نقدی بر اجرای کنسرت ارکستر ملل 
کیوان ساکت در کنسرت ارکستر ملل
کیوان ساکت در کنسرت ارکستر

یکی دیگر از قطعات اجرا شده در این برنامه، سمفونی نفت اثر استاد علی نقی وزیری بود که با توجه به سایر آثار ایشان انتظاری شنیدن قطعه جدی تری را داشتم... این قطعه با تکنوازی هنرمند ارزنده تار و سه تار کیوان ساکت اجرا شد که معتقدم اجرای ایشان تحت تاثیر نواخته های اخیرشان با حرف ها و حدیث های فراوانی روبرو بود، چراکه اینجانب در سال 1367 افتخار شاگردی ایشان را داشته ام و سالهاست که با ویژگی های نوازندگی وآهنگسازی آقای ساکت آشنا هستم و از نزدیک شاهد روند کاری و فعالیت های هنری ایشان بوده ام.

به نظر من، اجراهای اخیر ایشان اصلا در حد یک نوازنده جدی و حرفه ای نیست و نگاه سهل انگارانه ایشان به ظرائف و ریزه کاری های موسیقی ایرانی و بالاخص ساز تار و سه تار، باعث شده که خیلی ها به ایشان به عنوان یک هنرمند جدی و هدفمند نگاه نکنند.

اینجانب بارها و بارها شاهد اجراهای زیبای ایشان در محافل خصوصی به خصوص منزلشان بوده ام، حال جای تعجب و سئوال است که چرا آقای ساکت در اجراهای عمومی سعی در اجراهای اینچنینی دارند. استفاده از جملات بی ربط و ناهمگون –استفاده متوالی از آرپژها و پاساژهای بی مفهوم- استفاده مکرر از جملات سرعتی و اجرای ساز با مضرابی محکم وسفت با سونوریته ای بسیار بد و استفاده از گلیساندو های متوالی و بد صدا- مطمئنا اینگونه حرکات برای شنوندگان آگاه با پارامترهای هنری جذاب نبوده و فقط میتواند موجبات استهزا و تمسخر و انتقاد را فراهم کند، مسئله ای که بارها و بارها شاهد آن در اجرا های زنده ایشان بوده ام.

چون معتقدم توانایی های بالقوه و بالفعل آقای ساکت در ساختار و اجرای موسیقی بسیار بیشتر از آن است که ایشان بخواهند به پارامترهایی مثل سرعت و اجرای حرکات محیر العقول (!) متوسل شوند. آن هم در سنین حدود 45 سالگی که مسلما یک هنرمند در این دوران باید به اوج پختگی نسبی خود برسد. به هرحال برای ایشان آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم در آینده شاهد اجراهای جدی تر و هدفمند تری از ایشان باشیم.

در اینجا لازم است از دو هنرمند جوان نیز یادی شود، چراکه زحمات آنها نیز در خور توجه و شایان تقدیر است. سینا سرلک و سالار عقیلی؛ سینا سرلک در چند اجرای اخیر ارکسترملی وارکستر ملل نشان داد که هنرمندی توانمند است و میشود در آینده بیشتر از وی شنید، هرچند که معتقدم وی باید تقلید را کنار گذارد و با کنکاش و تحقیق در توانایی های بالقوه و بالفعل خود راه و مسیر منطقی تکامل هنری را طی کند، زیرا پرداختن به مباحثی مقدماتی چون تمرینات صدا سازی و اصرار در تکرارو تقلید شیوه ای خاص که شاید فقط یک نفر در اینگونه خواندن موفق بوده و باشد، باعث درجا زدن و عدم پیشرفت اینگونه هنرمندان شود، راهی که همقطاران مشابه وی را نیز به بیراهه ای مبهم و بی سرانجام کشانده و از آنها خوانندگانی یک بعدی و یکنواخت ساخته.

سالار عقیلی با اجرای موفق نخستین سرود ملی ایران نشان داد که از توانایی بسیار برخوردار است و میتوان آینده درخشانی برای ایشان انتظار داشت، البته نباید تنظیم قوی، منسجم و یکدست سیاوش بیضایی به همراه شعر گیرای بیژن ترقی را نادیده گرفت که در مجموع اثری زیبا و گوشنواز را پدید آورده است.

در اینجا لازم است به یکی ازارزشمندترین برنامه های ارکستر ملل اشاره شود و آن دعوت از هنرمند برجسته تنبک نوازی بهمن رجبی است. بهمن رجبی از معدود هنرمندان صاحب مکتب در موسیقی معاصر ایران است که شاید بتوان مکتب هنری وی را در دو بعد هنری و اجتماعی بررسی کرد. در بعد هنری مکتب رجبی دارای ظرافت ها و ریزه کاری های بسیاری میباشد که مهمترین آنها بدین شرح میباشد:

1- استفاده از ساختار منسجم ریتمیک و هدفمند در آثار: مطلبی که در نواخته های تنبک نوازان گذشته یا معاصر ایشان یا به ندرت دیده شده یا هرگز وجود نداشته است، چراکه اکثر نواخته های تنبک نوازان فاقد جمله بندی یا انسجام لازم بوده و گاهی فقط در حد ضرباتی متوالی و تکراری روی پوست می باشد.

2- استفاده از موتیف های ریتمیک مشخص و بسط و گسترش آنها که باز هم ساختار ریتمیک و طراحی هدفمند در این گونه آثار حرف اول را میزند.

3- تجسم ریتمیک از ملودی های مشخص

4- طراحی جملات ریتمیک با اشکال و تکنیک های متنوع که در مجموع جلوه های متفاوتی را از ساز تنبک مجسم میکند.

5- تاثیر پذیری از ریتم ها و موسیقی های فولکلوریک و بازسازی آنها به تکنیک های تنبک نوازی و ...

در بعد همنوازی نیز بهمن رجبی از وسواس بسیاری برخوردار است و برای اکثر قطعاتی که با آنها تنبک نواخته، طراحی ریتمیک داشته است که شاخص ترین آنها همنوازی های وی با هنرمندانی چون رضا شفیعیان، دکتر اسدالله حجازی، پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده، منصور نریمان، کامران داروغه، محمد موسوی و ... است.

بعد اجتماعی مکتب بهمن رجبی حقایقی است که به مذاق بسیاری از آهنگسازان، نوازندگان و معاصرین وی خوش نمی آید و بدین خاطر خیلی از این افراد سعی میکنند از وی فاصله گرفته یا خود را در معرض افکار وی قرار ندهند. این حقایق اجتماعی شامل حال بسیاری از مسائل، از جمله زیبایی شناسی، حکومت رابطه بر ضابطه در نظام موسیقی و تبعیضات هنری در میان نوازندگان میباشد که متاسفانه منجر به ایجاد نظام طبقاتی در میان هنرمندان شده که سرآمد آنها پدیده زشت و ناپسند خواننده سالاری است که از طبعات آن تفاوت های فاحش در حقوق های هنری و جایگاه هنرمندان است که همین مسائل پیش پا افتاده دائما" موجبات پاشیدن گروه های موسیقی و ایجاد اختلاف میان هنرمندان را فراهم می آورد.

مسلما بخشی از زندگی هنری بهمن رجبی شامل بیان این حقایق شده است که ذکر این مسائل همانطور که عنوان شد به مذاق بسیاری از مخاطبین ایشان خوش نمی آید و همین باعث شده که ایشان مورد کم لطفی بسیاری از آهنگسازان و نوازندگان معاصر خود قرار گیرند. اجرای بهمن رجبی در ارکستر ملل نشان داد که هنوز وی در نوازندگی قطعات و تکنیک های مکتب خود در آمادگی کامل به سر می برد.

در انتها به ذکر این نکته بسنده میکنم که ارکستر ملل یک ارکستر جوان، پویا و نوگرا است، مطلبی که شاید در بسیاری از ارکسترهای مشابه از جمله ارکستر ملی مشاهده نشود. امید است در آینده شاهد اجراهای بهتر و منسجم تر از این ارکستر باشیم.