و به كار گیرى آن به طور قطع در آینده افراد در هنگام رویارویى منطقى با زندگى تأثیر مثبت نیز در بر خواهد داشت .
در نیویورك سیتى ، بر اساس برنامه اى به نام یادگیرى از طریق برنامه هاى هنرى توسعه یافته (LEAP) درصدد تثبیت تأثیر آن در بالا رفتن نمرات عمومى و كلى دانش آموزان هستند. به عنوان مثال همراهى موسیقى با ریاضیات چهار عمل اصلى و شمردن تأثیر فراوانى دربرداشت . این عمل همچنین در بالا بردن حس اعتماد و اطمینان دانش آموزان و انضباط خارجى نقش داشته كه یكى از دلایل آن تكرار بیشتر است .

در مجموع حس اعتماد به نفس و قدرت عمل یكى از نكات ضرورى در افراد بوده كه با این عمل قابل تقویت است.
«مرى جین كالت» مدیر اداره تحصیلات هنرى و فرهنگى مدارس نیویورك سیتى اظهار داشت كه : «آموزش اساسى موسیقى علاوه بر یادگیرى موسیقى در افزایش قدرت شنیدارى ، عمل كردن ، دیدن ، لمس كردن و حركت دانش آموزان نیز تأثیر بسزایى دارد . همچنین تعلیم مهارتهاى موسیقى باعث افزایش مهارتهاى قدرت درك تجزیه ، تحلیل و ارزیابى مى شود.

دلیل علاقه مندى دانش آموزان به موسیقى جذابیت و جدید بودن آن است ولى بزرگسالان ، نیاز به تحریك بیشترى در این مورد داشته و به سادگى آن را پذیرا نمى شوند، چرا كه این امر براى آنها فقط یك انتخاب است. با تلفیق موسیقى با زندگى روزمره، تأثیر فراوانى از آن به جا مى ماند. این مسأله همچنین در افراد بى علاقه به كارهاى گروهى نیز تأثیر مثبت دارد و فرصت گوش دادن و متعاقب آن در آنها ایجاد انگیزه مى كند.

چه بسا بسیارى از ما به تجربه دریافته ایم كه با شنیدن موسیقى كه در گذشته برایمان خوشایند بوده، انجام برخى كارهاى سخت سهل و آسان شده و در برخى شرایط برایمان منجر به ایجاد تفكر مثبت شده است.

اگر موسیقى را به عنوان ابزار تقویت ذهن در نظر بگیرید، نوع موسیقى در تأثیرگذارى آن نقش داشته و بهتر آن است كه از موسیقى هاى بدون كلام و مورد علاقه افراد استفاده شود و در صورت استفاده از موزیكهاى با كلام، ترجیحاً از موسیقى آرام كه منجر به آشفتگى ذهن نشود باید استفاده كرد. مورد بعدى توازن منطقى میان كلام و موسیقى متن است و بهتر است كه صداى آهنگ ها بلندتر از جملات نباشد. به طورى كه شنیدن كلام و عبارت با سختى همراه نباشد و ترجیحاً از موزیكهایى كه افراد راحت تر با آن ارتباط برقرار مى كنند، استفاده شود.

طى سالهاى گذشته تنوع خاصى از موسیقى ریلكسیشن مطرح شده كه متعاقب آن این سؤال به وجود آمد كه آیا ساختن موزیكى با هدف آرامش روحى مفید بوده و یا حتى بدون آن نیز مى توان به آرامش رسید؟ براساس مطالعات روشن شد كه تمام روشها براى آرامش مفید واقع شده ولى این نوع خاص از موسیقى تأثیر بیشترى دربردارد. همچنین استفاده از موسیقى بر دانش آموزان مردودى یا آن دسته از دانش آموزانى كه در خطر عدم یادگیرى هستند، مثمرثمر واقع مى گردد. دانش آموزان تحت خطر گروهى هستند فاقد قدرت تخیل، عدم اعتمادبه نفس و نداشتن تفكرات و احساسات اجتماعى و خصوصى و عملكرد آنها پایین تر از استانداردهاى آموزشى است. بررسى بیشتر این گروه نشان مى دهد كه این گروه به یك گروه حمایتى با عملكردهاى اجتماعى و یا روشهاى یادگیرى متغایر با روشهاى تعلیمى، نیاز به ترغیب بیشترى دارند.

در مجموع كلیه افراد به دو گروه تقسیم مى شوند: گروه اول قادر به یادگیرى نبوده و گروه دوم علاقه اى به یادگیرى ندارند كه بیشتر افراد به گروه دوم تعلق دارند كه یكى از دلایل اصلى این امر نداشتن انگیزه و علاقه مندى از طرف مدارس است. به طور كلى این افراد دچار نوعى انزجار از طرف مدارس و روشهاى قدیمى آن هستند و سخت ترین بخش آموزشى ایجاد علاقه مندى و انگیزه در این گروه تحت خطر است.

بیشتر مردم در محیط خارج از آموزشگاهها، علاقه خاصى به شنیدن موسیقى داشته و از شنیدن و یا حتى نواختن آن لذت مى برند. درمانگران نیز براى كمك به افراد معلول از آن استفاده مى كنند. عضویت در گروه كر، اركستر و تیمهاى موسیقى به ایجاد ارتباط با افراد و كار گروهى كمك كرده و باعث بالا رفتن میزان كارایى افراد مى شود.

طى مطالعات مركز نروبیلولوژى دانشگاه كالیفرنیا، ۳۶ دانشجوى دانشگاه ده دقیقه به یكى از سه موسیقى انتخابى گوش نموده كه شامل موزیك ریلكسیشن، بدون كلام و یكى از قطعات موزارت بود و پس از پایان تحقیقات مشخص شد كه میزان نمرات ضریب هوشى بین موزیك ریلكسیشن و بدون كلام یكسان بوده ولى پس از شنیدن قطعه موزارت، نمرات ۸ الى ۹ برابر افزایش داشت.

پس از چندى محقق دیگرى به نام «كریستین لوتیر» بیان داشت كه نتیجه گیرى براساس موسیقى كاملاً غیرمنطقى و نادرست بوده و نبوغ امرى ذاتى و غیرقابل آموزش است. او توضیح داد كه این تحقیقات تنها حدس و گمان بوده و هیچ ثبات واقعى ندارد و براى اثبات آن نیاز به تحقیق و تفحص بیشترى داشت. ولى با وجود این مخالفان، بیشتر محققان اذهان داشته كه رابطه روشن و دقیقى بین موسیقى، تفكر و تعقل ناشى از آن و میزان ضریب هوشى وجود دارد.

اگرچه موسیقى ایجاد حافظه نمى كند ولى تأثیر فراوانى در بالا بردن آن دارد و مهمترین تأثیر آن، تأثیر مثبت و منفى آن بر مغز است كه نمى توان از آن چشم پوشى نمود. با گوش دادن به موسیقى حالات درونى افراد قابل تغییر بوده كه البته میزان تغییرپذیرى آن نسبت به شناخت و درك موسیقى افراد بستگى دارد. هرچه میزان شناخت موسیقى در افراد بالا بوده، میزان لذت تأثیرپذیرى ، تأثیرگذارى موسیقى نیز افزایش مى یابد.

با انجام تحقیقات بر روى اشخاصى كه دچار افسردگى بوده اند، روشن شد كه شنیدن موسیقى هاى خاص در بهبود افسردگى ها و ایجاد احساس خوشایندى، شادى، نشاط و روشنى مثمرثمر است.

متأسفانه در سالهاى اخیر نوع خاصى از موسیقى هاى سطحى و فاقد ارزشهاى هنرى تولید مى شود كه نه تنها تأثیر مثبت بر ذهن و روان نداشته بلكه تأثیرات منفى نیز دربردارد.

تاثیر موسیقی بر مغز

از ده سال پیش تاكنون گروههای تحقیقی متعددی در سراسر جهان تأثیر موسیقی بر مغز انسان را مورد بررسی قرار داده و با مقایسه مغز نوازندگان و افراد عادی به نتایج شگفتآوری دست یافتهاند. تغییرپذیری ساختار و شكل مغز كودكان و حتی بزرگسالان با كمك صوت و ریتم از مهمترین این یافته هاست.
تاثیر موسیقی بر مغز

البته نوع موسیقی در این مورد نقش بسیار مهمی دارد.موسیقی كلاسیك موجب برانگیختن و فعالیت همة قسمتهای مغز می‌شود درحالی‌كه موسیقی پاپ كمتر چنین تأثیری را داراست.

به ویژه در مغز نوازندگان حرفه‌ای به‌دلیل شروع زودهنگام و طولانی‌مدت فعالیتهای موسیقایی ویژگیهای آناتومی خاصی دیده می‌شود.

معاینات و بررسیهای متعدد(۱) از مغز نوازندگان حرفه‌ای نشان می‌دهد كه ماده خاكستری مخچه و ناحیه شنوایی مغز آنان نسبت به افراد غیر موزیسین بیشتر است.

در مغز نوازندگان سازهای زهی و پیانو هم بخشهایی كه مسئول كنترل حركات دست هستند ۴۰ درصد رشد بیشتری دارند. همچنین جسم پینه‌ای(۲) مغز نوازندگانی كه قبل از سن ۷ سالگی شروع به فراگیری ساز نموده‌اند بزرگ‌تر از سایرین است. از این رو بین دو نیم‌كره و بخشهای مختلف مغز آنان ارتباط و هماهنگی بیشتر و بهتری برقرار می‌شود.

هر یك از دو نیم‌كره مغز وظایف متفاوتی بر عهده دارد. نیم‌كره چپ مسئول تجزیه و تحلیل مسائل و مركز تعلیم است و نیم‌كره راست احساسات، تخیلات و قدرت ابتكار را هدایت می‌كند. برای استفاده از كل پتانسیل مغز می‌بایست هر دو نیم‌كره با هم هماهنگ باشند.

بر اساس تحقیقی(۳) كه توسط آلتن مولر(۴) از انستیتو پزشكی و فیزیولوژی موسیقی در هانوفر و مارك بانگرت(۵) از دانشكده پزشكی دانشگاه هاروارد انجام گرفته است، بخش شنوایی و بخشهای حركتی مغز نوازندگان پیانو كاملا‌ً با یكدیگر مرتبط‌اند به‌طوری‌كه تحریك یكی از این دو بخش موجب برانگیختن دیگری می‌شود.

اسكنهای متعدد و الكترو انسفا لوگرافی (EEG) از مغز نوازندگان حرفه‌ای پیانو نشان می‌دهد كه تنها حركت دست نوازنده بر روی كلاویه‌ها موجب فعال شدن ناحیه شنوایی مغز می‌گردد و بالعكس شنیدن قطعات موسیقی باعث تحریك قسمتهای حركتی می‌شود.

حتی انگشتان دست برخی از نوازندگان با شنیدن ملودیهای خاصی بی‌اراده حركت می‌كند. بین این دو ناحیه از مغز نوازندگان مبتدی هم در اولین جلسه و پس از ۱۰ دقیقه تمرین ارتباط موقتی ایجاد می‌شود كه با افزایش تعداد جلسات تثبیت می‌گردد.

البته هنوز به‌طور قطعی مشخص نیست كه آیا تمرینات موسیقی عامل ایجاد این ویژگیهاست و یا اینكه ساختار مغز نوازندگان از هنگام تولد با دیگران متفاوت است و این تفاوتها زمینه موفقیت آنان در موسیقی را فراهم می‌سازد.

تمرینات موسیقی همچون نیروی بازدارنده‌ای مانع از بین رفتن سلولهای عصبی در سنین بالا می‌شود. حتی اگر فردی تازه در سن ۸۵ سالگی شروع به فراگیری ساز نماید سلولهای مغز او ترمیم و بازسازی می‌شود و قدرت حافظه و استنتاجش افزایش می‌یابد.

در تحقیقی به منظور بررسی اثرات موسیقی بر مغز و رد این فرضیه كه نه موسیقی بلكه خانواده و محیط رشد كودك موجب افزایش كارآیی مغز و ضریب هوشی می‌شود، كودكانی از محلات فقیرنشین برلین و از خانواده‌هایی بدون پیشینه فرهنگی غنی مدت شش سال به طور منظم و مداوم در مدرسه تحت آموزش موسیقی قرار گرفتند. در لس‌آنجلس نیز در دانشگاه كالیفرنیا تحقیقی مشابه انجام گرفت.

نتایج هر دو بررسی تأثیر مثبت موسیقی بر مؤلفه‌های ضریب هوشی و قدرت تخیل فضایی‌ ـ زمانی انسان را تأیید نمود.

در آزمایشی دیگر در دانشگاه هنگ كنگ‌(۶)، ۴۵ نوازنده اركستر بین سنین ۶ تا ۱۵ سال از لحاظ قدرت حافظه و به یادسپاری كلمات مورد بررسی قرار گرفتند. محققین پی بردند كه كودكان نوازنده نسبت به هم‌سالان غیر نوازنده خود به مراتب لغات بیشتری را به خاطر می‌سپارند و هر قدر زمان عضویت آنان در اركستر بیشتر است در این زمینه موفق‌ترند.

پس از یك‌سال با انجام مجدد این آزمایش مشخص شد كه توانمندی حافظه كودكانی كه هنوز نوازنده اركستر هستند نسبت به سال گذشته افزایش یافته است درحالی‌كه حافظه كسانی كه از اركستر جدا شده‌اند در همان سطح باقی مانده است.

آموزش موسیقی و نوازندگی همچنین موجب افزایش پشتكار و قدرت تمركز شخص و پیگیری اهداف درازمدت می‌گردد. نوازندگی گروهی هم انعطاف‌پذیری، ثبات احساسی و افزایش قابلیتهای اجتماعی را به همراه دارد.

سال ۱۹۹۲ پرفسور هانس گونتر باستیان(۷) به همراه گروهی از دانشمندان ۱۸۰ دانش‌آموز بین سنین ۶ تا ۱۲ سال را در مدارس ابتدایی برلین به مدت شش سال تحت نظر قرار دادند. آنها پی بردند كه كودكان نوازنده به‌خصوص كسانی كه قبل از سن ۸ سالگی شروع به فراگیری ساز نموده‌اند باهو‌ش‌تر و واقع‌بین‌تر از دیگران‌اند و اعتماد‌به‌نفس و قدرت سازگاری بیشتری دارند. این دانش‌آموزان در دروس جغرافی، انگلیسی، آلمانی و ریاضی نمرات بهتری كسب نمودند.

روانشناسی تمهای موسیقی

روانشناسی تمهای موسیقی:حواس وسیله ارتباط آدمی با عالم خارج است.تحریکات محیط توسط گیرنده های حسی به صورت پیامهای الکترمغناطیسی به مرکز عصبی انتقال می یابد.

پیام عصبی وقتی از گیرنده های حسی مانند چشم،گوش و پوست به مرکز عصبی یعنی کرتکس مغز (قشرمغز) منتقل می شود فرایند احساس شکل می گیرد.اصوات موسیقی از طریق گوش به مغز می رسد و حواس و عواطف را تحریک می کندو با ایجاد انرژی موجب انگیزه و فعالیت می شوند.
روانشناسی تم های موسیقی - academist.net

نغمه های موسیقی بر حسب ترکیب فواصل و ریتم دارای ارتعاشات خاصی هستند که با تحریک ارتعاشات سلولهای عصبی،احساس و انگیزه ای را تقویت و یا منتقل می سازد.

بطور کلی موسیقی از طریق تحریک تخیل و تداعی و تهیج عواطف در روحیه شنونده اثر می گذارد.وقتی یک قطعه موسیقی را تجزیه و تحلیل می کنیم به اجزا و ارکانی می رسیم که هر کدام به نوعی در تاثیر گذاری نقش دارند.

ریتم و ملودی دو رکن اساسی موسیقی می باشند. ریتم در موسیقی به صورت ضرب آهنگهای منظمی احساس می شود.با موسیقی می توان ریتمهای متنوعی را بوجود آورد وانرژیهای مختلفی را در شنونده تحریک کرد.

از فعالیتهای ریتمیک در تحریک بسیاری از قوای حسی و حرکتی و کاهش و افزایش انرژی اشخاص استفاده می شود. کار اصلی ریتم،تحریک و تهییج احساسات است که انرژی روانی را تولید می کند وانرژی این تحریک با کمک ملودی به جریان می افتد.

ملودی در ایجاد نوع احساس و ریتم در شدت و سرعت و یا سستی و رخوت آن نقش موثری دارد.ریتم و ملودی از هم جدا نیستند.ریتم ضربان و نظم هر آهنگ و ملودی محتوا و خود آهنگ است که از ترکیب اصوات به وجود می آید.

هر ملودی بر حسب ترکیب اصوات و فواصل موجود در آن احساسات خاصی را به شنونده منتقل می سازد.برخی از ملودی های غمگین و حزین،برخی ملایم و آرام بخش،تعدادی هیجانی و بی قرار و بعضیشاد و فرحبخش هستند که این احساسات بستگی به فواصل فیزیکی و ترکیب اصوات دارد.

بطور کلی اگر فواصلی که در اهنگ به کار می رود بزرگ باشد و ترکیب اصوات با پرش توام گرددانبساط و نشاط بیشتری را القاء می کند و اگر فواصل بزرگ توام با ریتم تند باشد شدت نشاط بیشتر می گردد.

به حدی که به قسمت نا آرامی و بی تابی سوق می یابد.اگر فواصل آهنگ کوتاه و فشرده و ریتم کند باشد،احساسات کند و گرفته تر خواهد بود. این مسئله به طول موج اصوات و تاثیر آن بر واسطه های شیمیایی مغز بستگی دارد. چنتنچه ریتم با حال شنونده هماهنگ باشد انرژی روانی و احساسی بهتر تحریک می شود و ملودی بهتر به جریان می افتد.

طبقه بندی تمهای موسیقی:
تمهای موسیقی به پنج دسته تمهای شیدایی،حزین،هیجانی ،شاد و فرحبخش و آرامبخش تقسیم می شوند.

۱-تمهای شیدایی: واژه شیدا در روانشناسی معرف سرخوشی و شور و نشاط بیش از حد است.سر خوشی،هیجان بخشی احساس مدهوشی از خصوصیلت تمهای شیدایی است.جنبه مدهوشی و جذبه آن آرامبخش افراد بی قرار و شیداست.

بعضی از چهار مضرابها و ضربیهای موسیقی ایرانی استعداد القاء چنین حالتی را به خوبی دارا هستند.افراد مستعد با شنیدن چنین تمهایی احساس سر خوشی و وجد می یابند.شیدا صفتان اغلب با سیر در این تمها احساس نشاط ، تخیل و حالت جذبه پیدا می کنند.از تمهای شیدایی می توان برای تحریک خلق های خموده استفاده کرد.

۲-تمهای حزین: لحن تمهای حزین غم انگیز است و شکوه و شکایت دارد و در شنونده احشاش ناکامی را تداعی می کند. این تمها بر انتقال دهنده های عصبیافراد مستعد تاثیر میکند و باعث کاهش ترشح واسطه های شیمیایی در مغز شده که در نتیجه ء انباشته شدن این عناصر حیاتی،حزن و اندوه احساس می گردد.

ارتعاشات این تم اغلب تداعی کننده خاطراتی از ناملایمات گذشته است.ملودیهایی که فواصل فشرده و نزدیک به هم و ریتم کند دارند،حزن را بهتر منتقل می سازند.تمهای حزین درحالت ملایم درد را تسکین می بخشند و در ایام سوگ و فراق تحمل تالمات را آسان تر می سازند.احساس ناکامی را تعدیل و غربت و تنهایی را از دل بیرون می کنند و انرژی و هیجان خون را تخلیه می سازند.

استفاده بیش از حد از این تم باعث رکود و کاهش انرژی شده و روحیه را خسته و حزین می سازد.بسیاری از نغمات حزین موسیقی مشرق زمین حاصل همدردی با با وقایع دشوار و گرفتاریهای اجتماعی مردم بوده و این قطعات تا حدودی تالمات مردم را تسکین داده است.

۳-تمهای هیجانی: هیجان،واکنش انفعالی،شدید و فوری است که غالبا با تظاهرات بارز اعصاب خودکار و واکنشهای فیزیولوژیک توام است و میل به جنبش و حرکت را به وجود می آورد.از تمهای هیجانی می توان با ایجاد انرژی روانی،رغبت و انگیزه در کاهش حالات افسردگی و غمگینی بهره جست.

بعضی از سازندگان موسیقی از این گونه برای تحریک و تحرک بدنی سود می جویندکه مورد استقبال جوانان نیز قرار می گیرد.بسیاری از این تمها ملودی های زیبایی دارند که اگر با متانت ارائه شوند و ارکستراسیون (ساز آرائی) مناسبی پیدا نمایند اثرات ارزنده ای خواهند داشت.

۴-تمهای شاد و فرحبخش: تمهایی هستند که شادمانی و نشاط را توام با آرامش و متانت منتقل می سازند.این تمها باعث انبساط خاطر و سرزندگی می شوند.تمهای فرحبخش احساس سرزندگی و شادمانی را برای کار و فعالیت افزایش می دهند.برای تقویت روحیه افراد یک اجتماع و سرزندگی و نشاط آنها مخصوصا کودکان و نوجوانان تمهای شاد و فرحبخش بسیار مفید و سازنده هستند.

۵-تمهای آرامبخش: تمهای مطبوعی هستند که نه تحریک کننده ،نه غم انگیز،نه هیجانی و نه وجد آورند.متن ملایم و یکنواخت ارتعاشات آنها احساس آرامش را منتقل می کند.تمهای آرامبخش به خاطر ریتم ملایم در فواصل وسیع و ارتعاشات موافق آن با استعداد مغز باعث احساس ملایمت و آرامش می شود.

استفاده از این تمها برای آرامش و تمرکز،بسیار مناسب است.این تمها توازن عواطف،تعادل تخیل و وحدت فرآیندهای ذهنی را تقویت می کنند و از آنها می توان در کاهش بسیاری از تنش ها استفاده کرد. موسیقی همچون دارو هر حالت روانی دارای ارتعاشات موجی خاصی است که بر حسب میزان و شدت آن احساس به وجود می آید.اصوات موسیقی می توانند ارتعاشات متنوعی ایجاد کنند و بر ترشحات و ارتعاشات سلولهای عصبی تاثیر بگذارند.

همانطور که در تاثیر دارو و میزان و ترکیب عناصر اهمیت دارد، در موسیقی نیز نوع ارتعاش و میزان آن در تناسب با حالات روانی مطرح است.با پیشرفت بشر در علوم پزشکی و کامپیوتر ، تاثیر ارتعاش موسیقی بر بدن و سلولهای مغز قابل بررسی است.بررسی تغییرات حاصله کمک می کندتا ملودیهای خاص برای ایجاد احساسات مختلف پیش بینی شود.

موسیقی... روح... درمان... قتل... زندگی


گروهی از دانشمندان کانادایی در تازه ترین یافته های خود نشان داده اند که موسیقی همانند یک داروی مخدر طبیعی و تحریک کننده شیمیایی مغز را فعال کرده و باعث احساس شادی در انسان می شود.


به گزارش سلامت نیوز به نقل از مهر، تیم تحقیقاتی پروفسور دانیل جی. لویتین از دانشگاه "مک گیل" مونترال در تحقیقی به بررسی پاسخ های بیولوژیکی مغز به تحریکات موسیقایی پرداخته اند.

این محققان با کنترل واکنش های بیوشیمیایی تحریکات موسیقایی کشف کردند که موسیقی به تمام تاثیرات شیمیایی پاسخ می دهد و به خاطر همین پاسخ ، اعصاب مهم به متعادل کردن سطوح هورمون "سلامتی و سرخوشی" مغز کمک می کنند. این هورمون که دوپامین نام دارد، هنگامی که فرد مواد شادی آور یا مخدر مصرف می کند، ترشح می شود.

به گفته این محققان، برخلاف مواد مخدر که اثرات مخرب جانبی زیادی دارد، موسیقی هیچ عارضه ای برای انسان ندارد.

در این مکانیزم، وقتی که فرد به آهنگی که دوست دارد ، گوش می دهد، این هورمون در مغز ترشح شده و باعث حالت شادی آور در وی می شود.

براساس گزارش "رادیو وورد" این تحقیق نشان می دهد که موسیقی تاثیرات عمیقی در فیزیولوژی بدن از جمله عروق قلبی، تنفس و فعالیت های ذهنی برجای می گذارد و همچنین سطوح هورمون دوپامین را برای فعالیت های شیمیایی طبیعی مغز متعادل می کند.
-------------------------------------------------------------------------------

افراد تحت درمان با موسیقی، بوسیله راهنمایی‌های یك فرد متخصص كه در این زمینه آموزش دیده یا زیرنظر یك موسیقی درمانگر دارای مجوز فعالیت، به موسیقی های خاصی گوش می دهند و یا موزیكهایی را برای خود می‌سازند. موسیقی درمانی یكی از درمانهای هنری خلاق یا درمانهای بیانگر احساسات (شامل درمانهای هنری، شعر سرایی، درام درمانی و پسیكودرام ) می باشد.

موسیقی درمانی چیست؟
موسیقی درمانی عبارتست از کاربرد موسیقی برای ۱) القاء آرامش، ۲) تسریع روند بهبود بیماریها، ۳) بهبود عملكرد ذهنی و ایجاد سلامتی. ا فراد تحت درمان با موسیقی، بوسیل ه راهنمایی‌های یك فرد متخصص كه در این زمینه آموزش دیده یا زیرنظر یك موسیقی درمانگر دارای مجوز فعالیت، به موسیقی های خاصی گوش می دهند و یا موزیكهایی را برای خود می‌سازند. موسیقی درمانی یكی از درمانهای هنری خلاق یا درمانهای بیانگر احساسات (شامل درمانهای هنری، شعر سرایی، درام درمانی و پسیكودرام ) می باشد.
از موسیقی درمانی می‌توان به تنهایی و یا همراه با درمانهای دیگر است استفاده نمود.موسیقی درمانگرها با تمام سطوح سنی از اطفال كم‌ سن و سال گر فته تا
افراد مسن كار می‌كنند. این افراد در مراكز مختلفی همانند مدارس، مطبهای خصوصی، خانه های سالمندان، بیمارستانها و مراكز روانپزشكی مشغول به فعالیتند.
 تاریخچه موسیقی درمانی چیست ؟
قدمت درمان با استفاده از موسیقی تقریباً به قدمت تمدن بشری است. فیلسوفهای یونان باستان همانند سرخپوستان آمریكای شمالی عقیده داشتند كه موسیقی قادر به تسریع روند بهبود بیماریهاست. در ایالات متحده آمریكا در طی سالهای جنگ جهانی دوم برای نخستین بار از موسیقی درمانی به عنوان یك درمان رسمی در بیمارستانهای نظامی این كشور است استفاده شد تا به سربازانی كه در جریان این جنگ دچار نقص عضو و ناتوانی شده بودند كمك شود.
برای نخستین بار طی دهه ۴۰ میلادی به موسیقی درمانگر‌ها مدارك رسمی اعطا شد و در طی دهه ۵۰ نیز انجمن موسیقی درمانی آمریكا (AMTA) -البته تحت نام دیگری- تأسیس و بنیانگذاری شد .
 موسیقی درمانی چگونه اثر می كند؟
اغلب مردم هنگام شنیدن یك موسیقی، نوعی واكنش اتونومیک(Autonomic Response) را تجربه می‌نمایند. مثلاً هنگام شنیدن یك موسیقی پر تپش ، احساس پر انرژی بودن می‌نمایند و هنگام شنیدن یك قطعه آرام و كلاسیك، احساس آرامش و سبكی دارند. موسیقی درمانی ارتباط متعادلی میان موسیقی و خلق و خو برقرار می‌نماید. مطالعات علمی نیز نشان داد هاند كه موسیقی بر عملكردهای فیزیولوژیك نظیر تنفس و ضربان قلب و فشارخون تأثیر دارد. برای مثال همانطور که میزان هورمون كورتیزول هنگام بروز استرس بالا می رود ، میزان آزادسازی اندور فینها نیز توسط موسیقی افزایش می‌یابد (اندور فینها هورمونهای طبیعی هستند كه در بدن انسان موجب نشاط و سرخوشی و کاهش درد می‌گردند).
موسیقی درمانگرها معمولاً از موسیقی برای ایجاد ارتباط است فاده می‌كنند. بدلیل اینكه موسیقی دارای گوش هها، ضرب هها و ملودی است، می‌توان آنرا نوعی زبان دانست و از آن برای برقراری ارتباط است فاده نمود. بنابراین می‌توان برای بیمارانی كه دارای اختلالات ذهنی و جسمی هستند، از موسیقی درمانی است فاده كرد تا بتوانند احساسات خود را بیان كنند.
موسیقی درمانی قادر است به ا فراد درون‌گرا كمك کند تا به شخصیتی برون‌گرا تبدیل شوند و به بیماران اوتیستیك(درخود مانده) و اسكیزو فرن ( دچارجنون جوانی) هم برای كاهش گوش هگیری كمك می‌نماید. موسیقی درمانی برای بیماران مبتلا به سكته مغزی و اختلالات نورولوژیك دیگر نیز می‌تواند موثر واقع گردد. وقتی اینگونه بیماران به موسیقی‌‌های ریتمیك گوش می دهند، بطورهمزمان حركات عضلات آنها بیشتر و بهتر می‌گردد. هر چه این حركات هماهنگ‌تر و موزون‌تر شوند، مهارتهای حركتی آنها نیز به نوبه خود بهبود خواهد یا فت و اگر موسیقی دارای ریتم آرام و دارای کی فیت آرامش بخش باشد، پاسخ آنها نیز رسیدن به آرامش روحی و جسمی خواهد بود.
موسیقی درمانی قادر است ا فكار و احساسات و تجارب من فی را از بیماران دور نماید.به عنوان مثال درد ناشی از اعمال جراحی و دندانپزشكی و ... با موسیقی درمانی كاهش می‌یابد.
 جلسات موسیقی درمانی به چه شکل برگزار می شود؟
چون موسیقی درمانی برای موارد مختل ف قابل است فاده بوده و تعداد زیادی از بیماران را در بر‌می‌گیرد، برنام ههای درمانی و دور ههای آن برای موارد مختل ف، با یكدیگر متفاوت است. اگر شما در مورد یك بیماری یا وضعیت خاصی با یك موسیقی درمانگر مشورت نمایید، وی ابتدا در مورد علائم بیماری و نیازهایتان صحبت خواهد نمود و در عین حال میزان سلامت جسمی، عاط فی و اجتماعی شما مانند توانایی‌های ارتباطی و مهارتهای ذهنی شما را مورد ارزیابی قرار خواهد داد. هم خود فرد و هم درمانگر در انتخاب نوع موسیقی برای درمان موردنظر، با توجه به نیازها و سلیق ه فرد، موثر خواهند بود. شما می‌توانید موسیقی مورد علاق هتان را از موسیقی كلاسیك گر فته تا جاز و ... انتخاب نمایید. برای انجام موسیقی درمانی، نیازی به تجربه قبلی یا توانایی موسیقیایی خاص وجود ندارد. گاهی موسیقی درمانی‌ بصورت گروهی انجام می‌گیرد، بدین ترتیب كه از شما خواسته می‌شود تا در یك گروه با بیمارانی كه بیماری مشابه شما را دارند، به اجرای موسیقی بپردازید یا بعنوان عضوی از این گروه، به موسیقی گوش داده و آرامش را تجربه كنید.
اگر برای جراحی یا وضع حمل در بیمارستان بستری هستید، موسیقی درمانی می‌تواند به شكل گوش دادن به موسیقی یا آوازهای دلخواهتان برای كسب آرامش و كاهش درد ناشی از عمل جراحی باشد.
 کاربردهای موسیقی درمانی چیست؟
مطالعات و تحقیقات مختل ف نشان داد هاند كه موسیقی درمانی در پیشبرد آرامش، كاهش اضطراب و استرس و درمان ا فسردگی موثر است. مطالعه بر روی بیمارانی كه به دلایل مختل ف مثل سوختگی، بیماری‌های قلبی، دیابت و سرطان در بیمارستان بستری بود هاند، نشان داده است كه موسیقی درمانی به بیمارانی كه از اختلالات و مشكلات عاط فی و احساسی رنج می‌برند، اجازه می دهد تا بتوانند تغییرات مثبت ذهنی و خلقی در خود ایجاد نموده و در عین حال توانایی حل مشكلات را بدست آورند. در عین حال موسیقی درمانی در بیماران بستری در انستیتوی سلامت روانی هم بسیار موثر بوده است.
موسیقی درمانی به عنوان درمان مكمل برای توانبخشی بیماران باعث تقویت سطوح ارتباطی و هماهنگی جسمی شده و در ا فراد دارای اختلالات نورولوژیك و اختلالات گ فتاری كه دچار مشكلات روحی و جسمی نیز هستند، باعث بهبود عملكردهای ذهنی و جسمی می‌گردد. موسیقی درمانی در مراقبت از نوزادان ،حتی نوزادان نارس موثر و م فید بوده و برای اط فال و نوزادان تحت مراقبتهای پزشكی یا اعمال جراحی نیز بسیار قابل است فاده است. این درمان در اط فالی كه دچار ناتوانایی‌های یادگیری یا اختلالات گ فتاری و شنوایی هستند نیز ممكن است بسیار م فید واقع شود.
موسیقی درمانی می‌تواند نیاز به دارو درمانی را در حین زایمان كاهش داده و بعنوان عامل مكمل در كنار بیهوشی در جریان اعمال جراحی و دندانپزشكی مورد است فاده قرار گیرد. موسیقی درمانی را جهت كاهش دردهای مزمن هم می‌توان بكار برد.
موسیقی درمانی می‌تواند كی فیت زندگی را در ا فراد مبتلا به بیماریهای بسیار شدید و جدی كه در مراحل نهایی بیماری قرار دارند بهبود بخشیده و موجب بهتر شدن سطح سلامت و بالابردن كی فیت زندگی در آنها شود. از موسیقی درمانی برای تكمیل درمان بیماران مبتلا به ایدز، سكت ههای مغزی، پاركینسون، سرطان و آلزایمر و سایر انواع فراموشی‌ها می توان است فاده نمود.
با توجه به وسعت عملكرد موسیقی درمانی، نیاز به انجام تحقیقات رسمی برای تعیین تعداد ا فرادی از جامعه كه می‌توانند برای درمان بیماریهایشان از موسیقی درمانی كمك بگیرند، احساس می‌شود.
 چگونه یك موسیقی درمانگر انتخاب كنیم؟
موسیقی درمانگرها بصورت خصوصی یا همراه با روانپزشكان و روانشناسان و به عنوان عضوی از گروه مشاورین توانبخشی فعالیت می‌نمایند و در حال حاضر حدود ۵۰۰۰ درمانگر از این نوع، در ایالات متحده آمریكا مشغول به فعالیتند. برای انتخاب درمانگر در این کشور، به ا فراد توصیه می شود مطمئن شوند كه وی حتماً دوره موسیقی درمانی را در كالج یا دانشگاه طی كرده باشد همچنین باید مدارك ثبت شد های از مراكز تأیید كننده موسیقی درمانگرها (MT-BC) یا از مراكز ثبت ملی موسیقی درمانگرها (RMT) یا مراكز تأیید موسیقی درمانگرها (CMT) و یا مراكز پیشر فت ه تأیید موسیقی درمانگرها (ACMT) داشته باشد. به هر حال قبل از انتخاب یك موسیقی درمانگر سعی كنید با چند درمانگر صحبت كرده تا بهترین آنها را انتخاب نمایید.
 برای درمان با این روش توجه به چه احتیاطاتی لازم است؟
موسیقی درمانی برای تمام ا فراد مناسب نیست. برخی از ا فراد ممكن است با این نوع درمان احساس اضطراب و برا فروختگی بیشتری ‌نمایند و بعضی هم ممكن است اصلاً به این درمانها پاسخ ندهند. اگر شما یك نشانه یا علامت خاصی دارید و تمایل دارید كه با موسیقی درمانی معالجه شوید، ابتدا با پزشك خود مشورت نمائید تا وجود هرگونه مشكل پزشكی زمین های خطرناك و جدی را در شما رد نماید.
--------------------------------------------------------------------------------------

 انسان در هر چه دست برد خرابش کرد بنا به فرض تفاوت بین داروهای شیمیایی وگیاهی : داروهای گیاهی معمولا عوارض ندارند و فایده واثر دارویی آنها به مرور زمان تاثیر می گذارد ولی داروهای شیمیایی برعکس اثرات دارویی آن آنی و فوری بوجودمی آید ولی اگر اگر یک فایده داشته باشد معمولا اثرات جانبی آنی ویا مزمن در بدن بوجودمی آورند واین در همه مواد شیمیایی وجوددارد که می توان بطور خلاصه
گفت داروهای گیاهی ممکن است فایده هایی داشته باشند که در آینده متوجه شوند و داروهای شیمیایی ضررهای داشته باشند که در آینده باز متوجه شوند بطور مثال از مصر ف کردن کرتن بعنوان مسکن متوجه شدند که باعث پوکی استخوان
می شود نه فقط دارو بلکه تمامی مواد ساخت طبیعت وساخت انسان تفاوتهای فاحش زیادی دارند که در تمامی موارد می توان به آن اشاره کردکه مجالی برای آن نمی بینم موسیقی هم مستثنی نیست موسیقی طبیعت که خداوند به صورت طبیعی به انسان هدیه کرده واقعا دارای بعد آرامش خاصی است صدای دریا صدای آبشار، صدای پرندگان در دل جنگل واقعا اسم آنها هم آرامش بخش است ولی انسان متاس فانه با دست بردن دراین آهنگ طبیعت آنرا نیز خراب کرده وموسیقی شیمیایی درست کرده که اگر اگر به صورت موقت به انسان آرامش دهد آرامش ابدی را از او خواهد گر فت کسان زیادی را می شناسم (البته اینقدر نسبت به موسیقی تعصب دارند که حتی این مسئله را قبول هم ندارند) که از بچگی در موسیقی رشد کرده اند والان انسانهای غیر قابل تحملی شده اند اصلا نمی شود با آنها ساخت یک حالت روحی بسیار داغونی دارند که خودشان را موقتا با موسیقی آرام می کنند که این مثل همان قرص مسکن است که می خورند تا دردشان هرچند موقت تسکین پیدا کند در مورد داروهای شیمیایی چون ضررش واضح وبه جسم است برایشان قابل قبول است ولی دوا وسم روحی قابل تشخیص نیست.
معمولا مقدمه همه جنایتها موسیقی های مبتذل است شما معمولا نمی توانید جانی را پیدا کنید که از موسیقی کارش را شروع نکرده باشد چندین سال پیش متاسفانه با حمایت صدا وسیما از داروهای گیاهی بدحرفی واز شیمیایی تعریف
می کردند الان خودشان فهمیده اند چه اشتباهی کرده اند آنروز پزشکان ازگیاهان بدحرفی می کردند وامروزروانشناسان از موسیقی تعریف می کنند روزی همین روانشناسان به اثرات مخرب موسیقی های غیر طبیعی پی خواهند برد که امیدوارم آنروز دیر نباشد


منبع مقاله : کتب و اینترنت و اطلاعات شخصی